در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
غربیترین نقطه تهران، جایی در انتهای اتوبان همت، محل قرارگیری لوکیشنی است که سکانسهای پایانی «ترانه پاییزی» در آن ضبط میشود و قرار است دانشگاهی را به تصویر بکشد که بخش عمدهای از اتفاقات داستانی از همین مکان سرچشمه میگیرد.
«ترانه پاییزی» روایتگر چهار روز از زندگی چند دوست و همکلاسی است که در دانشگاه و در پی درگیریهای بهمن 57 در تلاشند تا مبارزات انقلابی خود را در قالب اقداماتی فرهنگی از جمله برگزاری جلسات شب شعر و انتشار نشریهای دانشگاهی به نام «نشریه مهستان» پیش برند.
لوکیشن دانشگاه محوطهای سرسبز است با ساختمانی یک طبقه که با پنجرههای متعدد نردهای و دو در به محوطه راه مییابد. با ورود به ساختمان با عوامل در حال آمد و رفت و چیدمان میزانسنهای صحنه روبهرو میشویم. اینجا سلف دانشگاه است که با همکاری دانشجویان رشته پزشکی به درمانگاهی برای مداوای مجروحان وقایع خیابانی و تظاهرات بهمن 57 تبدیل شده است.
چند تخت بیمارستانی با ملحفههایی که به رنگ خون درآمدهاند به طور نامنظمی در وسط سالن قرار گرفتهاند. گروه مشغول آمادهسازی صحنه برای ضبط پلان جدید هستند و هنوز هیچکدام از بازیگران اصلی سرصحنه حاضر نشدهاند.
از فرصت استفاده میکنیم و قصه «ترانه پاییزی» را از زبان ابوالفضل کوه مشیی (جانشین تولید) جویا میشویم. به نظر میرسد سالن غذاخوری اصلی که با یک در کوچک به محل فیلمبرداری مرتبط میشود، محل مناسب و آرامی باشد برای گفتگوی کوتاه ما... .
رفاقتهایی برای انقلاب 57
ترانه پاییزی قصه رفاقت چند جوان دانشجوست که در بستر حوادث و جریانات انقلاب، درگیر مسائلی میشوند و در این بین با شکلگیری یک رابطه عاطفی داستان رنگ و بوی درامگونهای به خود میگیرد. کوهمشیی ادامه میدهد: «بابک، علی و مهرداد چند دوست و همدانشگاهی هستند که رهبری جریانات انقلابی در دانشگاه را برعهده دارند و در خلال داستان اصلی، علی درگیر رابطه عاطفی با خواهر دوستش (مهرداد) میشود. میترا (خواهر مهرداد) که برگزاری جلسات شبشعر در دانشگاه را برعهده دارد، ابتدا عکسالعملی در مقابل این علاقه نشان نمیدهد و مخاطب در انتهای داستان پی میبرد که این علاقه بین میترا و علی دوطرفه بوده است.»
از کوهمشیی درخصوص تولید پروژه و بهرهگیری از ادوات خاص چنین آثاری میپرسیم، وی میگوید: «در بحث تولید، ترانه پاییزی مانند دیگر کارهای تلویزیونی بود، البته ما سعی کردیم حداکثر امکانات را از لحاظ کمی و کیفی در نظر بگیریم. ما بعضی روزها حدود 200 تا 250 نفر هنرور داشتیم که هماهنگی بینشان بسیار مشکل بود. درخصوص امکانات فنی مثل اسلحه، ماشینهای نظامی و... نیز سعی شد بهترینها در دسترس باشد تا نتیجه قابلقبولی را شاهد باشیم.»
جدال عاطفه و مبارزه
آنچه ترانه پاییزی را نسبت به دیگر آثاری از این دست متمایز میکند صرفا جهتگیری به سمت حوادث بهمن 57 نیست، چرا که هر کدام از شخصیتها به تنهایی بار مبارزه را به دوش نمیکشد، بلکه رابطه شخصیتها در بستری از درام و شرایط اجتماعی شکل میگیرد که به طور موازی در کنار فعالیتهای دانشجویی بیننده را درگیر داستان میکند.
داستان فیلم روایتگر دو مقطع زمانی است که با فلاشبکهایی به یکدیگر مرتبط میشوند. فیلم با نمایش صحنههایی از درگیری آغاز میشود و با یک عقبگرد فضای دانشگاه و رابطه عاطفی علی و میترا ترسیم میشود و در خاتمه همچنان شاهد شکلگیری مبارزاتی هستیم که زمان حال داستان را بازگو میکند.
تردید در عشق
در انتهای محوطه باز و سرسبز لوکیشن عمار تفتی و ارسطو خوشرزم صندلیهایشان را روبهروی هم گذاشته و گرم صحبتند. نزدیک میروم و میخواهم خودشان درخصوص کاراکترهای علی و مهرداد توضیح دهند.
عمار تفتی ایفاگر نقش علی است. با توجه به آنچه از داستان فیلم برمیآید، میتوان علی را به عنوان محور اصلی، در خطدهی به جریانات کلی داستان دانست اما تفتی نظر دیگری دارد:
«معتقد نیستم که قصه حول محور علی میگذرد. در حقیقت داستان حول محور اتفاقات نیمه دوم سال 57 شکل میگیرد و روابط آدمهای بهمن 57 را با یکدیگر به تصویر میکشد و گریزی به دل شلوغ آدمهای معمولی آن سال زده میشود؛ روابطشان، رفاقتهایشان، مدل زندگیشان و این که ارتباطشان با یکدیگر چقدر تحتتاثیر آن برهه زمانی بوده است.» تفتی ادامه میدهد: «علی عاشق خواهر دوست صمیمیاش میشود و در این بین دودل است که احساسش را بازگو کند یا نه و چون بچه شهرستان است با خجالت و شرم و حیای خاص خودش نمیتواند مساله را با مهرداد در میان بگذارد. از طرفی چون در شرکت پدر مهرداد کار میکند، این تردید برایش وجود دارد که شغلش را به واسطه برملا شدن این علاقه از دست بدهد.»
تفتی با اشاره به سرانجام قصه میگوید: «ترانه پاییزی این اجازه را به بیننده میدهد تا آن طور که میخواهد نتیجهگیری کند. حتی در انتهای فیلم معلوم نمیشود که سرنوشت آدمهای داستان چه خواهد شد و آیا میترا به این عشق جواب مثبت میدهد یا نه...»
اما شخصیت مهرداد که ایفاگر آن ارسطو خوشرزم است، پسری است شوخطبع که در کنار دوستانش مبارزات دانشجویی را هدایت میکند. خوشرزم در خصوص شخصیت مهرداد چنین توضیح میدهد: «در طرح ابتدایی فیلمنامه مهرداد در مواجهه با علی برخورد تندی نشان میدهد که با نظر آقای زرینپور این مساله کمی تلطیف شد، چون ایشان معتقد بودند که در شخصیت مهرداد نمیگنجد که بخواهد برخوردی تعصبی نسبت به علی نشان دهد و تنها به دلیل شرایط موجود و این که فکر میکند در این شرایط مبارزه از هر مساله دیگری مهمتر است، به مخالفت با علی میپردازد.»
در فاصلهای که خوشرزم پاسخگوی سوالات ما است، امیر محمدزند به جمعمان اضافه میشود. وی در این مجموعه ایفاگر نقش بابک است و هماکنون مجموعه عملیات 125 را (از شبکه تهران) در حال پخش دارد. وی درباره کاراکتر بابک میگوید: «بابک مسوولیت نشریه «مهستان» را که همسو با فعالیتهای سیاسی دانشجویان شکل گرفته است برعهده دارد. از طرفی با ورود مسائل سیاسی و جهتگیری محتوایی نشریه به مسائل سیاسی مخالف است و در حقیقت بابک به عنوان لیدر و رهبر به حل و فصل مسائل و مشکلات گروه میپردازد.»
در حالی که بازیگران برای پلان بعدی آماده میشوند و گروهی نیز به اتاق گریم میروند، از بهروز خوشرزم، اجازه گرفتن عکسهایی را به عنوان پشت صحنه کار میگیرم. چند نفر از هنروران نیز توجهشان جلب میشود و برای گرفتن عکس یادگاری مقابل دوربینها قرار میگیرند. گروه کمکم آماده میشوند تا آخرین پلانهای کار را نیز ضبط کنند. همه در محوطه خارجی جمع شدهاند، هنروران در اطراف و امیر محمدزند، عمار تفتی و ارسطو خوشرزم مقابل در اصلی ساختمان ایستادهاند تا با فرمان کارگردان وارد ساختمان شوند. گویا این پلان مربوط به فصل نهایی کار است که عمار تفتی مجروح شده و وارد دانشگاه میشود؛ زمانی که میترا این جرات را مییابد علی را از حس درونیاش به او آگاه سازد. برای دیدن این پلان فرصتی نداریم. در حین ترک لوکیشن از دوست عکاسم میپرسم آیا اینبار شاهد اثری متفاوت در ژانر انقلابی خواهیم بود یا...
عوامل برنامه
تهیهکننده: بهروز خوشرزم، کارگردان: بهمن زرینپور، دستیار اول کارگردان: کامبیز دارابی، مدیرتولید: بهروز حاجیزاده، جانشین تولید: ابوالفضل کوهمشیی، سرپرست نویسندگان: فرهاد توحیدی، مدیرفیلمبرداری: علیرضا رجاییمقدم، صدابردار: رضا اردلان، برنامهریز: سعید عباسی، طراح چهرهپردازی: محسن ملکی، بازیگران: عمار تفتی، امیر محمدزند، ارسطو خوشرزم، ساره بیات، محمدرضا ایمانیان، بهروز خوشفطرت، امیر امیری، فرخ نعمتی، جمال کامران، یاسمن عرشیا، نوید احسنی، معصومه ثغرجوخی و... .
آزاده خواجه نصیری
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: