در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
بازیکنان در تمام این هفته بین خودشان زمزمههای در گوشی داشتند، مثلا چرا فلان بازیکن که تحمل نیمکتنشینی ندارد با اعتراض، هفته بعد در ترکیب قرار میگیرد، اما اگر کسی چیزی نگوید به حق خودش نمیرسد تا این که بالاخره صدای یکی درآمد و شاید اگر ذوبآهن هم مثل پرسپولیس نتیجه نمیگرفت، این موضوع زودتر از اینها دردسرساز میشد.
مصطفی صالحینژاد 10 سال است که برای ذوبآهن بازی میکند و 3 سال است که کاپیتان این تیم است؛ اما از شکسته شدن حرمتها در این تیم میگوید و با این وضع نمیخواهد دیگر بازوبند کاپیتانی را ببندد. با صالحینژاد در مورد چگونگی این اتفاق گفتگو کردیم و عاقبت اینکه او سر حرفش مانده و با صراحت میگوید از این پس تابع نظر باشگاه خواهد بود.
معمولا ذوب آهن را به عنوان یک تیم بیحاشیه میشناسند، علت اصلی بروز این اتفاق چیست؟
مساله خاصی نبوده است. من در جریان تمرین چند روز اخیر از آقای ابراهیمزاده ناراحت شدم و با وی هم صحبت کردم. نه دنبال حاشیه هستم و نه میخواهم ذوب آهن از این بابت ضرر کند. ظاهرا مشکل، خود من هستم و چون احساس کردم در این تیم حرمتها شکسته شده و احترام با تجربهها نگه داشته نمیشود، اعلام کردم دیگر با این شرایط بازوبند کاپیتانی را نمیبندم.
نیمکتنشینی این ناراحتی را تشدید نکرده است؟
من هیچ وقت با نیمکتنشینی و بازی نکردن مشکل نداشته و ندارم، چون به نظر من مهم عقیده سرمربی است که چه کسی به میدان برود و بازی کند. من مثل آن عده نیستم که خودخواهانه حتی وقتی بد بازی میکنند حق خودشان بدانند که بازی کنند. من این را حق مربی میدانم که انتخاب کند، اما بحث من برخوردهای دوگانه است. چیزی که به نظم و انضباط در تیم برمیگردد.
یعنی این نظم در ذوب آهن کمرنگ شده است؟
این موضوع از همان اول فصل آغاز شد. همه دیدند. خبرنگاران بودند و حتی تلویزیون هم صحنههای این اتفاق را نشان داد. دو، سه بازیکن ما موقع تعویض روی نیمکت نمینشستند و به رختکن میرفتند یا زیر بطری آب میزدند و حرکاتی اینچنینی. درست است که کمیته انضباطی باشگاه با این افراد و حرکات آنها برخورد میکند و جریمه میشوند، اما نظم اصلی را سرمربی باید برقرار کند و با این رفتارها برخورد کند. درست است، تیم ما بیتجربه نیست، اما جوانهایی هم داریم که وقتی با این حرکات مواجه میشوند و در ادامه تاثیر آن را میبینند الگوبرداری میکنند، یاد میگیرند و به این تربیت به بقیه سرایت میکند.
یعنی در تیم شما این اعتراضها باعث برگشتن بازیکنان به ترکیب اصلی شد؟
متاسفانه بله. ما به این نتیجه رسیدیم که هر کس بیشتر سر و صدا میکند یا معترض میشود وارد ترکیب اصلی میشود و برعکس هر کس سرش به کار خودش و تمرین است، ضرر میکند. من میخواهم همه بدانند که از نیمکتنشینی خودم ناراحت نیستم، چون قبلا هم در طول این سالها شده که روی نیمکت نشسته باشم و صدایم هم در نیامده باشد، اما حالا دلم برای ذوب آهن میسوزد، چون معتقدم این طرز برخوردها برای تیمی مثل ذوبآهن که همه آن را به عنوان تیمی منضبط و بافرهنگ میشناسند، خوب نیست و ضررش در آینده نزدیک مشخص میشود.
با سرمربی در مورد این موضوع حرف زدید؟
بازیکنان قبل از این مساله خیلی با من صحبت میکردند. به هر حال از من به عنوان کاپیتان میخواستند مشکل را حل کنم. حالا یا جرات نمیکردند که خودشان بگویند یا خجالت میکشیدند. من هم با آقای ابراهیمزاده صحبت میکردم، اما فایدهای نداشت، چون به نظر من آنها نمیخواستند این موضوع را قبول کنند و توجیه میکردند تا اینکه با خود من این برخورد شد، هرکس یک اندازه صبر دارد. من وقتی میبینم به شخصیت من توهین شده نمیتوانم تحمل کنم.
ظاهرا به خاطر این اعتراض از شرکت در تمرین هم محروم شدید؟
بله، متاسفانه. حالا که من حرف حق را زدم آقایان میگویند چرا تو میگویی. به هر حال همیشه واقعیت این بوده که حرف حق تلخ است. برایم جالب بود که آقای شجاعی، سرپرست باشگاه بگوید به خاطر مصاحبهات سر تمرین نیا. وقتی هم بیشتر پرسوجو کردم گفتند مصاحبهات بحثبرانگیز شده، ولی عقیده من این است که بالاخره یکی باید جلوی بینظمی را بگیرد.
اما یک دست صدا ندارد. این طور نیست؟
همان طور که گفتم این حرف دل خیلی از بچههاست. شما از تمام کسانی که این فصل کمتر بازی کردند بپرسید در تیم ما چه خبر بوده است. به نظر من در یک تیم فوتبال، سرمربی و سرپرست در راس مجموعه باید مشکلات را حل کنند و تسلیم برخی اعتراضهای بیمورد نشوند. اگر نتوانستند، بعد از باشگاه کمک بگیرند چون باشگاه آنقدر درگیر همه رشتههاست که وقتی برای این مسائل ندارد.
پس با این اوصاف میان بازیکنان هم چنددستگی وجود دارد؟
نه. خوشبختانه بازیکنان ما با هم دوست و همدل هستند. تمام حرف ما این است که بین برخوردها دودستگی هست. 2 عمل مشابه 2 واکنش مختلف دارد و این تبعیض همه ما را اذیت میکند. یکی ممکن است هزار رفتار اشتباه بکند، ولی به چشم نیاید و در عوض رفتار اشتباه یک بازیکن دیگر فاجعه تلقی شود.
اگر باشگاه این اعتراض شما را نپذیرد و بخواهد که در رفتارتان تجدیدنظر کنید، چطور؟
من سر حرفی که زدهام هستم، چون در برابر این اهانت کوتاه نمیآیم. از این به بعد هم تابع دستور باشگاه هستم. اگر بخواهند به تمرین میروم و اگر نه نمیروم؛ اما باید با این مشکل که پیش آمده برخورد کنند. این نظر من است و چون حرف حق تلخ است انتظار این محرومیت را داشتم.
جدای ازاین موضوع، کیفیت این فصل رقابتهای لیگ برتر را چطور میبینید؟
به نظر من فصل پیش مسابقهها منظمتر برگزار میشد. این فصل تا به شرایط مسابقه رسیدیم لیگ را به خاطر تیم ملی تعطیل کردند. حالا اگر تیم ملی نتیجه میگرفت به نفع لیگ بود، اما با این وضع بازیکنان ملی پوش از نظر روحی ضعیف میشوند و آنها که در تیم ملی نیستند از نظر جسمانی افت میکنند. در مجموع پارسال لیگ منظمتری داشتیم.
در مورد ذوبآهن چطور؟
ذوبآهن از هفته اول با قدرت کارش را آغاز کرد و خیلی خوب پیش آمد، خوشبختانه روحیه قهرمانی و بالای جدول ماندن در کادر فنی، بازیکن و تدارکات وجود دارد و همین خواست باعث شده انگیزه ما کسب قهرمانی و رسیدن به صدر جدول باشد.
حرف خاصی باقیمانده است؟
صحبت خاصی ندارم. فقط باید بگویم که من برخلاف تصور یک عده اصلا قصد تضعیف ذوبآهن را ندارم و میخواهم از حق خودم دفاع کنم، چون دوست ندارم پس از 10 سال تلاش برای این تیم شخصیتم زیر سوال برود و بیاحترامی ببینم، چون تا به حال به هیچ کس بیاحترامی نکردهام و نمیخواهم حاشیهساز شوم. صادقانه هم اعلام میکنم تابع دستور باشگاه هستم.
سارا احمدیان
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: