جای خالی نظارت کیفی

سینما این روزها از جهاتی روزهای خیلی خوبی را پشت‌سر می‌گذارد. اولا که به جشنواره فیلم فجر نزدیک می‌شویم؛ جشنواره‌ای که هم یک‌جور ویترین برای تماشای محصولات یک‌ساله سینما و هم نوعی دور هم جمع شدن و دیدن بروبچه‌هاست.
کد خبر: ۳۰۷۶۶۲

 این جشنواره به نوعی سال‌تحویل سینمای ایران هم هست، برای همین سینما هم مثل بقیه هنرها روزهای پرخبری را طی می‌کند.

گذشته از آن و خبرهایی مثل رسیدن یا نرسیدن فلان فیلم به جشنواره یا اعتراض عوامل بهمان فیلم و امثال آن، اخباری مثل رفع توقیف بعضی فیلم‌ها که چندین سال بادلیل یا بی‌دلیل توقیف شده بودند، خبرهای خوب دیگر این روزها هستند.

مجموع اینها آنقدر خوب و قابل تامل هستند که اتفاقی مثل اکران بی‌سروصدای تعدادی فیلم فرهنگی که با وجود داشتن مجوز اکران، فرصت و مجال اکران پیدا نکرده بودند و بالاخره حالا-‌ هر چند در قالب تک‌سئانس‌های پراکنده و در وقت مرده قبل از جشنواره - رنگ پرده را دیده‌اند و به صورت اسمی به نمایش درآمده‌اند، خیلی به چشم نیامده است.

در این اوضاع و احوال، فیلمی روی پرده رفته که بدون جلب توجه و در کمال آسایش و آرامش از شرایط موجود استفاده می‌کند. اسم این شاهکار سینمایی «18»- است. چند روز پیش که برای دیدن فیلم دیگری رفته بودم، این توفیق اجباری دست داد که برای پرکردن زمان انتظارم تا وقت نمایش فیلم دلخواهم آن را ببینم اما در طول این چند روز هر چه تلاش کرده‌ام نتوانسته‌ام کلمه، اصطلاح یا عبارتی پیدا کنم که همه ارزش‌های این فیلم را یکجا به کسی که آن را ندیده منتقل کند.

اگر کمدی‌های آبکی و بی‌خاصیتی را که در سینمای ایران به یک سبک فیلمسازی تبدیل شده‌اند و همیشه روی پرده‌اند، در گروه و دسته‌ای با عنوان «سینمای سطحی و مبتذل» دسته بندی کنیم، آوردن اسم این فیلم در کنار آنها قبل از هر چیز توهین به ساحت آنها محسوب می‌شود. برای همین دربه‌در تلاش می‌کنم واژه گویای دیگری برای این فیلم کشف کنم.

آخرین چیزی که به ذهنم رسید و به آن رضایت دادم، واژه «سخیف» است. حالا از شما می‌پرسم برای فیلمی که نه داستان و فیلمنامه دارد، نه کارگردانی، نه بازیگر و نه هیچ‌ چیز درست و حسابی دیگر و حرف‌های آموزشی‌اش هم پر است از شعار و پند و نصیحت، واژه‌ای مناسب‌تر از «سخیف» به ذهنتان می‌رسد؟

در تحمل کارهای غیرهنری رکورددار به حساب می‌آیم ولی بعد از چرت وسط فیلم که دیگر تحملم طاق شده بود، دیدم جز 4- 3 نفر از تماشاگران کسی از سالن بیرون نرفته، در رکورد خودم هم شک کردم. یا همه آنها می‌خواستند تا وقتی فیلم دلخواهشان شروع می‌شود وقتشان را پر کنند یا همه‌ منتقد و نویسنده سینمایی بودند.

گذشته از شوخی، این سوال برایم مطرح شد که واقعا ملاک و معیار صدور مجوز برای اکران یک فیلم چیست؟ چگونه است که فیلمی با لحاظ کردن همه شاخص‌ها و ملاک‌های یک کار سینمایی باید سال‌ها در انتظار بماند و فیلمی بسیار کم‌هزینه که براساس تعاریف موجود از سینما به حداقل آن ‌ یعنی چیزی که روی پرده می‌افتد اکتفا کرده، از گرد راه نرسیده توانسته است روبان ماراتن پررقیب اکران را قیچی کند؟

این‌ها به کنار؛ ماجرا را از جنبه محتوایی بررسی کنید. فکرش را بکنید فیلمی با این مشخصات چقدر به سلیقه مخاطبش لطمه می‌زند و سطح ملاک‌های زیبایی‌شناسانه‌اش را پایین می‌آورد؟ آیا صرف داشتن یک داستان پندآموز برای رد شدن فیلمی از سیستم اکران و عرض اندامش روی پرده کفایت می‌کند؟ این وسط چیزهایی مثل درام کار و روایت درست یک داستان و دیگر ارزش‌های هنری چه اندازه اهمیت دارد؟ قبل از بالا بردن یک ساختمان، عده‌ای کارشناس همه نکات فنی‌اش را بررسی می‌کنند و این نظارت با شکل‌های مختلف در طول ساخت ادامه دارد تا رعایت نشدن هر یک از آن نکات در درجه اول به کسی آسیب جسمی نزند. سلیقه طراح و صاحب‌خانه در طراحی نقشه داخلی ساختمان در درجه دوم اهمیت است ولی این‌جا چطور؟

این سال‌ها به اندازه کافی در مذمت چیزی به نام «ممیزی» حرف زده‌اند اما نمایش این فیلم می‌تواند تلنگری باشد که اگر جزو خیل بی‌شمار مخالفان این موضوع هستیم، یک تبصره به‌ آن اضافه کنیم و در آن به لزوم ممیزی و ارزیابی از جهات تخصصی تاکید کنیم. برخورد سهل و ممتنع با این ماجرا، باعث تکرار آن خواهد شد و این حتی از عدم نمایش فیلم‌های دیگر با هر دیدگاهی مخرب‌تر است.

جابر تواضعی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها