نقش‌های‌ماندگار

شخصیت‌های به یاد ماندنی فیلم‌ها، همچون انسان‌های واقعی، زنده‌اند و از آن بالاتر، نامیرا و ابدی. نقش‌های ماندگاری که در شخصی‌ترین تصمیم‌گیری‌های مخاطبان نقش ایفا می‌کنند و این‌گونه به خیل تجربیات زیستی انسان می‌پیوندند.
کد خبر: ۳۰۷۲۳۵

«عبدالله» در «روز واقعه»1

نخستین کلام عبدالله در وصف عشق خود به راحله این پاسخ او به پیرمرد نصرانی است: «در نصرانیان دخترانی هستند که من پیش پاکی و زیبایی‌شان، پشت خم می‌کنم اما این راحله بود که در قلب من شور گمشده صحرا افکند. دگر آن‌که من بنده مصلحت نیستم. نه ترسانم نه سودپرست. درست این است که از عشق راحله بی‌اختیارم.» و این بهترین معرفی نخستین عبدالله از شخصیت خود است. عبدالله با عشق راحله مسلمان شده اما مسلمانی که به گفته پدر راحله از مسلمانی‌شان بوی غرور و جاهلیت می‌آید. در اسلام عبدالله که باز به گفته پدر راحله از آن بوی تازگی به مشام می‌رسد تشکیک می‌کنند و به او تهمت تظاهر و فریبکاری می‌زنند. حال آن‌که عبدالله با همان معرفی نخستین به ما فهماند که او عاشق حقیقت‌جویی راحله شده نه شیفته زیبایی‌اش. پس اسلام او نه جوازی برای وصلت با راحله که چشمه‌ای جوشان از اعماق وجود خود اوست.

عبدالله، «یتیمی مانده از پدری نصرانی» است. او «مردی توانگر نیست. او آسیابی دارد که به رنج خود ساخته است و اکنون طاقت خود را میان دو سنگ آن می‌بیند.» روزگاری راحله گمشده امواج بیابان بوده و اینک او. راحله با «امامت» پیشوای مسلمین، حقیقت را یافته و عبدالله با «شهادت» او. حجت مسلمانی عبدالله، مقتدای راحله است یعنی حسین بن علی. همان که در افواه مردم این دیار در هدف قیام او اختلاف است و برخی حتی او را قدرت‌طلب می‌خوانند. عبدالله تشنه حقیقت است و نمی‌تواند مثل مسلمانان جاهلی این شهر خبر تنهایی حسین را بشنود و بی‌تفاوت بماند. او با ندای «هل من ناصر» حسین، خوانده می‌شود و بی‌اعتنا به تشریفات مرسوم، از همان مجلس عروسی برمی‌خیزد و برای شناخت و یاری حقیقت سر به بیابان می‌گذارد. او خود گفته بود که بنده مصلحت نیست. عبدالله مرد حقیقت است.

در نزد عبدالله عشق یعنی گداختن؛ و این به گفته راحله سخن حسین(ع) است از زبان اسعد آهنگر. عبدالله عاشقی است دلسوخته که معشوق او نه فقط راحله که به یمن وجود راحله، حقیقت است. عبدالله سراپا نیازمند حقیقت است چنان‌که تشنه نیازمند آب. او برگزیده شده تا علاوه بر یافتن حق، شاهد و ناظری بینادل باشد بر جفایی که مسلمانان در روز واقعه بر آن روا می‌دارند. از این روست که وقتی با پرچم سبز اباعبدالله و با خبر غربت حقیقت به شهر بازگشته، در جواب راحله که از از او می‌پرسد: «حقیقت را چگونه یافتی؟» می‌گوید: «من حقیقت را در زنجیر دیدم. من حقیقت را پاره پاره بر خاک دیدم. من حقیقت را بر سر نیزه دیدم...»

پانوشت:

1- محصول 1373 ایران، نویسنده: بهرام بیضایی، کارگردان: شهرام اسدی، بازیگران: علیرضا شجاع نوری، زهرا مستوفی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها