گفتگو با مینا مومنی

صداست که می‌ماند!

«مومنی» در یکی از روزهای خنک پاییز 1365 به دنیا آمد. پدر و مادرش او را «مینا» نام نهادند؛ نام پرنده‌ای از راسته سبکبالان که آواز بعضی از پرندگان را تقلید می‌کند. او نیز به تقلید از دوبلورهای تلویزیونی به جای عروسک‌هایی که پدر و مادر برایش خریده بودند صحبت می‌کرد و برای آنها اسم و شخصیتی تخیلی می‌ساخت. او می‌گوید: در همان دوران نوجوانی روی فیلم‌های تلویزیون حرف می‌زدم و صدایم را ضبط می‌کردم و برای اعضای خانواده پخش می‌کردم. او اکنون یکی از گویندگان و مدیران دوبلاژ انیمیشن‌های کودکان است. گفتگو با مینا مومنی پیش روی شماست.
کد خبر: ۳۱۳۴۸۲

اولین بار یادت هست جای چه شخصیتی صحبت کردی؟

اولین بار صدای ضبط شده خودم را روی یک زن پلیس در فیلم «به سوی جنوب» که با خواهرم در خانه ضبط کردیم شنیدم. ولی اولین جمله‌ای که در استودیو گفتم به جای یک دختربچه خردسال بود. من از 10سالگی به همراه خواهرهایم به جای عروسک‌هایی که داشتیم صحبت می‌کردیم. در همان دوران عشق به این کار در من تشدید شد و روزشماری می‌کردم تا تست گویندگی بدهم و این حرفه را ادامه دهم.

اولین بار که پشت میکروفن نشستی چه احساسی داشتی؟

دلهره زیادی داشتم و چون مدت‌ها انتظار چنین روزی را می‌کشیدم سعی کردم هرچه می‌توانم قابلیت‌ها و توانایی‌هایم را نشان بدهم.

این توانایی را به خانواده‌ات هم نشان دادی؟

در همان دوران نوجوانی، روی فیلم‌های تلویزیون حرف می‌زدم و برای اعضای خانواده پخش می‌کردم. اول کسی استقبال نمی‌کرد. می‌گفتند: «خوبه ولی به درد دوبله نمی‌خوره» و من ناراحت می‌شدم. البته خودم هم هیچ‌وقت از صدایم راضی نبودم و هر موقع صدایم را می‌شنیدم، احساس می‌کردم باز هم جای کار بیشتری دارد. الان خوشحالم که توانسته‌ام نظر خانواده را تغییر دهم. الان آنها بهترین مشوق‌های من هستند.

آخرین کاری که مدیر دوبلاژ بودید و گویندگی کردید یادتان هست؟

آخرین کارم «رمئو» نام دارد که داستان یک سگ ثروتمند است. صاحب این سگ آن را رها می‌کند و آواره کوچه و خیابان می‌شود. او با چند سگ فقیر آشنا می‌شود و سعی می‌کند به آنها کمک کند.

این که شبیه فیلم‌های هندی شد.

بله، این فیلم محصول هندوستان است و کمپانی والت دیزنی آن را ساخته. از کارهای دیگری که هم مدیریت کردم و هم گویندگی «کورالین» است. کورالین را آرش صوفی ترجمه کرده و گویندگانی همچون لیلا سودبخش طالقانی، کیوان صادقی یگانه، رهبر نوربخش، ساناز غلامی و ... در آن حضور دارند. این کار محصول 2009 به کارگردانی «هنری سلیک» و نویسندگی «نل گایمن» است.

دوبله کارتون مشکل‌تر است یا فیلم؟

هر کدام تکنیک و سختی خودش را دارد. انیمیشن قدرت، انرژی و خلاقیت بیشتری نیاز دارد.

مدیریت را بیشتر دوست دارید یا گویندگی را؟

هر کدام جذابیت خاص خودش را دارد. از آنجا که به خاطر عشق به گویندگی به مدیریت هم علاقه‌مند شدم، گویندگی را بیشتر دوست دارم. البته از مدیریت کارهای پردیالوگ (گفتگو)‌ هم لذت می‌برم.

بهترین و زیباترین بخش دوبله کدام بخش است؟

شیرین‌ترین قسمت‌هایش تپق زدن‌های خنده‌دار و مزه‌پرانی‌های در حین کار است که برای تیم گویندگی زنگ تفریح به حساب می‌آید. ولی برای من بهترین لحظه در گویندگی زمانی است که یک نقش پربازی مرا به چالش بکشاند و بهترین لحظه در مدیریت هم زمانی است که صدای همه کاراکترها (شخصیت‌ها)‌ به درستی کنار هم قرار بگیرند. ترجمه خوب و روان، باند و میکس خوب، گویندگی و مهم‌تر از همه مدیریت مسلط عوامل دخیل در یک دوبله خوب هستند.

توت‌فرنگی کوچولو هم یکی از کارهای شماست؟

بله، مدیریت این کار هم با من بوده و هنرمندانی مثل سمانه مبلغ حسینی، طاهره افقه، ثمین مظفری، کیوان عسکری و ... با من همکاری داشته‌اند.

ستاره آرزو چطور؟

در ستاره آرزو من فقط گویندگی کرده‌ام. این کار محصول 1999 میلادی و مدت آن هم 72 دقیقه است.

و موضوع داستانش....

وکو و یکو‌ به همراه خواهرشان که از مریضی رنج می‌برد در بین اهالی دهکده‌ای زندگی می‌کنند. وکو خیلی تلاش می‌کند تا خرج عمل خواهرش را فراهم کند اما موفق نمی‌شود و تنها راهی که به نظرش می‌رسد این است که از ستاره آرزو درخواست کمک کند.

چرا برای کودکان کار می‌کنید؟

برای این که آنها سرشار از سرزندگی‌اند و باعث می‌شوند من هنوز در دنیای ساده و شیرین کودکی باقی بمانم.

قبل از دوبله چه کار می‌کردید؟

عکاسی. من به نقاشی و عکاسی و تئاتر شدیدا علاقه‌مندم. بعد از ورود به دوبله به ندرت می‌توانم به سمت این کارها بروم. در دوبله جذابیت‌های زیادی وجود دارد.

مثلا؟

مثلا شما می‌توانید به جای شخصیت‌های مختلف و متنوع با میمیک و ملیت‌های مختلف حرف بزنید. دوبله همان نقابی است که خیلی از ما آدم‌ها دوست داریم پشتش پنهان شویم. دوبله کاری است که هیچ‌وقت تکراری و خسته‌کننده نمی‌شود.

یک تعریف کوتاه از دوبله...

برگردان یک اثر به ملیت و فرهنگی دیگر.

از بین نقش‌هایی که تاکنون گویندگی‌کرده‌ای، به کدام نقش بیشتر علاقه دارید؟

من نقش گلوریا در ماداگاسکار 3 را به خاطر بامزگی و خنده‌هایش دوست دارم. همین طور نقش مادر کورالین، چون این نقش هم بدجنس است و هم مهربان.

تلویزیون نگاه می‌کنی؟

متاسفانه زیاد فرصت تماشای تلویزیون ندارم؛ اما همان چند برنامه کودکی هم که از شبکه 2 دیدم، چنگی به دل نزد و احساس کردم فضای برنامه کودک کاملا مصنوعی است. همین طور خیلی از کارتون‌های دوبله شده فاقد انرژی لازم و خلاقیت است.

سخن پایانی؟

صداست که می‌ماند!

معصومه پارسامهر

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها