با امیرمعافی، کماندار تیم ملی

کسی که دیو اعتیاد را کُشت

اراده انسان می‌تواند بر هر چیزی پیروز شود چراکه قدرت آدمی لایتناهی بوده و اگر انسان خودش را خوب بشناسد، می‌تواند به هر آن چیزی که می‌خواهد برسد. عباس امیرمعافی یکی از آدم‌هایی است که این موضوع را به طور کامل و جامع ثابت کرده است. او متولد 1360 و بچه نظام‌آباد تهران است. تحصیلات او دیپلم بوده و یک برادر و یک خواهر دارد. پدرش سرمکانیک شرکت واحد و مادرش کارمند ارتش بوده است. امیرمعافی در دوره‌ای سیاه از زندگی‌اش به دام اعتیاد می‌افتد ولی با اراده قوی و عزم راسخی که داشته، از این دام رها شده و حتی در رشته تیراندازی با کمان تا سطح تیم ملی پیش می‌رود و سفیر ایران در سازمان ملل می‌شود. داستان جوانی را می‌خوانید که به خاطر اعتیاد روزی از خانواده‌اش طرد شده و حتی او را از خانه بیرون انداخته‌اند، اما امروز تمام زندگی‌اش را وقف کرده تا آدم‌هایی که به دام اعتیاد افتاده‌اند را به رهایی برساند.
کد خبر: ۳۰۷۸۷۳

چطور شد که با مواد مخدر آشنا شدی؟

من از 6 سالگی با مشروبات الکلی آشنا شدم و از 12 سالگی مصرف مواد مخدر را شروع کردم و حدود 9 سال اعتیاد داشتم.

چه شد که به سمت ورزش رفتی؟

حدود 21 سالم بود که وارد کنگره 60 شدم و کار درمانم را شروع کردم و به رهایی رسیدم. از 24سالگی وارد ورزش شدم و در رشته تیراندازی با کمان فعالیت کردم.

چه مقام‌هایی را در این رشته به دست آوردی؟

من 3 بار مقام دوم کشور را به دست آوردم و در اولین دوره المپیاد ایرانیان سوم شدم، اما مرا به مسابقات جهانی و المپیک نبردند.

چرا؟

اول که اصلا مرا راه نمی‌دادند و با من مشکل داشتند چون می‌گفتند سابقه مصرف مواد مخدر دارد و ممکن است دوباره استفاده کند تا دوپینگ کند. سال 1385 در مسابقات انتخابی تیم ملی دوم شدم ولی مرا نپذیرفتند. اگر آن موقع با آمادگی و تمریناتی که داشتم، عضو تیم ملی می‌شدم، مقام آسیایی یا جهانی می‌آوردم ولی آن اتفاق افتاد. اما من تمریناتم را ادامه دادم هرچند که رکوردم پایین آمد. سال 1386 در مسابقات انتخابی که در اصفهان برای مسابقات آسیایی برگزار شد،‌ سوم شدم اما دعوتم نکردند.

تو هیچ اقدامی نکردی؟

قبل از مسابقات با رئیس فدراسیون صحبت کردم و مرا قبول کردند و رفتم، ولی متاسفانه باز هم مرا به مسابقات نهایی راه ندادند.

پس هیچ‌وقت عضو تیم ملی نشدی؟

چرا،‌ عضو تیم ملی بودم و حدود 2 سال در تیم ملی حاضر بودم و جزو 6 نفر اول ایران بودم، ‌اما در مسابقات رسمی بین‌المللی نمی‌گذاشتند شرکت کنم. متاسفانه این فرصت را به من ندادند.

فکر می‌کنی دلیل این برخورد با شما چه بود؟

متاسفانه آن موقع در کشور ما آگاهی نسبت به درمان اعتیاد کم بود و جامعه نمی‌توانست بپذیرد که شخصی از دنیای مواد خارج شده است. کسی قبول نمی‌کرد که اگر کسی معتاد است،‌ می‌تواند کاملا عوض شود یا به قول کنگره 60 صفت گذشته در انسان صادق نیست چون جاری است یعنی هر انسانی می‌تواند تغییر کند، چه خوب و چه بد.

این رفتار چه تاثیری در زندگی شخصی شما داشت؟

با آموزش‌هایی که در کنگره 60 دیدم، با مسائل خیلی راحت‌تر برخورد می‌کنم. شاید اگر آدم عادی بودم، شکایت می‌کردم یا دست به کارهای دیگری می‌زدم، ولی در آن زمان پذیرفتم و گفتم این وظیفه من است و باید این دید را عوض کنم و به مسوولان بگویم اگر کسی یک زمانی مصرف‌کننده مواد مخدر بوده، می‌تواند تغییر کند و مثل یک آدم عادی زندگی کند. این مساله در زندگی خودم تاثیر داشت و خیلی عالی کار می‌کردم. تازه تیراندازی را شروع کرده بودم و پیشرفت خوبی داشتم. هر کسی باشد ناراحت می‌شود چون توانستم خودم را به این مرحله برسانم اما مرا نپذیرفتند ولی تاثیر آنچنان بدی در من نداشت که زندگی‌ام مختل شود.

چرا؟

چون هدف من قهرمانی نبود، تیم ملی نبود، هدف من این بود که پیام رهایی از اعتیاد را برسانم تا بتوانم حتی اگر شده یک نفر که در دنیای اعتیاد دست و پا می‌زند را از دنیای اعتیاد خارج کنم. الان هم به این فکر نیستم که دوباره وارد تیم ملی شوم یا خیلی کارها را بکنم که به آن مرحله برسم. الان خیلی راحت کارم را انجام می‌دهم. چند بار هم در تلویزیون صحبت کردم و خیلی‌ها با کنگره 60 و درمان تدریجی آشنا شدند و آمدند و مشکلاتشان را حل کردند که برای من از صد تا مدال طلای المپیک بالاتر است.

قضیه حضور شما در سازمان ملل چیست؟

سازمان ملل مرا به عنوان الگوی جهانی بازتوانی در سطح دنیا معرفی کرد و گفت که عباس یک الگوی بسیار خوب برای جوانان در سطح دنیا برای رهایی از اعتیاد است. رفتم و آنجا سخنرانی هم کردم. معاون دبیرکل سازمان ملل آقای کاستا هم بود و اصلا باورش نمی شد چنین اتفاقی افتاده است. وقتی توضیح دادم که چطور این کار را کردم، خیلی استقبال کرد. می‌شود گفت که با حضور من در آنجا کلی از نظرات جهانی در مورد درمان اعتیاد تغییر کرد. باید بگویم که همه اینها را مدیون جناب آقای مهندس حسین دژاکام، بنیانگذار و تئوریسین کنگره 60 هستم که خودشان سال‌ها درگیر اعتیاد بودند و توانستند روش درمان تدریجی را ابداع کنند. در سازمان ملل خیلی برای خودم جالب بود که وقتی آنجا رفتم، کسی مرا نمی‌شناخت و من هم کسی را نمی‌شناختم، ولی وقتی داشتم برمی‌گشتم همه آنها مرا می‌شناختند. زبان انگلیسی من زیاد قوی نیست ولی با همین مقدار کم با خیلی از افرادی که آنجا بودند، دوست شدم و ارتباط برقرار کردم. وقتی سخنرانی کردم، سفیران مختلفی آنجا بودند و گوش می‌کردند و وقتی صحبت‌های من تمام شد،‌ حدود 4 دقیقه برای من دست می‌زدند.

حضور شما در سازمان ملل چه تاثیری روی نگاه جهان به ایران داشت؟

تا حالا چنین اتفاقی نیفتاده بود. متاسفانه ایران با افغانستان هم‌مرز است؛ کشوری که سالانه چندین تن مواد مخدر در آنجا تولید می‌شود. ایران در منطقه خیلی حساسی است و خطر بیشتری جامعه ما را تهدید می‌کند. کشورهای اروپایی و غربی، با آن همه ادعا که در پیشرفت علم دارند، در مقوله درمان اعتیاد مانده‌اند و می‌گویند اعتیاد درمان ندارد و می‌گویند که اگر یک نفر معتاد شد، تا آخر عمر اعتیاد دارد و باید حواسمان باشد و به آنها کمک کنیم. وقتی از ایران به آنجا رفتم و چنین کاری کردم، متعجب مانده بودند و باورشان نمی‌شد. وقتی که عکس‌‌های قدیم و جدیدم را به آنها نشان می‌دادم، با حالت تعجب به من نگاه می‌کردند و مدام سوال می‌کردند که چطوری این کار را کردی؟ و من توضیح می‌دادم که اعتیاد را یک‌دفعه یا یک‌شبه نمی‌شود کنار گذاشت. با دارو، قرص و سم‌زدایی نمی‌شود این مشکل را حل کرد و زمانی مشکل حل می‌شود که سیستم تولیدکننده مواد شبه‌افیونی داخل بدن که به صورت طبیعی برای هر انسان سالم کار می‌کند، دوباره راه‌‌اندازی شود و آنها می‌گفتند که از این روش حتما در کشور خودمان استفاده می‌کنیم. در آن لحظه من به ایرانی بودنم افتخار می‌کردم. حتی بعضی مواقع که صحبت می‌کردم، از خوشحالی بغض گلویم را می‌گرفت و در آن لحظات خدا را شکر می‌کردم که این لیاقت را به من داد.

چند وقت قبل تلویزیون اعلام کرد که طبق آمار 75 درصد از معتادان ایران زیر 15 سالگی رو به اعتیاد می‌آورند. این آمار را که می‌شنوی چه حسی داری؟

یک زمان الگوی مصرف مواد در ایران مواد سنتی مثل تریاک بود که مصرف آن به خاطر بو و جای مصرف کار خیلی سختی بود و این مساله باعث می‌شد کسانی که امکانش را دارند، مصرف‌ کنند اما متاسفانه الان چند سال است که الگوی مصرف تغییر کرده است و مواد جدید مشکل مصرف تریاک را کمتر دارند، به خاطر همین است که سن اعتیاد در کشور ما پایین آمده است. قبلا هم گفته‌ام بهتر است به مسائل اجتماعی که مربوط به جوانان و اعتیاد می‌شود،‌ توجه بیشتری داشته باشیم.

این تفکر چه مشکلی را حل می‌کند؟

ما هر وقت به مشکل می‌خوریم، دنبال راه‌حل برای رفع آن مشکل هستیم اما اگر ما یک کشور سالم از لحاظ زیربنایی که منظورم نوجوانان و جوانان است، نداشته باشیم، چطور می‌توانیم یک اقتصاد قوی و کشوری موفق داشته باشیم. اگر می‌خواهیم در دنیا مطرح شویم باید نشان بدهیم که به فکر پیشگیری در مساله اعتیاد هستیم. خوشبختانه ستاد مبارزه با مواد مخدر این سیاست را مهم‌ترین سیاست خودش در مساله اعتیاد قرار داده است و بهتر است رسانه ملی و مطبوعات نیز بیشتر به این قضیه بپردازند. اگر در این رابطه بیشتر صحبت کنیم، به این معنی نیست که ما معتاد زیاد داریم، بلکه به این معناست که ما به فکر پیشگیری از وارد شدن یک جوان به دنیای اعتیاد هستیم. ما باید الگوهای موفق که کم هم نیستند را نشان بدهیم و از تجربه آنها استفاده کنیم تا این پیام را به آن نوجوان که اعتیاد را تجربه نکرده یا در حال تجربه است برسانیم که شاید بار اول یا دوم لذت داشته باشد اما اگر وارد دنیای مواد مخدر بشوی، همه چیزت را می‌گیرد و نابودت می‌کند.

اگر قرار باشد در این رابطه راهکار بدهید، چه می‌گویید؟

اگر دقت کنید یک اثر باستانی که ارزش بالایی دارد، وقتی می‌خواهند آن را ترمیم یا نگهداری کنند، آن را دست یک معمار خبره می‌دهند و دست یک مهندس ساختمان نمی‌دهند چون تجربه آن معمار یک تجربه عملی در آن زمینه است. دنیای اعتیاد هم همین مشکل را دارد. کسی که نمی‌داند اعتیاد چیست و حتی یک لحظه هم آن را تجربه نکرده، به راحتی نمی‌تواند راهکار مناسبی برای برون رفت از این مشکل ارائه کند اما نمونه‌های زیادی مثل خود من که در کنگره 60 هستند و سال‌ها درگیر مصرف مواد بوده‌‌اند و توانستند طوری این مشکل را حل کنند که دنیا متعجب مانده، داریم. باید از این افراد استفاده کنند.

کار کنگره 60 چیست؟

کنگره 60 یک سازمان مردم نهاد است که فقط در زمینه راهنمایی برای درمان اعتیاد فعالیت می‌کند و کار سیاسی و اقتصادی در کنگره 60 جایی ندارد. وقتی کسی وارد کنگره می‌شود، ما نمی‌پرسیم چه مذهبی دارد یا مال کدام کشور است یا رنگ پوست و وضعیت تحصیلی و اقتصادی او چیست. برای کنگره 60 فرقی نمی‌کند، کنگره به او کمک می‌کند تا از دنیای اعتیاد خارج شود.

چند نفر در کنگره 60 موفق شده‌اند که از دنیای اعتیاد خارج شوند؟

آمار دقیق ندارم اما افراد خیلی زیادی هستند. چرا می‌گویم زیاد چون وقتی یک نفر درگیر مصرف مواد مخدر می‌شود، خودش تنها که نیست و شاید یک خانواده 10 نفری درگیر این مشکل هستند و هر یک نفری که از دنیای اعتیاد رها شود، ببینید که چه افراد زیادی از این مشکل راحت می‌شوند. نگاهی که الان در جامعه است مثل این است که این خانه ما نیست که آتش گرفته، پس مهم نیست. اگر روزی خانه خودمان آتش بگیرد چه کار می‌کنیم؟ کسی که مواد مصرف می‌کند، آتش به جان یک خانواده انداخته است.

دلیل این صحبتم این است که در کشور ما همه به فکر ساختن مدرسه، بیمارستان و... هستند ولی نمی‌دانند آن مدرسه‌ای که ساخته می‌شود و بچه‌ای که در آن درس می‌خواند، شاید روزی در مسیر اعتیاد قرار بگیرد. برای آن بچه چه کار کرده‌ایم؟ چرا یک سری آدم نیکوکار و خیر که شکر خدا زیاد هم داریم، یک جایی را برای درمان اعتیاد درست نمی‌کنند؟

ما الان در کنگره 60 مشکل جا داریم تا جلسات را تشکیل دهیم به همین دلیل نمی‌توانیم به مردم خوب سرویس بدهیم. آیا روزی باید برسد که آن خیر یکی از عزیزان خودش درگیر این قضیه شود تا به فکر بیفتد؟ پس بهتر است که پیشقدم شوند و کمک کنند. کنگره 60 از هیچ‌کسی که به اینجا می‌آید یک ریال هم پول نمی‌گیرد و کاملا رایگان خدمات می‌دهد. ما آماده همکاری با آدم‌هایی که تصمیم دارند به فکر خودشان و خانواده‌شان باشند هستیم تا بتوانیم یک فضایی را اختصاص بدهیم برای کمک به انسان‌هایی که در بند اعتیاد هستند.

در راه رهایی از دنیای مواد خانواده‌ات چه کمکی به تو کردند؟

من به مرحله‌ای رسیده بودم که خانواده‌ام دیگر مرا قبول نمی‌کردند و مرا طرد کرده بودند چون بچه آخر بودم، حساسیت زیادی روی من بود. همه می‌خواستند تلاش کنند تا نجاتم بدهند ولی موفق نمی‌شدند. من 10 روز در خانه می‌خوابیدم اما دوباره سراغ مواد می‌رفتم. شاید 100 بار این کار را کرده بودم و خانواده‌ از من ناامید شدند. حتی مادرم گفت تو دیگر بچه من نیستی و کاملا هم جدی گفت و مرا از خانه بیرون کرد ولی خدا را شکر که با کنگره 60 آشنا شدم.

چطور شد که با کنگره 60 آشنا شدی؟

خواهرم خیلی تلاش می‌کرد که مشکل مرا حل کند. یک روز گفت که همسرش جایی را پیدا کرده و مرا به اینجا آورد. وقتی که به اینجا آمدیم و در کنگره 60 مشاوره شدم، به این نتیجه رسیدم که بهترین راه برای خروج از این بن‌بست است. خانواده من هم آمدند و با روش درمان آشنا شدند و آن موقع بود که به من کمک کردند.

در آن روزها که درگیر اعتیاد بودی،‌ فکر می‌کردی روزی به اینجا برسی؟

هیچ آدمی روی کره زمین نمی‌توانست حتی یک هزارم درصد هم حدس بزند که این اتفاقات برای من می‌افتد اما از آنجایی که خداوند ولی و راهنمای کسانی است که می‌خواهند از ظلمت خارج شوند و به سمت نور حرکت کنند، آنها را هدایت می‌کند، همین اتفاق هم برای من افتاد و توانستم تا اندازه‌ای وظیفه بندگی‌ام را انجام بدهم.

الان وقتی که یک بچه 12 10 ساله را می‌بینید که با موادمخدر آشنا شده، چه حسی به شما دست می‌دهد؟

خیلی ناراحت می‌شوم و یاد آن روزهای خودم می‌افتم که همه می‌گفتند این کارها بد و زشت است ولی باز هم مصرف می‌کردم چون به من درست آموزش داده نشده بود. مثل همان در باغ سبزی است که به آدم نشان می‌دهند اما در آن باغ هیچ چیزی جز خرابی، آتش، نابودی و سیاهی نیست.

چند درصد ممکن است دوباره سمت اعتیاد بروی؟

تحت هیچ شرایطی امکان ندارد که دوباره سمت اعتیاد بروم، حتی اگر گردنم را بزنند، دیگر سمت مواد نمی‌روم.

یک خاطره از بچگی؟

وقتی 7 سالم بود و پدرم سیگار می‌کشید، نگاه می‌کردم و می‌دیدم که چه لذتی از سیگار کشیدن می‌برد. وقتی کسی حواسش نبود، ته‌سیگارها را جمع می‌کردم و می‌رفتم بالای پشت‌بام و آنها را می‌کشیدم. این جالب‌ترین کار بچگی‌ام بود.

بزرگ‌ترین حسرت زندگی؟

هیچ حسرتی ندارم. حتی چیزهایی که نمی‌خواستم را هم خدا به من داده است.

بزرگ‌ترین آرزو؟

دوست دارم سفیر رهایی سازمان ملل شوم و در هر کشوری که بروم این پیام را به مردم تمام دنیا برسانم، پیام رهایی از اعتیاد.

چه هشداری برای جوانان داری؟

ماده مخدری به نام شیشه وجود دارد که می‌گویند اعتیاد ندارد ولی دنیا تا حالا به خودش ماده‌ای به این خطرناکی ندیده است. این دیگر اسمش موادمخدر نیست بلکه مواد مخرب است. اگر به فکر نباشیم شاید 5 سال دیگر تیمارستان سیار در خیابان‌ها داشته باشیم چون آدم شیشه‌ای هیچی نمی‌فهمد و هر کاری ممکن است که انجام بدهد. اگر الان مثلا 5 قاتل وجود دارد، مطمئن باشید در صورت مصرف شیشه 5 سال دیگر چند برابر خواهند شد و باید خیلی مراقب باشیم. به نظر من باید یک ستاد بحران شیشه تشکیل شود.

اگر الان 100 میلیارد تومان به تو بدهند، چه کار می‌کنی؟

اول یک خانه برای خودم می‌خرم چون هر چیزی که غیر از این بگویم، می‌گویند دروغ می‌گوید. بعد از آن هم چند تا ساختمان برای کنگره 60 تهیه می‌کنم.

ازدواج کرده‌ای؟

بله، 2 سال است که ازدواج کرده‌ام و می‌شود گفت که یکی از اتفاقات مهم زندگی‌ام بود چون آن کسی که همراه من شد، از لحاظ فکری کاملا شبیه خودم و یکی از مشوق‌های بزرگ من در این مسیر است و همیشه می‌گفت که تو باید این راهی که می‌روی را ادامه بدهی و در این راه هم به من کمک می‌کند. از بودن در کنار همسرم بسیار بسیار لذت می‌برم.

اگر یک ساعت از عمرت باقی باشد، چه کار می‌کنی؟

همان کاری که قرار است بکنم، طبق معمول درکنگره 60 به مردم خدمت می‌کنم.

بزرگ‌ترین لذت دنیا؟

این که یک نفر به رهایی از موادمخدر برسد.

حرف پایانی؟

آرزو می‌کنم روزی برسد که درکشور ما اعتیاد نباشد.

مهدی نوری

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها