گزارش خبری گاردین : امریکا در معرض تبدیل شدن به حکومت نظامی قرار دارد

جام جم آنلاین : رابطه بین دولت ها و کسانی که خواهان محبت آنها هستند تغییر کرده است .
کد خبر: ۳۰۸۷۵
تا چند وقت پیش اعضای گروههای فشار به دیدار سیاستمداران می رفتند و به آنان رشوه می دادند یا تهدیدشان می کردند تا آنچه را که می خواستند به دست می آوردند.
امروز وزیران به دیدار اعضای گروههای فشار و افراد بانفوذ می روند.
هر گاه که یک گروه فشار شرکت های بزرگ ، کنفرانس یا ضیافت سالانه خود را برگزار می کند ، تونی بلر یا گوردون براون یا وزیر ارشد دیگری خواهد آمد و به آن التماس خواهد کرد که دولت را اذیت نکند! جورج بوش به هرگوشه و کنار امریکا می رود تا تملق شرکت هایی را بگوید که ممکن است از انتخاب مجدد او حمایت کنند و حتی قبل از این که آنها بخواهند ، به آنها وعده کم کردن مالیات با پرداخت یارانه دولتی می دهد.
اما در حالی که کم کم متوجه می شویم که شرکت ها به دولت های ما تسلط یافته اند ، به نظر می رسد که از قدرت روزافزون یک امتیازبگیر بزرگ دیگر غافل مانده ایم .
گویی در امریکا نوعی کودتای نظامی معکوس در حال شکل گیری است و بوش و مخالفان او دارند سهم فزاینده ای از حکومت و کشورداری را به نیروهای مسلح پیشکش می کنند ، اگرچه به نظر نمی رسد که نظامیان چنین چیزی را خواسته باشند.
وزارت خارجه امریکا هر هفته فهرستی از مهمترین سخنرانی ها و ملاقات های بوش را تهیه و برای سفارت های امریکا در سراسر جهان می فرستد.
سفارت امریکا در لندن یک بایگانی از این فهرست ها دارد که از ژوئن سال گذشته شروع می شود.
بوش در طول این مدت 41 سخنرانی مهم در حضور مخاطبان امریکایی خود داشته است .
از این 41 سخنرانی 14 مورد یعنی بیش از یک سوم آن در حضور نظامیان امریکایی یا نظامیان سابق امریکا ایراد شده است .
بوش رئیس جمهوری امریکا و فرمانده کل نیروها است و حق دارد که برای سربازان سخنرانی کند.
اما کار او خیلی فراتر از چاپلوسی های میهن پرستانه رهبران سابق امریکا است .
او گاهی حتی یونیفورم های سربازانی را می پوشد که به دیدارشان رفته است.
آوازهای آنان را می خوراند ، شعارهای آنان را سر می دهد ، لطیفه های خاص آنان را تکرار می کند و به لهجه خاص آنان حرف می زند.
او بعد ، از آنان تقدیر به عمل می آورد و سپس به آنان یادآوری می کند که حقوق ، خدمات درمانی و حق مسکن آنان (برخلاف سایر کارگران امریکایی) افزایش خواهد یافت .
پس از این وعده ها، هر چه که او بگوید آنان تایید خواهند کرد.
به این دلیل بوش از این فرصت ها برای حمله به مخالفان خود استفاده می کند و سیاست های جدید و غالبا جنجالی خود را در همین سخنرانی ها اعلام می کند.
در مورد وضع برق بین ایالت ها نخستین بار به تفنگداران خبر داد ; درباره اصلاح برنامه های بهداشتی امریکا به لژیون امریکا دستور داد ; او اخیرا برنامه خود را در مورد وضع مالیات برای شرکت های کوچک امریکایی با گارد ملی در میان گذاشت .
نظامیان ممکن است اصلا ندانند که او درباره چه چیزی حرف می زند اما در هر حال بشدت او را تایید می کنند. پس از آن ، اجرای این سیاست ها بصورت یک وظیفه میهنی در می آید!. به نظر من این سوءاستفاده او از موقعیت خود به عنوان فرمانده کل نیروها است همانطور که از هواپیمای مخصوص ریاست جمهوری برای سفرهایی استفاده می کند که هدفش جمع آوری پول برای حزب و فعالیت های انتخابات مجدد او است جنگ علیه ترور بهانه ای سست است .
در واقع همه اینها مدتها قبل از سپتامبر 2001 شروع شد ، بین فوریه و اوت آن سال او هشت سخنرانی مهم برای ارتش کرد که بعضی از آنها پر از اعلامیه های سیاسی بود.
اما در اینجا موضوع خیلی مهمتر از پوشاند خرقه میهن پرستی بر روی برنامه ها برای تامین منافع شرکت ها است .
جلب نظر ارتش برای بوش بصورت یک ضرورت سیاسی درآمده است .
او بدون آنها نمی تواند انتخابات بعدی را ببرد اگر او نتواند مقاومت در عراق را نابود کند ، مقاومت در عراق زندگی سیاسی او را نابود خواهد کرد.
اما شکستن مقاومت نیازمند حضور مداوم یک ارتش حرفه ای بزرگ و دهها هزار نفر ذخیره است .
مدارک فراوانی وجود دارد که نشان می دهد نظامیان نمی خواهند در عراق باشند و حداقل از نظر بعضی از ژنرالهای آنها ، برنامه ریزی حمله ضعیف بود.
در حال حاضر بوش از رونالد رامسفلد ، وزیر دفاع به عنوان سپر بلا استفاده می کند درست همانطور که بلر از جف هون استفاده می کند.
اما اگر قرار باشد رئیس جمهوری خشم نظامیان را منحرف کند باید هر چه را که ممکن است بخواهند اعم از این که خواستار آن شده باشند یا نه ، به آنان بدهد.
این طرز رفتار و سیاست را می توان از یک دیکتاتوری نظامی جهان سومی انتظار داشت در حالی که همه اینها از یک رهبری غیرنظامی سر می زند.
مشکل بزرگ دیگر بوش که از لحظه اعلام نامزدی وی ، او را آزار داده این است که هرگز به خدمت نظام نرفت تا وظیفه اش را نسبت به ملت انجام دهد در حالی که بعضی از سرشناس ترین مخالفان سیاسی او قهرمانان جنگ و ژنرالها هستند.
او برای این که نامزد ریاست جمهوری حزب جمهوریخواه بشود «جان مک کین» خلبان نظامی و زندانی جنگی را که برای شجاعت خود در جنگ ویتنام پنج مدال درجه اول افتخار امریکا را گرفته بود ، شکست داد.
بوش برای جنگیدن در عراق ، مجبور بود مقاومت کالین پاول وزیر خارجه خود و ژنرالی را در هم بشکند که قبلا رئیس ستاد مشترک ارتش بود.
برای پیروزی در انتخابات آینده او ممکن است مجبور به شکست دادن وسلی کلارک شود که فرمانده نیروهای ناتو در طول جنگ در یوگسلاوی بود و در حال حاضر نامزد اصلی حزب دموکرات است .
کودتای معکوس بوش به این معنی بوده که دموکراتها نیز باید مجیز نیروهای مسلح را بگویند تا حزبی میهن پرست به حساب بیایند.
شعار انتخاباتی کلارک «میهن پرستی جدید امریکایی» است . آخرین ژنرالی که رئیس جمهوری امریکا شد درک می کرد که تضادی بالقوه بین دو نقش عمومی او وجود دارد.
در نتیجه دوایت آیزنهاور در طول مدت ریاست جمهوری خود هرگز یونیفورم نظامی نپوشید یا آنطور که بوش وانمود می کند قربان صدقه نظامیان نرفت .
هشدار او درباره خطرهای ناکامی در کنترل و مهار «مجموعه نظامی صنعتی» از یاد رفته است .
تونی بلر نیز نقش سرباز به خدمت نرفته را بازی کرده اما با موفقیت کمتر. او نخستین رهبر غربی بود که پس از اعلام زودهنگام خبر پیروزی در عراق توسط بوش ،وارد این کشور شد اما وقتی برای سربازان سخنرانی کرد آنان ساکت ماندند.
یک منبع موثق به من گفت که ژنرالها از او به خاطر فرستادن آنان به جنگ با بهانه های دروغین عصبانی هستند.
اما در امریکا نیروهای مسلح ، اعم از این که بخواهند یا نخواهند ، دارند به قلب زندگی سیاسی کشیده می شوند.
یک دمکراسی بالغ و پخته در معرض خطر تبدیل شدن به حکومت نظامی قرار دارد.

از: گاردین
ترجمه علی کسمایی



newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها