در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
اولین بار که پشت میکروفون نشستی یادت هست؟
بله. روز یکشنبه بود. یازده تیر 1385. در استودیو شماره 6 اولین بار به عنوان مهمان دعوت شده بودم. تهیهکننده برنامه وقتی دید من میتوانم با برنامه ارتباط برقرار کنم هر هفته از من خواستند در برنامه حضور داشته باشم. اولین روزی که وارد رادیو شدم هیچوقت یادم نمیرود.
آن روز چه احساسی داشتی؟
خوشحال بودم چون توی دستهای خانم وکیلی تهیهکننده برنامه کلی جایزه بود و من دلم میخواست زودتر یکی از آن جایزهها مال من باشد. وقتی برنامه تمام شد خانم وکیلی یکی از آن جایزهها را به من داد.
آن جایزه چه بود؟
یک رادیو به شکل قورباغه و سبزرنگ بود که هنوز هم آن را نگه داشتهام.
در رادیو چه کار میکنی؟
با بچهها نمایش اجرا میکنیم، شعر میخوانیم و فلوت و دف میزنم.
مگر بلدی؟
از سن 6 سالگی موسیقی ارف را زیر نظر خانم سودابه سالم آغاز کردم و یک دوره 2 ساله زیر نظر ایشان گذراندم. شش ماه هم دوره دف با خانم هانا کامکار گذراندم. الان سه ماه است که فلوت کلیددار را شروع کردهام. دلم میخواهد یک پیانو بزرگ داشته باشم. مامانم میگوید، برای خرید پیانو جا نداریم ولی بابام قول داده که اگر یک خانه بزرگ خریدیم یک پیانو برایم بخرد.
تا به حال در دو ارکستر حضور داشتهام. در اولین کنسرت که مرداد 86 در تالار امام علی(ع) بود نوازنده طبلک بودم و در کنسرت دوم هم در جشنواره موسیقی فجر سال 87 خواننده کربودم.
کار در رادیو دوست داری؟
آره، اما دلم میخواهد یک روز جای علیرضا (آهنگساز برنامه) آهنگسازی کنم.
مطالعه میکنی؟
من کتاب داستان زیاد دارم. خیلی از آنها را هم خواندهام. مثل سفیدبرفی، غوغولی و موغولی، شنل قرمزی و ... اما دوست دارم هر شب بابام برایم قصه بگوید.
تلویزیون که این کار را میکند و مگر قصههای شببخیر کوچولو را از تلویزیون تماشا نمیکنی؟
من فقط 3 یا چهار قسمتش را دیدم.
چرا؟
من آن موقع خواب هستم.
از زمانی که خیلی کوچولو بودی خاطرهای داری تعریف کنی؟
بچه بودم، یک روز که خیلی برف آمده بود با بابام رفتیم برفبازی. بعد من یک سینی پلاستیکی برداشتم توش یه عالمه برف ریختم، آوردم گذاشتم روی بخاری. بعدش سینی کج و کوله شد و از برف هم خبری نبود. آن روز من خیلی خندیدم.
اولین باری که حسابی خندیدی کی بود؟
وقتی که اولین دندانم افتاد، رفتم جلوی آیینه از دیدن قیافه خودم حسابی خندیدم.
و اولین باری که حسابی گریه کردی؟
روزی که میخواستم بروم مهدکودک. من فقط چند هفته رفتم مهدکودک.
چرا؟
چون دلم برای مامانم تنگ میشد.
به شعر هم علاقه داری؟
بله. ما همیشه در برنامه شعر میخوانیم.
الان شعری بلدی که بخوانی؟
بله. شعر گربه را بلدم.
گربه کجاست؟
تو انباره
خوابیده بس که بیکاره
شکمشو هی پر میکنه
میخوابه خرخر میکنه
موشه کجاست؟
نشسته
از دست گربه شده خیلی خسته
هر چه برای گربه
زبون درازی کرده
هر چه به دور انباره
دویده، بازی کرده
گربه فقط خوابیده
انگار اونو ندیده
حوصله موشه از او سر میره
دمش رو گاز میگیره و در میره
این شعر آدم را یاد تام و جری میاندازد. تلویزیون هم نگاه میکنی؟
بله. من کارتون تام و جری و پلنگ صورتی و خونه مادربزرگه را خیلی دوست دارم.
بجز مدرسه و رادیو کار دیگری هم انجام میدهی؟
کلاس زبان و موسیقی میروم. 4 ساله که دارم این دو کلاس را میروم از زمانی که پیشدبستانی بودم. من اسکیتبازی هم میکنم. بعضی وقتها هم زمین میخورم. من به مامانم نمیگویم که زمین خوردهام، چون دیگر نمیگذارد اسکیتبازی کنم.
تا به حال سینما رفتهای؟
خیلی زیاد.
کدام فیلمی که تا به حال دیدی از همه بیشتر دوستش داری؟
میم مثل مادر و خواهران غریب.
دوست داری بزرگ شدی چه کاری بشوی؟
استاد دانشگاه شوم و به بچهها موسیقی یاد بدهم. من رادیو را هم خیلی دوست دارم. دوستهای خوبی در رادیو دارم. مثل ترنم، علی اسدی و علی پنجهای. خانم وکیلی را هم خیلی دوست دارم، چون خیلی مهربان است. مامانم میگوید: «آدمهایی که صدای مهربونی دارند، حتما این صدا، صدای قلب اونهاست، چون خدای مهربون به اون آدمها قلب مهربونی داده که صداشون اینقدر مهربونه.»
من بعضی وقتها از صدای مهربان خانم وکیلی خوابم میگیرد. یک روز خانم وکیلی به ما اجازه دادند که سروصدا بکنیم. آخر ما همیشه باید توی استودیو ساکت باشیم و سروصدا نکنیم، اما آن روز خانم وکیلی گفتند بلند بخندید، بلند گریه کنید، جیغ بکشید و به در و دیوار بکوبید. وای آن روز به ما خیلی خوش گذشت. تازه یک چیز دیگر رادیو را هم خیلی دوست دارم. بابام به من و داداشم اجازه نمیدهد که سوسیس و کالباس بخوریم. ما روزهای یکشنبه که به رادیو میرویم، ناهار سوسیس یا کالباس میخوریم.
فاطمه چه گلی رو دوست داری؟
گل مریم خیلی خوشبو است.
چه آرزویی داری؟
دلم میخواهم یک روز در یک سالن خیلی بزرگ پیانو بزنم. آهنگ الهه ناز را.
معصومه پارسامهر
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: