در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
خلاصه چند بار با دخترم رفتم بیرون و دورادور مواظبش بودم. آنها با هم کافیشاپ میرفتند و قدم میزدند، من هم از دور تعقیبشان میکردم. بار آخری که کار داشتم با دخترم نرفتم. او هم تنهایی رفت بیرون و دو سه ساعتی با آن پسر که دوست شده بود گردش کردند و برگشت خانه. خوب که دقت کردم دیدم النگوهایش نیست، چند تا النگو با قرض و قوله پدرش برایش خریده بود که در مراسمی اگر پیش آمد در دستش باشد تا خجالت نکشد. پرسیدم طلاهایت کو؟ گفت رضا امروز گفت بدجوری تو مخمصه افتاده، با ماشین پدرش تصادف کرده و حالا خجالت میکشد که به پدرش بگوید. ازم پول خواست که گفتم ندارم. او هم گفت اگر میشود طلاهایت را بده امانت بذارم ماشین را درست کنم. بعد پس میدهم. منم النگوهایم را بهش دادم. بعدا ازش میگیرم.
گفتم دختره کم عقل چرا این کار را کردی؟ آخه تو جز یک شماره تلفن آدرسی از او نداری. خلاصه سرت را درد نیاورم. از روز بعد هر چه به تلفن پسره زنگ میزنیم جواب نمیدهد. هیچ آدرسی هم ازش نداریم. پسره کلاهبردار سر دخترم را کلاه گذاشت و رفت. شوهرم وقتی فهمید میخواست دخترم را بکشد از ناراحتی. رفتیم به کلانتری اطلاع دادیم. آنها هم میگویند دختر خودت مقصر است. چرا بدون شناخت با یک تلفن با پسره دوست شده حالا که دوست شدند چرا ندیده و نشناخته طلاهایش را به او داده. چرا روی احساسات عمل کرده شما باید راهنماییاش میکردید.
خلاصه پرونده تشکیل دادند و میگویند شاید سر تعداد دیگری هم کلاه گذاشته باشد. قرار شد از طریق شماره تلفنش ردش را بگیرند. ماندم چه کار کنم.
بله خوانندگان عزیز. اگر دختری دارید که در سن بلوغ است بدانید که باید بیشتر از همیشه مراقب او باشید. دختر یا پسر فرق نمیکند. وقتی به سنی میرسند که احساس میکنند مثل آدم بزرگها باید رفتار کنند، آن وقت خطرناک میشوند و ممکن است هربلایی سرشان بیاید. زن همسایه هنوز نشسته تا طلاهای دخترش پیدا شود.
خانم س. الف تهران
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: