سفر به روزهای اول جنگ جهانی دوم

خرابکاری در پاریس

در بسیاری از نقدهایی که در این صفحه نوشته شده، به این موضوع اشاره کرده‌ایم که چرا گرافیک شرط پیروزی یک بازی نیست و برای خوب بودن، یک بازی لازم نیست حتما گرافیک بالایی داشته باشد. اما بازی «خرابکار» (The Saboteur) نشان می‌دهد که داشتن گرافیک بالا یک شرط لازم است اما کافی نیست.
کد خبر: ۳۰۵۹۶۰

آخرین بازی استودیوی پاندمیک که مهم‌ترین بازی‌اش سری «مزدورها» (Mercenaries) است، باز هم به‌صورت یک بازی محیط باز طراحی شده. همان‌طور که بازی پدرخوانده مانند یک GTA در اوایل قرن بیستم میلادی بود، بازی خرابکار را هم باید مانند GTA در زمان جنگ جهانی دوم به‌حساب بیاوریم. در این بازی شما به روزهای اولیه جنگ جهانی می‌روید و در یک روایت ماجرایی - تاریخی زیبا و جذاب، بیش‌تر با ابعاد مختلف جنگ آشنا می‌شوید.

داستان، مهم‌ترین برگ برنده سازنده‌ها در بازی خرابکار است. خط داستان بسیار قوی و پرکشش نوشته شده و روایت فیلم‌گونه آن به جذاب‌تر شدنش کمک زیادی کرده است. فصل آغازین داستان را باید جزو بهترین فصول آغازین در میان بازی‌های چند سال اخیر بدانیم. سازنده‌ها با حوصله و ظرافت خاصی داستان «شون» و ماجرای کشته شدن دوست صمیمی‌اش را تعریف می‌کنند تا به شما بگویند چطور «شون» از یک مکانیک و راننده حرفه‌ای تبدیل به یک خرابکار شده است.

داستان و شخصیت‌پردازی آن‌قدر خوب و قوی است که در بسیاری از لحاظ تیره‌وتار بازی از لحاظ فنی، می‌شود همه مشکلات را به داستان بخشید. تنها مشکلی که در بخش داستانی وجود دارد، مدرن بودن بیش از حد کاراکترها و ظاهر آن‌هاست. لباس‌ها و تیپ آدم‌ها در بسیاری از لحظات بازی هیچ‌گونه شباهتی به تیپ و قیافه آدم‌هایی که در زمان جنگ جهانی دوم زندگی می‌کرده‌اند ندارد.

وقتی می‌گوییم روند بازی مانند GTA است احتمالا دیگر نقطه مبهمی در مورد نقشه، دزدیدن اتوموبیل و رانندگی، گرفتن ماموریت اصلی و جانبی و این چیزها وجود ندارد. خرابکار تمام کلیشه‌های این سبک را به‌خوبی پیاده کرده است. از ماموریت‌های مخفی‌کاری و نفوذ بگیرید تا تعقیب اتوموبیل‌ها با یک فاصله یکسان و بمب‌گذاری در دپوهای سوخت نازی‌ها؛ همه این ماموریت‌ها را قبلا جایی بازی کرده‌اید.

یکی از نکات قابل توجه در روند بازی، قابلیت‌های سکوبازی «شون» است. این خرابکار ایرلندی می‌تواند مانند اتزیو از در و دیوار و ساختمان‌ها بالا برود. اما متاسفانه این کار پس از بازی کردن اساسینز کرید2 یک جور شکنجه محسوب می‌شود. صعود کردن شون از ساختمان‌ها بسیار کند و بدقلق است و به‌راحتی می‌تواند به روان بودن ماموریت‌ها لطمه بزند.

بخش گرافیکی بازی خرابکار جای بحث زیادی دارد. شهر پاریس به محله‌های مختلف تقسیم شده که همین‌طور که به‌همراه گروه مقاومت در کار نازی‌ها دخالت می‌کنید، کنترل محله‌ها به‌دست شما می‌افتد و مردم بیش‌تر از شما حمایت می‌کنند. میزان محبوبیت گروه مقاومت در هر محله با رنگ‌های استفاده شده در تصویر رابطه مستقیم دارد. اگر جایی باشید که نازی‌ها زیاد باشند، بازی سیاه و سفید است و تنها رنگ‌های تندی مانند زرد یا قرمز توی ذوق می‌زنند. این استیل گرافیکی خاص، یکی از نقاط مثبت بازی است.

خط داستان بسیار قوی و پرکشش نوشته شده و روایت فیلم‌گونه آن به جذاب‌تر شدنش کمک زیادی کرده است

اما به محض این‌که همه چیز رنگ اصلی خودش را بازیابد، با یک بازی عقب افتاده از لحاظ گرافیکی طرف خواهید شد. بازی‌ای که اگر کسی نداند می‌تواند فکر کند به دوره GTA سان‌آندریاس تعلق دارد. انیمیشن کاراکترها افتضاح است. سربازهای نازی مانند آدم‌آهنی راه می‌روند و حتی در دموهای داخل بازی هم سعی در تصحیح حرکات آن‌ها نشده است. محیط‌ها شلوغ و پر از اشیای مختلف هستند اما تفاوت زیادی بین این شلوغی با شلوغی بازی‌هایی نظیر Uncharted2 یا اساسینز کرید2 وجود دارد. اگر کمی به دکوراسیون داخلی اتاق‌های بازی خرابکار دقت کنید احساس می‌کنید یک نفر بدون توجه به منطق فقط یک سری آیتم را در اتاق پخش کرده و اصلا مهم نیست که ویولونسل روی چند جعبه قرار گرفته یا یک تابلو کنار تخت افتاده باشد. ضعف‌های گرافیکی بازی پس از مدتی واقعا توی ذوق می‌زنند. شاید اگر خرابکار زمانی عرضه می‌شد که این همه بازی زیبا مانند Call of Duty، آنچارتد2، بایونتا یا اساسینز کرید2را ندیده بودیم نحوه قضاوت ما فرق می‌کرد.

در گیم‌پلی هم ایرادهای فراوانی وجود دارد. کنترل بد کاراکتر اصلی، مهم‌ترین ایراد بازی است. با این‌که شون در نهایت کاری که شما می‌خواهید را انجام می‌دهد، اما این حس که شما واقعا بر بازی و کاراکتر اصلی مسلط هستید در خرابکار وجود ندارد. قابلیت مخفی‌کاری در بازی وجود دارد اما تقریبا هیچ‌وقت نمی‌شود بدون دردسر این‌کار را کرد و در نهایت به نفع شماست که به‌صورت مستقیم حمله کنید.

دلیل اصلی این موضوع، نحوه پر شدن خط سلامت شون است که از دیگر نقاط ضعف عمده بازی محسوب می‌شود. شون اصولا هیچ خط سلامتی ندارد و مانند سربازهای پیشرفته در جنگاوری مدرن2 یا مسترچیف در هیلو می‌تواند یک خشاب کامل فشنگ را جذب کند و هیچ‌کارش نشود. سیستم پناه گرفتن برای پر شدن خط سلامت بسیار سریع کار می‌کند و بازی را فوق‌العاده آسان کرده است.

در نهایت باید گفت خرابکار با این‌که ظاهر جذاب و داستان خوبی دارد، اما بازی خوبی و روانی نیست. ماموریت‌های تکراری، کنترل بد و نامناسب اتوموبیل‌ها و کاراکتر اصلی، گرافیک پایین، کم چالش بودن درگیری‌ها و ضعیف بودن هوش مصنوعی عواملی هستند که روی کیفیت بازی خرابکار به شدت تاثیر گذاشته‌اند. شاید اگر این داستان را با این سبک روایت تبدیل به یک سریال می‌کردند موفقیت بیش‌تری نصیب خرابکار می‌شد.

سید طه رسولی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها