گفتگو با علی میلانی بازیگر نمایش رادیو و تلویزیون

رادیو با دنیای خیالی روبه‌روست

علی میلانی 40 سال با رادیو و نمایش‌های رادیویی مانوس است. او به دلیل علاقه‌اش به نمایش نتوانسته به تلویزیون پایبند شود و خیلی زود دوباره به‌رادیو برگشت و در نمایش‌های زیادی از جمله پرده دوم، هملت، شهر کناس، مسخ و ... به ایفای نقش پرداخت. زمانی که او را دعوت به گفتگو کردیم مشغول بازی در نمایش بچه عوضی به کارگردانی اکبر زنجانپور بود که نقش پزشک همدست پلیس را در این نمایش ایفا می‌کرد، میلانی از جمله بازیگران پیشکسوت و ناشناخته نمایش رادیو است که از سال‌های کار در رادیو می‌گوید:
کد خبر: ۳۰۸۶۶۱

آقای میلانی دیدیم که شما مشغول بازی در یک نمایش خارجی هستید، معمولا بازی در نمایش‌های خارجی برایتان جذاب‌تر است یا نمایش‌های ایرانی که در مرکز نمایش رادیو تولید می‌شوند؟

این طبیعی است که نمایش‌های ایرانی برای ما جذاب‌ترند، چون با آن آشنا هستیم و فضای حسی آن به ما نزدیک‌تر است، البته نمایش‌های خارجی هم بد نیست به هر حال آنها هم انسانند. با فرهنگ‌های متفاوت، و ما به عنوان بازیگر باید تلاش کنیم حس‌های آنها را پیدا کنیم و پس از تجزیه و تحلیل و شناخت آن به مرحله اجرا برسیم البته شناخت احساسات خیلی مهم است در ایران آدم‌ها یک جور خاص برای بیان عواطف، احساسات و نگرانی‌ها و غم‌هایشان عکس‌العمل نشان می‌دهند و در کشورهای مختلف دنیا هم به نوع دیگر این اتفاق می‌افتد، پس هر دو نوع بازی جذاب است، اما احساس و عواطف و اندازه آن باید مشخص شود. این که یک بازیگر خارجی نسبت به یک اتفاق چه واکنشی نشان می‌دهد و یک بازیگر ایرانی چطور؟ مطمئنا عکس‌العمل بازیگر ایرانی چون به ما نزدیک است بهتر می‌تواند با شرایط روحی ما سازگار باشد.

با توجه به علاقه‌‌مندی شما در نقش‌های ایرانی، چرا بازیگری تلویزیون را ادامه ندادید و خیلی زود دوباره به رادیو برگشتید؟

من دوره خیلی کوتاهی در تلویزیون کار کردم، آن هم خلاصه شد به چند تله‌تئاتر و یک سریال تاریخی به نام مسافری از ری که به کارگردانی داوود میرباقری درباره زندگی حضرت عبدالعظیم حسنی ساخته شد.

رادیو چه جذابیتی دارد که همه شیفته کار در رادیو هستند؟

من اصلا به طور حرفه‌ای این کاره نیستم، من 30‌سال کار فنی انجام دادم اما در کنارش رادیو را هم رها نکردم، کار اصلی‌ام تراشکاری در یک کارخانه ماشین‌سازی بود، اما در خلال کار مرخصی می‌گرفتم و برای ضبط نمایش، به رادیو می‌آمدم. من رادیو را از اول دوست داشتم، به خاطر این‌که از دوره نوجوانی، اولین رسانه‌‌ای که با آن آشنا شدیم، رادیو بود؛ چون سال 1337 هنوز تلویزیون در ایران نبود و ما با رادیویی که پدرم خریده بود، با دنیای ناشناخته آن مانوس شدیم و همان رادیو باعث شد که من هنرپیشه شوم و آن علاقه روزبه‌روز در من بیشتر شد.

فکر می‌کنید بازی در نمایش رادیویی، چند سال بتواند برای شما که حرفه اصلی‌تان کار فنی بود، جذابیت داشته باشد؟

در رادیو، اصل کلی کار هنری بستگی به خود ما دارد. مثلا شما وارد شهری می‌شوید که ممکن است آن شهر پیچیدگی‌های متنوعی برای شما داشته باشد؛ اما برای کس دیگری شاید یک ساعت هم جذابیت نداشته باشد که در آن شهر بماند. دنیای نمایش هم همین طور است. دنیای نمایش دنیای احساسات آدم‌هاست. پیچیدگی‌ این احساسات، تناقض‌ها، تضادهای روحی و اجتماعی همه اینها خیلی دنیای وسیعی است که شاید در زمان محدودی کسی ادعا کند این عرصه دیگر برایش تمام شده است.

چقدر به جذابیت‌های یک اثر هنری ناب اعتقاد دارید؟ که الان شاید در رادیو یا حتی تلویزیون به‌شکل واقعی صورت نمی‌گیرد؟

من خیلی راحت بگویم که با توجه به اطلاعات و تحقیقاتی که خودم در این زمینه انجام داده‌ام و ادعا هم می‌کنم که حرفه‌ای نیستم، به نظر من الان در عرصه تئاتر و سینما و حتی تلویزیون اصلا اثر هنری اتفاق نمی‌افتد؛ اما باید راضی بود. به هر حال باید این سریال‌ها و فیلم‌ها ساخته شود و زندگی عادی ادامه پیدا کند. نمی‌توان منتظر بود که فقط یک کار هنری ناب ساخته شود تا مردم ببینند، شاید این کار سال‌ها طول بکشد؛ ولی من به دنبال یک کار هنری ناب هستم. حالا به غلط یا درست، دنبال آن زیبایی محض‌ام. به نظر من، هنر وسیله‌ای نیست که بخواهیم به واسطه آن به خواسته‌‌هایمان برسیم، بلکه هنر زیبایی محض است. اگر هنر را بشناسید، حتما به جایگاه والای آن واقف می‌شوید.

برخی کارشناسان در گذشته معتقد بودند با ورود رسانه‌های تصویری خصوصا اینترنت و ماهواره شاید رادیو دیگر آن جایگاه گذشته خود را نتواند حفظ کند، اما رادیو به چه واسطه‌ای توانست پررنگ‌تر از گذشته حضورش را در بین مخاطبان خود به اثبات برساند؟

من فکر می‌کنم به دلیل سهولت دستیابی که در دورترین نقاط و با کمترین امکانات می‌توان از آن استفاده کرد، و تلویزیون و سینما و تئاتر شاید چنین شرایطی را نداشته باشند و از همه مهم‌‌تر شنونده رادیو با دنیای خیالی روبه‌روست و هر آنچه که به عنوان نمایش رادیو می‌شنود می‌تواند برای خود به هر شکلی که دلش بخواهد کارگردانی کند و فضای قصه را طوری برای ذهنش مهیا کند، که هر آنچه که دلش بخواهد با ذهن و خیالش ببیند و با رویای آن زندگی می‌کند، اما رسانه‌های تصویری همه چیز را روشن و آشکار و با همه جذابیت‌های تصویری آن به مرحله نمایش می‌گذارند و شاید همه این جذابیت‌ها فقط در همان لحظه دیدن، برای مخاطب جالب باشد و در آن واحد همه چیز را فراموش کند.

کار با کدام کارگردان نمایش رادیویی را بیشتر می‌پسندید؟

همه کارگردان‌های رادیو توانا هستند و اصول کلی کارشان را می‌دانند، اما بعضی از آنها شاید ریزبین‌تر باشند و یا در زمینه‌ای قوی یا ضعیف عمل کنند، ولی در این میان بازیگری موفق است که فقط به نمایشنامه و راهنمایی کارگردان بسنده نکند و درباره نقش و بازی خود در کار تحقیق و مطالعه داشته باشد، شاید با تیزبینی و تلاش خود بتواند بهتر به نقش بپردازد.

چه موضوعاتی برایتان جذابیت بیشتری دارد که در نمایش‌های رادیویی کمتر به آن توجه می‌شود؟

اثری که در آن زیبایی‌های انسان، زندگی، آرزوها و رنج‌ها و دردهایش محور قرار داده شود، اما در یک ظرف زیبا و شکیل، مثل برخی نمایش‌های ژاپنی، افسانه ملل، چون این نوع داستان‌ها افسانه است دست بازیگر بازتر است که بتواند از توانمندی‌های خود بهتر استفاده کند.

و حرف آخر.

من امیدوارم که مسوولان و کارگزاران هنری به اندازه توانشان کار کنند، ولی آنچه که انسان را پایدار می‌کند و روحش ماندگار می‌شود نه سیاست است، نه ثروت، نه قدرت و نه از این دست، بلکه تنها دانسته‌ها و تربیت حسی و روحی فرد است. توانایی و دانش اوست که او را ماندگار می‌کند، من همیشه می‌گویم، این روزها آدم‌ها دارند یک ورقی می‌شوند، اما آدم‌ها باید کتاب باشند و درونشان پر باشد از دانسته‌های دوران پربار زندگی، چرا ما آدم‌ها دیگر خاطره نداریم و به زندگی معمولی خوردن و خوابیدن و کار معمولی زندگی بسنده کردیم، ما انسانیم و باید ابعاد وسیع انسانی را حفظ کنیم و از تک‌بعدی بودن دور شویم.

زینت پستادست

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها