اکنون که به نظر میرسد دانش بشری به مرحله مشخصی در این فرآیند رسیده باشد، این پرسش مطرح میشود که آیا واقعا وارد دنیای سلولهای بنیادین شدهایم؟ و آیا به آنچه که میخواستیم در حال دست یافتن هستیم؟ نگاهی به 5 سال گذشته که این روند تکان کاملا چشمگیری به خود گرفته است نشان میدهد که سال 2007 یکی از تاریخیترین دوران در زمینه توسعه فناوری سلولهای بنیادین بوده است و این زمانی بود که همکاری دانشمندان در ژاپن و آمریکا به تولید سلولهای پوستی بالغ موش با استفاده از سلولهای بنیادین منجر شد. گرچه استفاده از سلولهای بنیادین در عرصههای مختلف پزشکی سر و صدای زیادی به راه انداخته است اما باید پذیرفت استفاده از این فناوری برای کمک به بیماران سرطانی که شاید شیمی درمانی تنها چند درصد بسیار ناچیز از آنها را به زندگی باز میگرداند، مهمترین جنبه کاربردی آن، حداقل در سالهای فعلی باشد. تا چند دهه پیش سرطان به بیماری هولناکی گفته میشد که تقریبا کسی از آن جان سالم به در نمیبرد اما امروزه و با تلاشهایی که در زمینه استفاده از دانش سلولهای بنیادین برای درمان بیماران سرطانی به کار گرفته میشود دیگر نمیتوان این بیماری را آنچنان هم ترسناک دانست. بدون شک مهار قطعی تومورهای سرطانی با استفاده از دانش سلولهای بنیادین میتواند یکی از مهمترین و تاریخیترین نقاط عطف دستاوردهای دانش نوین بشر در عصر حاضر لقب بگیرد. نگاهی به دانشگاههای مختلف جهان نشان میدهد طیف گستردهای از دانشجویان دورههای مختلف پزشکی استفاده از این فناوری و توسعه آن برای درمان تومورهای مختلف سرطانی را نشانه رفتهاند که این نکته نشاندهنده آینده روشن درمان قطعی سرطان است. همکاریهای علمی و بینالمللی را باید کلید رمز موفقیت در این زمینه دانست. همکاری دانشمندان ژاپنی و آمریکایی از جمله مثالهای خوب در این زمینه است که نتایج مثبتی به همراه داشته و شمار زیادی از بیماران مبتلا به سرطان را برای ادامه زندگی امیدوارتر از گذشته کرده است.
جین لنزر
مقاله نویس نشریه ساینتیفیک آمریکن
مترجم: سعید حسینی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم