مزیت این خصیصه در آن است که فیلم کوتاه به لحاظ ماهوی مخالف با ساده پسندی و ابتذال مبتنی برجذابیتهای کاذب است. فیلم کوتاه به دنبال آن نیست که همچون بسیاری از فیلمهای بلند سینمایی فقط مخاطب خود را سرگرم کند و به هر قیمتی که شده در همان مواجهه اول نظر مثبت او را به خود جلب کند. از این لحاظ قالب فیلم کوتاه به ماندگاری، بیشتر توجه دارد تا اثرگذاری در لحظه. شاید این سخن عباس کیارستمی در مورد فیلم کوتاه بیشتر از فیلم بلند مصداق داشته باشد که گفته است فیلمهایی بهترند که سر مخاطب کلاه نمیگذارند و چه بسا نه هنگام نمایش بلکه بعد از پایان فیلم، شروع به شکلگیری در ذهن مخاطب خود میکنند. این شکلگیری پس از انتهای نمایش، درست به همان وجه تامل برانگیز بودن و حتی به این قیمت، گاهی به ظاهر غیرجذاب بودن اشاره دارد که ما آن را از ویژگیهای مهم فیلم کوتاه برشمردیم. فیلم کوتاه از این حیث بیشتر تعقل و اندیشه را مخاطب قرار میدهد تا احساسات و هیجانات کاذب را و این به خودی خود مزیت مهمی است که نباید نسبت به آن بی تفاوت یا از آن بدتر بیاعتنا بود.
اما عیب و نقص این خصیصه فیلم کوتاه آنجا نمایان میشود که دستاویزی قرار میگیرد برای نخبهگرایی و بیتوجهی به مخاطب عام که به موجب آن فیلمساز فیلم کوتاه تصور میکند هیچ نیازی ندارد به اینکه فیلمش در ایده و اجرا جذاب و قابل تحمل باشد و اینکه فراموش میکند در مقابل جذابیتهای کاذب لازم است در پی یافتن جایگزین مناسب یعنی جذابیت غیرکاذب باشد. گاهی حتی میپندارد هرچه میخواهد میتواند بگوید و هیچ محدودیتی برای بیان درونیات خود ندارد و لازم نیست به هیچ اصل و قاعده و باید و نبایدی پایبند باشد. از آن بدتر اینکه به غلط گمان میکند همه درونیات او برای دیگران جذاب است یا اگر نیست مشکل از آنهاست! افتادن از این ور بام خیلی خطرناکتر سقوط از آن ور بام است چراکه اگر آنجا مشکل، هیجانات و جذابیتهای کاذب بود اینجا مساله، اعتماد به نفس کاذب و غرور بیجاست؛ رذیلهای که به هیچ عنوان نمیتواند با ذوق، روحیه و تعهد هنری جمع شود.
با این تقریر پس روشن است که از شناخت ماهیت فیلم کوتاه مهمتر، شناخت ماهیت هنر و اثر هنری است که البته بحثی تخصصی و مفصل است و مناسب این سلسله یادداشتهای کوتاه نیست. مقصود، اینکه در مقوله فیلم کوتاه هم مثل همه دیگر امور مرتبط با تفکر و عمل، حرکت بر مسیر اعتدال مبتنی بر جامعنگری است که اصل است نه افراط که از تعصب و کوته نظری و یکسونگری نشأت میگیرد. فیلم کوتاه گذشته از مسائل فنی و تکنیکی از این حیث نیز عاملی مهم برای یادگیری سینما و تمرین فیلمسازی مطلوب است. سخت است در مدت زمان کوتاهی نظیر 10 تا 20 دقیقه هم جذاب باشی و هم مفید. معمولا یکی از این دو فدای دیگری میشود. در فیلم بلند اینچنین نیست. در آنجا فرصت کافی در اختیار فیلمساز هست که هم برای مضمون و هم برای فرم اثر خود برنامهریزی کند و نسبتی مناسب بین جذابیت و فایده چه در فرم و چه در محتوا برقرار سازد و از این طریق حتی شده به طور موقت و سطحی، مخاطب خود را از همراهی با خود راضی و قانع سازد، اما فیلم کوتاه هنوز شروع نشده تمام میشود و هر چه قدر که دردسر ساخت آن کمتر باشد موفقیت در آن هم به لحاظ جذب مخاطب و هم به لحاظ ارزش هنری مشکلتر است و در نتیجه معمولا هم در زمینه تجاری و هم هنری ناموفقتر از فیلم بلند از آب در میآید چراکه در فیلم کوتاه حفظ نسبت درست میان جذابیت و پیام دشوارتر است و خطر افتادن از دو سوی بام، بیشتر. اینجاست که باید گفت کسی که فیلم بلند میسازد به خودی خود هرگز حرفهایتر از کسی نیست که فقط به ساخت فیلم کوتاه علاقه و اشتغال دارد و چنین نیست که فیلم کوتاه خوب ساختن کاری سهل و ساده باشد و در حد افراد مبتدی و تازه کار. فیلم کوتاه زمینهای تخصصی و مستقل در حیطه فیلمسازی است که بهطور کامل شایستگی مطرح شدن به عنوان رشتهای مجزا در میان رشتههای فیلمسازی مراکز آکادمیک را داراست. مؤید این مدعا فیلمهای کوتاه بسیار بدی است که برخی فیلمسازان بسیار موفق سینمای بلند ساختهاند که از آن جمله میتوان به مجموعه فیلمهای تبلیغاتی (مثل نمونه سفارشی شرکت )BMW اشاره کرد که برخی از نمونههای آن حتی قابل قیاس هم نیست با نمونه کارهای ارزشمند فیلمسازان تبلیغاتی تلویزیونی بینام و نشانی که به غلط، غیرحرفهای خوانده میشوند.
نمونه قابل ذکر دیگر، فیلمهای کوتاهی است که عدهای از کارگردانهای شاخص سینمای جهان (که عباس کیارستمی هم از جمله آن هاست و البته فیلم او از نمونههای موفق این مجموعه است) با دوربین برادران لومیر ساختهاند. حتی در مجموعه «فرش ایرانی» هم این نکته قابل پیگیری است. اینکه بسیاری از آثار فقط به اسم و رسم و شهرت سازنده شان است که ارزشمند به حساب میآیند و الا اگر با نگاه تخصصی و با در نظر گرفتن اقتضائات ساخت فیلم کوتاه به آنها بنگریم اذعان خواهیم نمود که اصلا در حد و اندازه خیلی از فیلمهای آماتور بچههای گمنام انجمن سینمای جوانان که به یمن اشتغال مستمر به کار ساخت فیلم کوتاه به نوعی در این قالب صاحب ایده و نظر شدهاند هم نیست.
انتظار زیادی نیست اینکه میگوییم در زمانه تخصصی شدن همه علوم و فنون و بخصوص رشتههای هنری، باید نگاهی دوباره به نمونههای مهجور و مغفول مانده همچون فیلم کوتاه داشته باشیم و در مشهورات و مقبولات غلط جوامع هنری به طور خاص تصورات مربوط به غیرمستقل بودن فیلم کوتاه تجدید نظر کنیم. ساخت نمونههایی مثل مجموعه فرش ایرانی البته از این جنبه که بر اهمیت فیلم کوتاه و عدم ابتدایی و غیرحرفهای بودن آن تکیه دارد شایسته تقدیر است، اما این اقدام پسندیده وقتی کامل میشود که علاوه برپذیرفتن فیلم کوتاه به عنوان قالبی حرفهای و مهم در مقوله فیلمسازی، تخصصی بودن اینگونه متفاوت از فیلم بلند را هم به رسمیت بشناسیم و سیاستهایمان بهگونهای باشد که در آینده بتوانیم فیلمسازانی داشته باشیم که شهرتشان وابسته به فیلمهای کوتاه تأثیرگذاری باشد که ساختهاند نه مثل امروز که جز نمونههای معدودی همچون «شهرام مکری» کمتر فیلمسازی را میشناسیم که شهرتش به فیلمهای کوتاه او باشد نه فیلمهای بلند سینماییاش.
«اشکان، انگشتر متبرک و چند داستان دیگر» نخستین تجربه بلند شهرام مکری که سال گذشته در بخش فیلمهای ویدئویی جشنواره فجر به نمایش در آمد، فیلم بسیار خوب و ارزشمندی است و نمایانگر قابلیتهای فراوان این جوان مستعد برای ساخت فیلم بلند، اما به عقیده نگارنده، هنوز هم که هنوز است فیلم کوتاه «توفان سنجاقک» او فیلم بهتر و کاملتری در کارنامه اوست. اینکه این فیلمساز جوان به ساخت فیلم بلند روی آورده به تنهایی اتفاق بدی نیست اما اینکه این رویداد پایان اشتغال او به ساخت فیلم کوتاه که تخصص اصلی اوست باشد یا اینکه راهی برای امکان بیشتر او برای ساخت همان فیلم کوتاه باشد واقعه تأسف برانگیزی است که چرایی آن را باید در سیاستهای کنونی مبنی برعدم توجه لازم به فیلم کوتاه جستجو نمود. آنچه مواردی از این قبیل را تأمل برانگیزتر میکند منحصر نبودن امر به این موارد مصداقی بخصوص است و این مساله که نکند هر فیلمسازی که مدتی فیلم کوتاه خوب میسازد و در این زمینه تخصص پیدا میکند لزوما میبایست به ساخت فیلم بلند روی بیاورد تا شاید از این طریق بتواند در جامعه سینمایی کشور مقبول و مورد اعتنا باشد و اگر زمانی مجموعهای مثل فرش ایرانی ساخته شد از او هم برای همکاری دعوت به عمل آید و او تنها از این طریق بتواند قابلیت و تخصص خود در ساخت فیلم کوتاه را آن طور که شایسته است به نمایش بگذارد. فیلم کوتاه، گونهای مستقل، حرفهای و تخصصی در مقوله فیلمسازی است که در صورت گسترش و حمایت، به دلیل گرایش روز به روز جوامع امروزی به ایجاز اختصار و قالبهای مینی مال و کوتاه، میتواند حتی بیشتر از فیلم بلند برای عامه مردم، تأثیرگذار و آموختنی و نیز جذاب و دیدنی باشد. همه چیز به فرهنگسازی برمیگردد و به سیاستهای حمایتی و هدایتی که تابحال دست کم درخصوص فیلم کوتاه، متأسفانه موفقیت قابل قبولی نداشته است.
آزاد جعفری
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم