تعزیه از سویی درس ظلمستیزی، آزادمردی، شجاعت و شهادت نهفته در پیام قیام امام حسین(ع) و به عنوان میراثی معنوی عرضه و از طرف دیگر شیوهای نمایشی را به جهانیان معرفی میکند. از این رو، حفظ، ارتقا، آموزش و گسترش هنر تعزیه تنها رسالتی شیعی و ایرانی به شمار نمیآید، بلکه وظیفهای است که آن را باید در عرصه جهانی به سرانجام رساند.
تعزیه در عمر چندصدسالهاش، فراز و نشیبهای فراوانی را از سر گذرانده است. با عشق و ارادت مردم به خاندان اهلبیت(ع) و بویژه امام حسین(ع) شروع شد، در عهدناصری هرچند رواج فوقالعاده یافت، اما با تجمل درباری و پارهای از خرافات درآمیخت و در دوره پهلوی با محدودیتهای بیشمار به انزوا رفت.
تعزیه با این که هنری صددرصد ایرانی و آیینی کاملا شیعی به شمار میآید، متاسفانه امروز در کشور خودش غریب و بیسرپرست رها شده است. نه نهادی مسوولیت آن را میپذیرد، نه بودجهای برای آن در نظر گرفته میشود و نه کسی بر انحرافات راهیافته در آن دل میسوزاند.
هنر بیپشتیبان
داوود فتحعلیبیگی، پژوهشگر عرصه نمایشهای ایرانی با اشاره به این که از سوی نهادهای دولتی از تعزیه چندان حمایتی نمیشود، میگوید: مشکل اینجاست که هیچ نهاد، سازمان یا ادارهای متولی این هنر نمایشی نیست و همه آن را به امان خدا رها کردهاند. این نویسنده و کارگردان تئاتر ادامه میدهد: اگرچه سازمان اوقاف، میراث فرهنگی، وزارت ارشاد، حوزه هنری و شهرداریها گهگاه و در پارهای از امور به تعزیه توجه نشان میدهند، اما هیچیک از آنها مسوولیت حمایت و نظارت بر این هنر دیرپای ایرانزمین را نمیپذیرند و خود را متولیاش نمیدانند.
سیدعظیم موسوی، دیگر پژوهشگری است که در این باره میگوید: مشکل بزرگ تعزیه این است که زیرمجموعه فعالیتهای فرهنگی یا مذهبی هیچ نهاد و مرکزی به شمار نمیآید و نه از آن حمایت و نه بر آن نظارت میشود.
وی میافزاید: اگر بودجه تمام سازمانها و نهادهای کشور در حوزه تعزیه را یکجا جمع کنیم، به اندازه هزینههای یک تیم ضعیف و قعر جدولی فوتبال یا ساخت 3 یا 4 فیلم سینمایی نمیشود. با چنین اوضاعی نمیتوان چندان امیدی به پیشرفت این هنر نمایشی داشت.
بیجا و مکان
مرتضی صفاریان، از تعزیهخوانان پیشکسوت نیز با تاکید بر این که تعزیه برای حیات نیازمند حمایتهای دولتی است، میافزاید: تعزیه چنان مظلوم است که حتی جای ثابتی برای اجرا در شهرها ندارد و برای همین به هنری موسمی و فصلی تبدیل شده است.
صفاریان ادامه میدهد: پس از تکیهدولت، تعزیه ایران هیچگاه مکان و سالنی درخور برای اجرا نداشته است. اوایل پیروزی انقلاب، محلی را در تالار محراب به تعزیهخوانی اختصاص دادند که مورد استقبال مردم هم قرار گرفت، اما متاسفانه خیلی زود آن را از ما گرفتند. عظیم موسوی هم در این باره میگوید: به دلیل کمبود بودجه و از آن مهمتر، نداشتن جا و مکان ثابت، اجرای تعزیه تنها به دهه اول محرم و روزهای سوگواری صفر خلاصه شده است؛ در حالی که این هنر نمایشی میتواند با توجه به مجالس متنوع آن، در طول سال به طور مستمر روی صحنه بیاید و تماشاگران بسیاری را به خود جذب کند.
این محقق تاکید میکند: تعزیه نیازمند تکیههایی در سطح کشور است تا در آنها شبیهخوانان در طول سال فعال باشند، آموزش دهند و با هم تبادل اطلاعات و نظر داشته باشند.
در حالی که موسوی به ساخت چند تکیه راضی است، فتحعلیبیگی آرزوهای بزرگتری دارد و درخواست میکند؛ «مسوولان برای سامان دادن به وضعیت هنر تعزیه باید امکانات و بودجه ادارات و مراکز گوناگون را در یک انجمن یا نهاد هیات امنایی جمع کنند و با برنامهریزی بلندمدت، اهداف آموزشی، فرهنگی، هنری و اجرایی این هنر را محقق سازند. آخر مگر میشود میراثی چند صد ساله به وسعت جغرافیای تمام کشور، تشکیلات یا سازمانی ویژه خود نداشته باشد.»
البته رحمت امینی، مدیر گروه نمایش دانشکده هنر و معماری پا را از این فراتر گذاشته و میگوید: برای پیشرفت همهجانبه تعزیه نیازمند راهاندازی شهرکی هستیم که در آن تمام امکانات سختافزاری و نرمافزاری اینگونه نمایشی آماده شود و گروهها و تعزیهخوانان در آن بتوانند با بهرهگیری از آموزشهای بهتر، پژوهشهای عمیقتر، تجهیزات مناسبتر و برنامهریزی دقیقتر به کار بپردازند.
راهاندازی موزه
کمبودها و کاستیهای تعزیه ایران آنقدر زیاد است که درخواستهای اهالی این هنر به صورت آرزوهای بزرگ و دستنیافتنی جلوه میکند. یکی از کمکاریها این است که تعزیه هنوز صاحب هیچ موزه و مرکز نگهداری اسنادی نیست. در طول سالیان اخیر بسیاری از بزرگان تعزیهخوان به دیار باقی شتافتهاند بیآن که لباسها، آلات و ادوات و نسخ خطی به جامانده از آنان حفظ و نگهداری شود. بسیاری از گروههای تعزیه نیز از هم پاشیدهاند و متاسفانه یادگارهای آنها جمعآوری نشدهاند.
کارشناسان و هنرمندان تعزیه اعتقاد دارند تا دیر نشده باید فکری کرد تا میراث گرانبهای این هنر که در گوشه و کنار کشور پراکنده است، پیش از نابودی جمعآوری و در موزههای ویژه جای داده شود. رحمت امینی درباره ویژگیهای چنین موزههایی توضیح میدهد: موزههای تعزیه مثل دیگر مراکز مشابه، تنها جایی برای نگهداری اشیا و لوازم نخواهند بود و میتوانند در آموزش، پژوهش و ارتقای کیفی این هنر نقش ایفا کنند.
این مدرس دانشگاه ادامه میدهد: با جمعآوری بسیاری از اشیا و لوازم مورد استفاده در تعزیه نظیر سلاحها، زرهها، خودها، سازها، پوشاک و... علاوه بر حفظ آنها، تاریخچهای از تحول تدریجی این هنر در مقابل چشمان ما آشکار میشود و راه آینده ما را روشن خواهد کرد. تقی عزیزی، از تعزیهخوانان قدیمی تهران نیز در این باره میگوید: از کودکی ما تا امروز تغییراتی در ساخت و جنس پارهای از اشیای تعزیه به وجود آمده است که بررسی آن نیازمند موزهای است که این لوازم و ادوات در کنار هم قرار گرفته باشند. وی میافزاید: اگر گذشته خود را خوب نشناسیم، شاید نتوانیم میراثدار خوبی باشیم و این هنر را بدرستی به آیندگان منتقل کنیم.
نسخههای گرانبهای خطی
مهمتر از آلات، ادوات و پوشاک مورد استفاده در تعزیه که باید جمعآوری و در موزهها نگهداری شوند، نسخههای خطی به یادگار مانده از گذشتگان این هنر است که هریک اثری گرانبها محسوب میشوند.
در حالی که ما در داخل کشور در زمینه خرید، حفظ و نگهداری نسخههای خطی و قدیمی تعزیه کمکاری کردهایم، بسیاری از این اسناد گرانبها از کشور خارج و به کتابخانهها و موزههای غربی برده شدهاند.
کتابخانه واتیکان بزرگترین مرکز نگهداری اسناد خطی تعزیه به زبان فارسی و آذری است که در آن حدود 1750 نسخه قدیمی نگهداری میشود. این در حالی است که در کشور خودمان، غیر از نسخههایی کمشمار که در کتابخانههای ملی، ملک، مجلس و آستان قدس نگهداری میشود، باقیمانده این اسناد خطی قدیمی در صندوقچهها و کمدهای چوبی و فلزی مجموعهداران شخصی در حال پوسیدن و از بین رفتن است. محمدحسین ناصربخت، از اعضای انجمن تعزیه ایرانیان و مدرس تئاتر در دانشگاهها در این باره میگوید: نسخههای خطی تعزیه مثل آثار باستانی میمانند که سازمانی چون میراث فرهنگی باید به دنبال خرید آنها از مجموعهداران شخصی باشد.
وی میافزاید: کتابخانههای بزرگ کشور نیز وظیفه دارند تا این اسناد خطی را جمعآوری و مستندسازی کنند و در اختیار پژوهشگران قرار دهند.
مرتضی صفاریان که از 5 سالگی تعزیه خوانده است، با اشاره به این که در طول عمرش نسخههای زیادی دیده که به مرور زمان و اهمیت ندادن از بین رفتهاند، میگوید: بسیاری از تعزیهها و نسخ در این سالها به خاطر بیتوجهی از بین رفته و گم شدهاند. از این رو باید تعزیهخوانانی را که حافظ نسخ قدیمی هستند یافت و به مدد آنان این اسناد مهم هنری را جمع و نگاهداری کرد.
این تعزیهخوان قدیمی ادامه میدهد: هیچگونه حمایتی برای چاپ و انتشار نسخههای تعزیه نمیشود و پژوهشی هم روی آنها صورت نمیگیرد. برای همین متاسفانه افرادی تعزیهها را اشتباه میخوانند و مجالس مربوط به شعرهای گوناگون را جابهجا میکنند. علاوه بر جمعآوری و حفظ نسخههای قدیمی تعزیه، کار دیگری که پژوهشگران و نهادهای فرهنگی و مذهبی باید انجام دهند این است که دست به پالایش متون اینگونه نمایشی زده و خرافات و اغراقهای راهیافته به آنها را بزدایند.
آموزش به روش سنتی
در طول سالیانی که از عمر تعزیه میگذرد، آموزش این هنر ترکیبی هنوز بر همان شیوه سنتی دور میزند. موسیقی، بازی، آواز، حرکات موزون و تسلط به شعر فارسی از جمله هنرهای تشکیلدهنده اینگونه نمایشی است که هر شبیهخوانی باید کم و بیش بر همه آنها تسلط داشته باشد.
در حالی که برای آموزش هریک از این هنرها، دورههای کارشناسی و تکمیلی زیادی در دانشکدههای هنری برگزار میشود، برای تعزیه که ترکیبی از همه آنهاست هیچ جایی در نظام آموزشی و دانشگاهی ایران وجود ندارد. از این رو مانند همان ایام قدیم، علاقهمندان باید وارد گروههای تعزیه شوند و به صورت تجربی و شفاهی از پیشکسوتها درس بگیرند.
سیدعظیم موسوی در این رابطه اعتقاد دارد: دیگر وقت آموزشهای پراکنده و سینه به سینه گذشته است. این شیوه راه به جایی نخواهد برد و تنها باعث میشود تعزیه به دلیل آموزشهای نادرست و تقلید صرف صدمه ببیند. مرتضی صفاریان نیز که سالهاست به همان روش قدیمی شاگردان زیادی را تربیت میکند، با اشاره به این که علاقهمندان بیشماری خواستار یادگیری تعزیه هستند، ادامه میدهد: از آنجا که آموزشگاهی برای تعزیه وجود ندارد، نمیتوانم به درخواست بیشتر متقاضیان پاسخ مثبت دهم و تنها تعداد محدودی را به عنوان هنرجو در گروه میپذیرم. داوود فتحعلیبیگی، تنها راه برونرفت از این بنبست آموزشی را تاسیس هنرستانها و دانشکدههای هنرهای نمایشی ایران میداند و اضافه میکند: کسی که میخواهد پای در راه آموختن تعزیه بگذارد، باید از سن نوجوانی تحصیل را شروع کند و در یک دوره 8 ساله پس از گذراندن هنرستان و دانشکده، با وجوه نمایشی، موسیقایی، ادبی و مذهبی این هنر آشنا شود.
تمام آنچه هنرمندان، استادان و کارشناسان عرصه تعزیه به عنوان راهکارهایی برای ارتقا و گسترش این هنر ارائه میکنند، نیازمند عزمی ملی و جدی است که بدون حمایتهای دولتی راه به جایی نخواهد برد.
مهدی یاورمنش
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم