اول تبریک به خاطر کسب عنوان ورزشکار بااخلاق سال 88، به نظر باید از همین جا شروع کنیم، این که این واژه شاید کوچک باشد اما برای رسیدن به آن باید کارهای بزرگی انجام داد، برای تو هم همینطور بود، چه چیز باعث شد به این عنوان برسی؟
من فکر میکنم برای هر ورزشکاری، داشتن روحیه جوانمردی شرط اول است، نمیگویم که خودم اینطور بودم، اما همین که سعی کردم اینطور باشم، یعنی میخواستم. من کسی نیستم که بخواهم الگوی اخلاقی ورزشکاران باشم اما فکر میکنم با داشتن روحیه ورزشکاری و از خودگذشتگی که خیلی مهمتر از قهرمانی است، میتوان در زمینه اخلاق حرفهای زیادی برای گفتن داشت.
کسی که اخلاق دارد، عمر ورزشکاریاش طولانیتر میشود، این را تجربه ثابت کرده، با این نظر موافق هستی؟
دقیقا، همین که میگویم مهمتر از قهرمانی است، این معنی را میدهد، چون ورزشکار اگر با اخلاق باشد و اولویت اول را مردم قرار بدهد حتی در ورزش و از بعد قهرمانی میتواند به موفقیتهایش تداوم ببخشد و پا برجا بماند، نه این که از مسیر اصلی منحرف شود.
برای رواج مسائل اخلاقی در ورزش چه باید کرد. این اواخر بحث منشور اخلاقی خیلی باب شده و بعضا منتقدانی هم داشته است، از این راهها میتوان به هدف رسید یا باید تدابیر دیگری اندیشید؟
باید فرهنگسازی کرد، نه فقط به صورت شعار، فرهنگسازی یعنی یاد دادن از بچگی همانطور که یک بچه خیلی از مسائل را در خانه و خانواده یاد میگیرد، ورزشکار هم با شروع ورزش در هر رشتهای به یک مربی خوب نیاز دارد که موارد لازم را به او آموزش دهد، منظور من تکنیک و تاکتیک نیست، مربی اگر خودش چیزی از نظر اخلاقی برای آموزش نداشته باشد آن ورزشکار هم چیزی نمیآموزد. یک مثال میزنم؛ اگر ورزشکاری که قهرمان استان یا کشور میشود، از همین عناوین ابتدایی از مربی یاد بگیرد که نباید مغرور شود، وقتی قهرمان جهان هم شود یا مدال المپیک بگیرد به هیچ کس فخر نمیفروشد. البته از آن سو هم میتوان آن را دید، اگر کسی بیشتر از حد هم بخواهد فروتنی کند یعنی از حق خودش گذشته است، در حالی که یک نفر باید پیدا شود و بگوید گاهی حق گرفتنی است و از آن نباید گذشت، این یعنی فرهنگسازی و اگر در همه ابعاد صورت بگیرد، دیگر نیازی به فشار و زور نیست، چون هر کس میداند چه باید بکند، بنابراین باید اول به مربیان آموزش داد و سپس از ورزشکاران انتظار داشت.
محیط ورزش کشورمان چطور، این فضا امکان فرهنگسازی را ایجاد میکند یا موانعی وجود دارد؟
قطعا فضای ورزش کشور ما مثل تمام کشورهای دنیا کاملا سالم و پاک نیست، کم و کاستیهایی دارد؛ اما ورزشکار موفق کسی است که در این شرایط از نظر اخلاقی نمونه باشد، چون اگر همه خوب باشند، دیگر خوب بودن هنر نیست. ورزشکار باید خودش را با محیط وفق دهد نه این که محیط را برای رسیدن خودش به هدف، دستخوش تغییر و تحول کند.
وضعیت ورزش بانوان نسبت به سالهای گذشته تغییری داشته است؟
خیلی بهتر شده، اما این به معنای کافی بودن نیست، لازمه پیشرفت ورزش بانوان توجه مسوولان است که خوشبختانه در یکی، دو سال اخیر خیلی بیشتر شده است، اما باید نوع نگاه و دید آنها نیز تغییر کند. در این زمینه کسب سهمیه ورود به المپیک برای بانوان موفقیت بزرگی بود که نشان از توانمندی ورزشکاران ما داشت، چیزی که اگر در مسابقات جهانی، بینالمللی و المپیک ادامه پیدا کند اعتماد مسوولان را جلب خواهد کرد، خواهش همه ما که در بخش بانوان ورزش میکنیم، همیشه این است که مسوولان توجه بیشتری نشان دهند چون با حمایت آنها موفقیت در این زمینه بدون شک بیشتر میشود.
از نظر امکانات چطور، ورزش بانوان و آقایان برابر هستند؟
رشته ما یعنی تکواندو امکانات زیادی نمیخواهد، فقط تجهیزات و وسایل مبارزه است که خیلی تعیینکننده نیست، ما در تکواندو نیازمند اردوهای تدارکاتی برون مرزی و رقابتهای آمادهسازی هستیم که خوشبختانه وضعیت خیلی نسبت به قبل بهتر شده و تقریبا با تکواندوی آقایان یکسان است، اما بعضی رشتهها هستند که هم از نظر هزینه گرانتر از تکواندو هستند و هم از نظر تجهیزات و امکانات. تا بهترین را نداشته باشند به نتیجه لازم در مقایسه با حریفان خارجی خود نمیرسند، در این رشتهها همچنان نیازمند توجه هستیم و این اتفاق باید برای بانوان بیفتد.
زمانی از نظر مربی در ورزش بانوان ضعیف بودیم و سطح دانش مربیان کافی نبود، حالا هم این مشکل وجود دارد؟
در بعضی رشتهها بله، در تکواندو به جرات میتوانم بگویم وضعیت خیلی بهتر شده، اگر قبلا از دانش روز کمی فاصله داشتیم حالا از نظر تجربه مربیان ما حتی از نظر آمار از مربیان خارجی جلوتر هستند و فقط به اعتماد مسوولان نیاز دارند، ضمن این که حضور ما در تورنمنتهای مهم بینالمللی به باور تکواندوکاران زن کمک میکند، وقتی در المپیک شرکت کردیم، من به چشم دیدم که همه میگفتند تکواندوی بانوان ایران عوض شده و همه با دید دیگری به ما نگاه میکردند و ورزش ایران را قبول داشتند، همین به پیشرفت ما کمک میکند، چون ناچار میشویم برای این که عقب نمانیم و سطح توقعات را برآورده کنیم، سطح آگاهی مربی را بالا ببریم، این اعتماد روزی جواب میدهد و مربیان ما را دنیا قبول میکنند.
در این سالهایی که تکواندو کار میکنی، مهمترین عامل موفقیتت را چه چیز میدانی؟
من 10 سال است که تکواندو کار میکنم، در تمام این سالها علاوه برتلاش و پشتکاری که لازمه موفقیت در هر رشته ورزشی است، مربی خوب را عامل اصلی موفقیت میدانم ، من خوشبختانه این مربی را داشتم و باکمک مریم آذرمهر که همیشه سعی کرده بهترینها را به من بیاموزد، در این جایگاه قرار گرفتم و 5 سال است که در تیم ملی همواره سعی میکنم برای کشورم موثر و افتخارآفرین باشم.
اگر قرار باشد به عقب برگردی، باز هم تکواندو را انتخاب میکنی؟
صددرصد، اصلا شک ندارم، من این رشته را دوست دارم و فکر میکنم در ورزش کشورمان امکان پیشرفت برای بانوان در این رشته زیاد است.
و اگر قرار بود در ورزش آقایان یک ورزشکار حرفهای باشی، چطور؟
نمیدانم، تا حالا فکر نکردم، شاید فوتبال، البته الان خیلی به فوتبال علاقه ندارم ولی اگر شرایط آن طور بود که شما میگویید شاید به خاطر شور و هیجان فوتبال، این رشته را انتخاب میکردم.
ورزش انفرادی را به تیمی ترجیح میدهی؟
نه به صورت کامل. به هر حال در ورزشهای انفرادی استرس بیشتری روی ورزشکار است و در ورزش تیمی این فشار تقسیم میشود. اما همانطور که گفتم در ورزش بانوان در کشور ما امکان پیشرفت و موفقیت در ورزش انفرادی مثل تکواندو بیشتر از ورزشهای تیمی است.
حتما باز هم رویای حضور دوباره در المپیک را داری؟
قطعا، وقتی آدم تا پای یک هدفی میرود و به آن دست نمییابد حریصتر میشود، من هم همین حس را دارم، المپیک و حضور در آن مهمترین اتفاق زندگیام بود و حالا بزرگترین آرزویم نه فقط شرکت دوباره در المپیک بلکه کسب مدال از این رقابتهاست.
این یک رویاست یا آرزویی دست یافتنی؟
هیچ چیز دور از دسترس نیست، این آرزو دست یافتنی است و من برای رسیدن به آن تلاش میکنم.
حرف خاصی مانده است؟
از همه کسانی که مرا به عنوان ورزشکار با اخلاق امسال برگزیدند، ممنونم و امیدوارم شایسته این عنوان باشم.
سارا احمدیان
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم