قاتل : جانم را بر سر 250گرم طلای خیالی گذاشتم

ماموران کلانتری 130 نازی آباد در کمتر از 24 ساعت جوان 24 ساله ای را که به عنوان کارگر خدمات در بیمارستان مرتکب جنایت شده بود ، دستگیر کردند.به گزارش خبرنگار ما ، در ساعت 54/10 روز چهارشنبه
کد خبر: ۳۰۷۷۴
باغبان بیمارستان مفرح در حوالی نازی آباد با مشاهده دستی که از زیر خاک بیرون مانده بود ، موضوع را به اطلاع مسوولان بیمارستان رساند. بلافاصله ماموران کلانتری 130 به همراه بازپرس ویژه قتل دادسرای جنایی با عزیمت به محل و کنار زدن خاکهای درون باغچه با جسد خونین دختر 15 ساله ای به نام مرجان وکیلی روبه رو شدند که پس از خفه شدن با 16 ضربه چاقو به قتل رسیده بود.

آغاز تحقیقات

با بررسی و تحقیق مقدماتی در این خصوص ، ماموران کلانتری متوجه شدند عامل یا عاملان این جنایت در فاصله 30 متری از محل دفن جسد ، دختر 15 ساله را به قتل رسانده و سپس با انتقال به محوطه بیمارستان ، او را درون باغچه دفن کرده اند. با صدور دستور قضایی ، جسد به پزشکی قانونی منتقل شد و ماموران تجسس به دستور سرهنگ باباپیری ، رئیس کلانتری 130 تحقیقات گسترده خود را در این زمینه آغاز کردند.

سرنخهای قتل

سرهنگ باباپیری درخصوص پیگیری های پرونده به خبرنگار ما گفت : پس از ارجاع پرونده از سوی مقام قضایی ، مسوولیت این پرونده به سروان رضایی ، رئیس تجسس کلانتری واگذار شد و در مرحله بعدی با توجه به این که مادر مقتول در روز حادثه در بیمارستان وضع حمل کرده است و کسی نمی تواند پس از جنایت جسد را به داخل بیمارستان منتقل کند ، به این نتیجه رسیدیم که باید عامل یا عاملان این جنایت در بیمارستان باشند.

بررسی سوابق

رئیس کلانتری 130 در ادامه گفت : با جمع بندی اطلاعات مربوط به این پرونده ، فهرست کارکنان بیمارستان مورد بررسی قرار گرفت . در پی این تحقیقات ، ما به یک نفر مظنون شدیم ؛ اما در مراحل بعدی متوجه شدیم وی نمی تواند در این جنایت نقش داشته باشد ، لذا در ادامه ، با بررسی مجدد به یک کارگر نظافتچی مظنون شدیم و با انتقال او به واحد تجسس کلانتری ، تحقیق از وی آغاز شد. این فرد با معرفی خود به نام غلامرضا ت به صراحت به این جنایت اعتراف کرد و گفت : از مدتی پیش دچار مشکلات شدید مالی شده بودم تا این که در حیاط بیمارستان دختری 15 ساله را دیدم که از من سراغ در خروجی را گرفت . در آن لحظات به یکباره تصمیم گرفتم او را به قتل برسانم به همین دلیل سعی کردم او را به محوطه ای که درختان زیادی دارد ، بکشانم و هنگامی که او به آن طرف رفت ، من هم به دنبالش رفتم . زمانی که او مرا دید ، شروع به فریاد زدن کرد. من هم با انداختن روسری به دور گردنش ، او را خفه کردم اما وقتی که متوجه شدم نیمه جان است ، با ضربات متعدد چاقو او را به قتل رساندم . سرهنگ محمدرضا باباپیری در ادامه خاطرنشان کرد: بدون آن که سرنخی از این جنایت در دست باشد، در کمتر از 24ساعت واحد تجسس کلانتری ، عامل این جنایت را دستگیر کرد.

گفتگو با قاتل

آیا مقتول را می شناختی؛
نه ، او را 2بار در بیمارستان دیدم که به ملاقات مادرش آمده بود.
چه انگیزه ای باعث شد تا او را به قتل برسانی؛
من فکر می کردم با کشتن او حداقل 250گرم طلا به دست می آورم ؛ اما او هیچ طلایی در دست نداشت و من اشتباه می کردم.
پس از جنایت چه کردی؛
جسد را به موتورخانه قدیمی بیمارستان بردم و آن را در زیرسنگ های مرمر مخفی کردم . بعد از آن به خانه رفتم و منتظر شدم تا هوا تاریک شود ، وقتی هوا تاریک شد ، با پوشیدن لباس سیاه دوباره به بیمارستان آمدم و با تیشه ای که تهیه کرده بودم ، در زیر درخت انجیر زمین را کندم و بعد هم جسد را در آنجا دفن کردم ؛ ولی چون عجله داشتم ، دست او بیرون ماند.
سابقه دار هستی؛
یک سابقه دارم ، اتهام من ، ارتباط نامشروع است.
جرم دیگر؛
چندی پیش نزدیک به 5/2 میلیون تومان از فروشگاه بیمارستان سرقت کردم .
بعد از جنایت ناراحت نشدی؛
چرا ؛ اما دیگر همه چیز تمام شده است چون می دانم مرا اعدام خواهند کرد.

گفتگو با پدر مقتوله

پدر مقتول نیز روز پنجشنبه در محل کلانتری در حالی که می گریست پاسخگوی سوالات خبرنگار ما بود.
آقای وکیلی شغل شما چیست؛
من یک کارگر هستم.
تصور شما از این جنایت چیست؛
قاتل خیلی بیرحم است و تصور می کند باید بابت این جنایت به او پاداش پرداخت شود.
شما قاتل را دیدید؛
بله ، ای کاش پیش از ماموران ، من او را دستگیر می کردم .
با او صحبت کردید؛
به او گفتم ، اگرچه من فقیر هستم ؛ اما همه زندگی ام را می فروشم تا او را مجازات کنم ؛ چون دختر 15ساله من مظلوم بود و به هیچ کس آزاری نرسانده بود. من نمی دانم دختر من چه گناهی مرتکب شده بود ، قاتل می گوید به خاطر طلای ندیده ، دخترم را کشته است .
چه درخواستی از مسوولان داری؛
اشد مجازات برای قاتل تا درس عبرت سایرین شود.
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها