شتر، گاو، پلنگ

اشتباه نکن

دل از من برد و روی از من نهان کرد خدایا با که این بازی توان کرد؟...
کد خبر: ۳۰۹۱۶۲

سلام شترگاوپلنگی‌های تنهای دیار من. خوب و خوش که هستید؟ چه می‌کنید با این زمستان بی‌برکت؟ خسته نشده‌اید؟ یاد زمستان‌های کودکی‌ها به خیر. روزهایی که برف می‌بارید و برف می‌بارید و ما نگران پشت پنجره می‌ایستادیم و خدا خدا می‌کردیم آن‌قدر برف ببارد که فردا مدرسه‌ها تعطیل شود. چقدر صبح‌های زود بلند شدیم، صبحانه خوردیم و لباس پوشیدیم ولی ناگهان رادیو خبر داد که مدرسه‌ها تعطیل است. چقدر خوب بود دوباره لباس درآوردن و خزیدن توی رختخواب و بعد از چند ساعت بلند شدن و دویدن به سمت برف‌بازی. خب انگار ستون این هفته خیلی نوستالژیک شد. برویم سراغ نامه‌ها و ایمیل‌های شما:

ستاره از اراک، نامه‌ات رسید. آن را خواندم و بهت حق دادم که حال چندان خوشی نداشته باشی. ستاره نوشته که چند سالی هست به‌عنوان منشی در یک مطب کار می‌کند و حالا دکتری که او برایش کار می‌کند از او خواستگاری کرده است. البته او سن زیادی دارد و به خاطر همین خانواده ستاره بشدت با این موضوع مخالفند اما ستاره خودش فکر می‌کند اگر قرار است خوشبخت شود با همین آدم خوشبخت می‌شود. البته دلایلی هم آورده است. مثلا این که مدت‌هاست او را می‌شناسد و بهش اعتماد دارد، چون او بسیار انسان و چشم‌پاک است و از روی هوی و هوس به خواستگاری او نیامده است. او نوشته ما چندسال فرصت داشتیم همدیگر را محک بزنیم و حالا به این نتیجه رسیده‌ام که می‌توانم با او یک زندگی خوب داشته باشم اما خانواده‌ام موافقت نمی‌کنند.

ستاره عزیز تو باید به خانواده‌ات حق بدهی. پذیرفتن مردی که به قول خودت همسن پدرت است برای آنها کار سختی است، آن‌ هم به عنوان داماد. به هرحال چنین ازدواج‌هایی بخصوص در شهرستان‌ها خیلی عرف نیست و به خاطر همین خانواده‌ها نسبت به آن واکنش نشان می‌دهند. اما اگر تو واقعا از خوب بودن این آدم این‌قدر مطمئنی می‌توانی از او بخواهی که سعی کند اعتماد خانواده‌ات را جلب و یک جوری آنها را مطمئن کند که دخترشان را خوشبخت می‌کند. البته این کار سختی است اما امیدوارم به این نتیجه نرسیده باشی که بدون رضایت آنها ازدواج کنی و دست به کار اشتباهی بزنی. به هر حال تا زمانی که خانواده‌ات نتوانند این موضوع را بپذیرند حتی اگر ازدواج هم کنی مشکلی حل نخواهد شد. امیدوارم بتوانی درست‌ترین تصمیم ممکن را در این زمینه بگیری.

خب شترگاوپلنگی‌ها تا نگاه می‌کنی وقت رفتن است. ما هم باید برویم. پس تا هفته بعد درود و بدرود.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها