در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
در تئاتر استرالیا خوش درخشید و بازیهای خوب تئاتریاش او را راهی کار در تلویزیون کرد. موفقیت چند مجموعه تلویزیونی او در نیمه اول سال 2000 باعث شهرت فراوان او در سرزمین مادریاش و توجه فیلمسازان آمریکایی به او شد. در سال 2004 اولین فیلم کوتاه خود را کارگردانی کرد. 2 سال قبل برای بازی در نقش مقابل کریستین بل در قسمت چهارم «ترمیناتور» دعوت به کار شد. بازی او بازی بل را تحت تاثیر خود قرار داد و نام و چهره وی را در داخل آمریکا در سطح وسیعی مطرح کرد. «آواتار» دومین فیلم هالیوودی است که در آن نقش اصلی و مثبت ماجرا را به عهده دارد. قصه فیلم درباره فضانوردی است که راهی ماموریتی به یک سیاره دور میشود؛ سیارهای که موجودات بیگانه فضایی در آن زندگی میکنند. فروش بالای فیلم، نام سام وورتینگتن را بیشتر از گذشته مطرح کرد و این در حالی بود که رسانههای گروهی از 2 ماه قبل مطالب زیادی درباره او و «آواتار» منتشر کردند. این بازیگر جوان پرروحیه بسیار بذلهگو و خندان است. به همین دلیل بسیاری از روزنامهنگاران مایل به گفتگو با او هستند. بعد از راسل کرو، نیکول کیدمن و نائومی واتس، سام وورتینگتن چهارمین بازیگر سینمای استرالیاست که تبدیل به یک ستاره درجه یک هالیوودی میشود.
آیا موفقیت خیرهکننده «آواتار» همان چیزی است که میخواستید؟
هم بله و هم خیر. من حدود 10 سال در استرالیا مشغول بازی در فیلمها و مجموعههای تلویزیونی بودم. به آمریکا آمدم، چون در جستجوی چیز بیشتری بودم. بازی در فیلمهایی مثل «رستگاری ترمیناتور» و «آواتار» که کارهای بزرگ و پرهزینهای هستند، به معنی این است که آدمهای بیشتری فیلمهای تو را میبینند. به این ترتیب قضاوتها افزایش مییابد و کار تو توسط تعداد بیشتری از تماشاگران مورد داوری قرار میگیرد. این نکته برایم جذابیت و اهمیت خاصی دارد. این جور کار کردن را دوست دارم و همیشه به دنبال چنین موقعیت و وضعیتی بودم؛ اما به همان اندازه که لذت بیشتری از این مساله میبرم، کارم هم سختتر میشود. نگاه بیشتر به تو به معنی آن است که باید کارت را دقیقتر انجام بدهی.
چگونه برای «آواتار» دعوت به کار شدید؟
یک روز داشتم صبحانه میخوردم که جیمز کامرون به من زنگ زد. خودش را از آن طرف خط معرفی کرد و گفت: دوست داری در یک فیلم با من کار کنی؟ صبحانه پرید توی گلویم. از شدت خوشحالی نمیدانستم چه کار کنم؛ اما خودم را کنترل کرده و گفتم: سر وقت زنگ زدی. زمان آن رسیده بود که کسی مثل تو مرا برای بازی در فیلمش انتخاب کند! او خندید و پرسید: چند وقته میتوانی خودت را به اینجا برسانی؟ و من که هنوز نمیدانستم چه باید بگویم، جواب دادم: یک هفته. ماشینم خراب است، باید درستش کنم. او قهقههای زد و گفت: تو همانی هستی که میخواهم. همین حالا راه بیفت بیا پیش من.
دارید شوخی میکنید یا جدی میگویید؟
اصلا شوخی نمیکنم، این عین واقعیت است. وقتی با دوستان و اطرافیانم دراینباره صحبت کردم، همین حالت شما را داشتند. آنها هم گفتند چه رویای قشنگی داری. امیدواریم روزی به واقعیت بپیوندد! خب، من داشتم در استرالیا زندگی و کار میکردم، یعنی جایی که از هالیوود خیلی دور است. حضور در فیلمی از جیمز مثل یک رویای دست نیافتنی بود که حالا برای من رنگ واقعیت به خودش گرفته بود.
و حالا در لسآنجلس زندگی میکنید؟
از سال 2006 به این طرف. میتوانم در هالیوود کار کنم، هر چند که برخی از جنبههای کاری آن را دوست ندارم. در استرالیا تو به عنوان بازیگر استقلال بیشتری داری ولی در اینجا باید نگران و مراقب خیلی چیزها باشی. ولی مساله اصلی این است که تو در اینجا میتوانی با موفقیت بیشتری به کار خود ادامه بدهی.
یک تحلیل عمومی وجود دارد که میگوید بازیگران استرالیایی به این دلیل در هالیوود با موفقیت بیشتری روبهرو میشوند، که کار خود را خیلی جدیتر از بقیه میگیرند.
تحلیل درستی است. وقتی قرار شد در قسمت جدید «ترمیناتور» بازی کنم، تهیهکنندگان فیلم به دنبال کسی بودند که بتواند سرش را به دیوار بکوبد و صدایش درنیاید.
ولی در فیلم شما چنین صحنهای ندارید.
خیر ندارم، میخواستید داشته باشم؟! منظورم از این جمله این بود که آنها خواهان بازیگری بودند که بتواند با آن همه سختی موجود در صحنه راحت باشد و کنار بیاید. دو سه سال پیش نمیتوانستم کاری بزرگ و قابل توجه در هالیوود پیدا کنم چون کسانی مثل اورلاندو بلوم مشغول بازی در فیلمها بودند و کسی سراغ من نمیآمد. شاید چند سال دیگر هم چنین اتفاقی بیفتد. برای همین میباید در مدت زمانی که فرصت دارم، خودم و کارم را خیلی خوب نشان دهم.
جامعه لسآنجلس را چگونه میبینید؟
خیلی این طرف و آن طرف نمیروم. من از لسآنجلس متنفرم! یک شهر مرموز و سرشار از اوهام و سایه است که آدم برای کار کردن در آن رها میشود. این شهر از نظر خفقان مثل دفتر کار خودم میماند و من اصلا دوست ندارم در دفتر کارم زندگی کنم. شما حاضرید چنین کاری انجام دهید؟
بازی در «آواتار» را چقدر ناشی از خوششانسی میدانید؟
همه میگویند شانس آوردهای، اما جیمز کامرون مرا از کلاهش بیرون نکشید. من تلاش خیلی زیادی کردم تا بتوانم یک چنین نقش و فیلم خوبی را به دست بیاورم. 6 ماه طول کشید تا تهیهکنندگان فیلم را متقاعد کنم که همان کسی هستم که این پروژه به آن نیاز دارد. خودم میدانستم میتوانم این نقش را بازی کنم؛ ولی نکته مهم این بود که آنها هم به باوری که من داشتم، برسند.
با دستمزدی که از بابت این فیلم گرفتید، اولین چیزی که خریدید چه بود؟
بخش اعظم آن را به خواهر و پدر و مادرم دادم. من آدم ثروتمندی نیستم و لسآنجلس هم شهر گرانی است. نمیتوانم پولهایی را که دارم، الکی خرج کنم. باید آنها را نگه دارم تا در روز مبادا مورد استفاده قرار دهم. در همین حال میدانم که باید سخت کار کنم؛ البته حقیقت امر را بخواهید دستمزد کلانی هم نگرفتهام. من جزو آن دسته بازیگرانی که 15 یا 20میلیون دستمزد میگیرند، نیستم.
وقتی همکاری با جیمز کامرون را شروع کردید، پیشنهاد یا نصیحت خاصی به شما کرد؟
گفت خودت باش و حرف خودت را بزن، عقیده داشت بازیگر جز در جلوی دوربین، نباید نقش بازی کند.
با «آواتار» و «رستگاری ترمیناتور» سال سینمایی خیلی خوبی داشتهاید. حالا تبدیل به یک بازیگر مطرح، محبوب و گرانقیمت شدهاید.
خوشحالم که در این دو فیلم بازی کردم. همه سعی و تلاشم این است که در آینده هم در چنین پروژههایی بازی داشته باشم؛ فیلمهایی که اکثریت تماشاگران مشتاق دیدن آنها هستند.
«بدهی» که در سال جدید میلادی اکران میشود متفاوت از این دو فیلم است؟
بله. این فیلم نه یک کار علمی تخیلی که یک اکشن دلهرهآور با یک پسزمینه سیاسی است. این جور فیلمها را هم دوست دارم. بخصوص از کارکردن با فیلمساز مطرح و غیرمتعارفی مثل جان مدن خوشحالم.
فکر میکنید «برخورد تایتانها» یکی از کارهای پر سروصدا و پرفروش سال 2010 باشد؟
حتما همین طور خواهد بود. این درام تاریخی و ماجراجویانه دوباره تماشاگران را به فیلمهای وایکینگی معروف دهه 50 میلادی میبرد و امید خیلی زیادی به آن دارم. موفقیت «آواتار» باعث شد تا تهیهکنندگان فیلم تصمیم بگیرند نسخههای سهبعدی آن را نیز روانه پرده سنیماها کنند. این مساله نشان میدهد که «برخورد تایتانها» ظرفیت بالای مالی دارد و میتواند یکی از کارهای موفق و پرفروش سال جدید میلادی باشد.
ترجمه: کیکاووس زیاری
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: