درباره سریال گاوصندوق

در جستجوی جواهر

سریال گاوصندوق در حالی روی آنتن رفت که همزمان فیلم «کتاب قانون» مازیار میری نیز بر پرده اکران بود. این فرصت، بهانه‌ای است تا تفاوت فیلمسازی و سریال‌سازی را بازشناسی کنیم. بسیاری از کارگردان‌های موفق سینما نتوانسته‌اند موفقیت خود را در تلویزیون تکرار کنند اما میری در گاوصندوق نشان داد که با چند و چون سریال‌سازی نیز آشناست و هرچقدر که از پخش این مجموعه می‌گذرد، مخاطبان بیشتری را جذب خود می‌کند.
کد خبر: ۳۰۱۵۶۹

داشتن قصه‌ای منسجم و ساختاری تعلیقی که با روایت طنز هم آمیخته شده و بنا بر ماجراجویی که در ذات داستان نهفته است، قصه خود را پیش می‌برد. به عبارت دیگر، گاوصندوق ترکیبی از 2 ژانر ملودرام و معمایی است که قصه عشق و اخلاق را در بستر یک روایت مشترک به تصویر می‌کشد و مفهوم اصلی خود را بر همین دیالکتیک رفتاری بنا می‌کند. غلامرضا (افشین هاشمی) با قرار گرفتن در یک موقعیت دوگانه و متضاد، تجربه دشواری را از سر می‌گذراند. او از یک سو موظف است با رمزگشایی از گاوصندوق، جواهرات را به سرقت ببرد؛ از سوی دیگر، عاشق دختر صاحبخانه شده و نمی‌خواهد به آنها خیانت کند و تصویر سیاهی از خود در ذهن آنها به جا بگذارد. در واقع، میری با رمانتیک کردن یک موقعیت دراماتیک، سویه تراژدیک به آن می‌بخشد و قهرمان داستان خود را در یک وضعیت پیچیده اخلاقی انسانی می‌گذارد که برون رفت از آن به کلنجار رفتن و مبارزه کردن با خود از یک طرف و مقاومت و ایستادگی با گروه خلافکاری که برای به چنگ آوردن جواهرات او را در فشار گذاشته‌اند. غلامرضا در موقعیت دشوار یک انتخاب انسانی قرار دارد که نه تنها سرنوشت او را رقم خواهد زد، بلکه تکلیف اخلاقی او را با خویش و زندگی معلوم می‌کند. شرایط غلامرضا بزرگ‌ترین آزمون زندگی هر انسانی است که میان خیر و شر در انتخاب است و انسانیت خود را با آن محک می‌زند. این دوگانگی تنها در علاقه غلامرضا به پرستو پروانه ختم نمی‌شود، بلکه عشق همچون اکسیری می‌ماند که غلامرضا را به تجربه یک لذت شیرین انسانی موفق می‌کند. او که همواره در فراز و نشیب زندگی، فقر و تحقیر را تجربه کرده است و طعم محبت و دوستی را نچشیده است، اینک با تجربه مسرت بخش عشق، آرامش و خوشبختی را فراتر از مناسبات اجتماعی و اقتصادی درک می‌کند و همین تجربه او را در موقعیت اخلاقی رفتاری متفاوتی از قبل قرار می‌دهد که دیگر حاضر نیست به گذشته تلخ خویش برگردد. غلامرضا نماد انسانی است که همواره در تضاد میان وسوسه و اخلاق دست و پا می‌زند و تا برگزیدن راه درست، سرگیجه عاطفی عقلانی پیچیده‌ای را از می‌گذراند. این پیچیدگی البته در ساختار روایی و فرم قصه نیز بازنمایی می‌شود و کارگردان با گره‌افکنی‌های متعدد و تعلیق‌های زمانی روانی به این تجربه دشوار، عینیت می‌بخشد شاید علت اصلی جذابیت سریال نیز در همین نکته نهفته است. خلق موقعیت‌های پر تعلیق که هم در تعدد رخدادها دنبال می‌شود و هم در تنوع تجربه‌های درونی غلامرضا؛ بدین معنی که مخاطب هم بر موج این تعلیق‌های دراماتیک سوار می‌شود و هم با تعلیقات رمانتیک قهرمان داستان همسو می‌شد. این نوسانات و فراز و نشیب‌ها با اضافه شدن داستان‌های فرعی، شاخ و برگ بیشتری به خود می‌گیرد و به ساده‌انگاری در بیان قصه، تقلیل نمی‌یابد. در کنار چگونگی روایت و مفاهیم محتوایی گاوصندوق، باید به انتخاب بازیگران این سریال هم توجه داشت که به درستی صورت گرفته است. مازیار میری با استفاده از بازیگران باتجربه تئاتر به ویژه افشین هاشمی و سیامک صفری، توانسته از عنصر بازیگری در ساخت سریال خود به خوبی استفاده کند و بخشی از جذابیت سریال را با توانایی و مهارت بازیگرانش تضمین کند. سیامک صفری در نقش عباسی، بازی درخشانی از خود ارائه داده و با این‌که چندان در تلویزیون حضور ندارد، اما نقش آفرینی تاثیر‌گذاری داشته و یک نقش منفی منفور را به درستی به تصویر کشیده است. ضمن این‌که نباید از بازی خوب و متفاوت فرهاد اصلانی در گاو صندوق نیز غافل بود. اگرچه او در سیمای یک کاراکتر مشخص بازی می‌کند، اما موقعیت دوگانه او در خانه و اجتماع، ظرافت‌های این تعارض را در نقش طلب می‌کند که فرهاد اصلانی از پس آن برآمده است. اساسا شخصیت‌پردازی در گاوصندوق ساختاری منطقی و باورپذیر دارد و کارگردان تلاش کرده تا با نزدیک شدن به شخصیت، از تیپ‌سازی پرهیز کند. البته پیش‌فرض کارگردان از شخصیت‌های منفی تا حدودی بر مبنای تصویر کلیشه‌ای این شخصیت‌ها در سریال‌های تلویزیونی قرار می‌گیرد، اما این شخصیت‌ها باهوش و جذاب هم هستند. این جاذبه شخصی بیش از همه در نقش عباسی و بازی سیامک صفری قابل مشاهده است.

گاو صندوق اما در کنار قصه خود، به نقد اجتماعی هم می‌پردازد و با نگرشی انتقادی به مناسبات و روابط ناسالم اقتصادی در جامعه، به نوعی اخلاق اقتصادی از جمله کلاهبرداری، نزول‌خواری و سرقت و دیگر اشکال مفاسد اقتصادی را نیز آسیب‌شناسی می‌کند. در بستر همین ساختار اجتماعی است که میری به بازنمایی شخصیت‌های داستانی خود می‌پردازد و صرفا به قضاوت یکسویه و سیاه و سفیدی اتکا نمی‌کند. در واقع اخلاق نه فقط در گزاره‌های زیباشناختی آن که درون واقعیت اجتماعی و متاثر از آن به تصویر کشیده می‌شود. ضمن این‌که می‌توان از گاوصندوق تحلیلی نمادین هم داشت؛ به این معنی که این ابزار نگهداری و صیانت از پول و اشیای گران قیمت به شکلی است که همواره آدمی را وسوسه می‌کند تا از محتویات درونی آن باخبر شود و این همان وسوسه نفسانی آدمی است که در حس کنجکاوی و میل به رمزگشایی متجلی می‌شود. این روایت نمادین، در واقع تجربیات درونی و حسی آدمی را در نسبت با مفاهیم اخلاقی، دراماتیک می‌کند و مخاطب را در مقابل یکسری انگاره‌های انتزاعی قرار نمی‌دهد، لذا تماشاگر در عین این‌که سرگرم روایت قصه می‌شود، به طور تلویحی نیز به تامل درباره این مفاهیم اخلاقی اجتماعی ترغیب می‌شود. خوشبختانه مثل خیلی از سریال‌هایی اینچنینی، گاو صندوق در دام شعارزدگی و بیانیه اخلاقی صادر کردن گرفتار نمی‌شود و تلاش می‌کند این نصایح و اندرزها را تصویری و نمایشی کند نه کلامی و کتابی! ساختار طنز قصه هم برهمین منطق استوار است و دچار لودگی و ابتذال نمی‌شود. البته کفه سریال بیشتر به نفع درام آن سنگینی می‌کند و میری سعی کرده چندان پا در ساحت کمیک قصه نگذارد تا مرکز ثقل قصه را بر محور آن تغییر دهد. این مساله موجب شده ساختار محتوایی قصه دچار شکستگی و چندگانگی نشود. البته گاوصندوق قصه بکر و تازه‌ای ندارد و خود میری هم به این مساله معتقد است. او گفته است: «من فکر می‌کنم همه موضوعات در دنیا تمام شده‌اند و فقط نوع روایت و بیان‌شان مهم است. «گاوصندوق» سریالی در ژانر سرقت با تلفیق یک کمدی رمانتیک است که با لحن متفاوت روایت می‌شود؛ یعنی لحنی که مفرح باشد. چیزی که در متن برایم جذاب بود، برش‌های زمانی و مکانی در هر قسمت بود که اتفاق بدیعی در تلویزیون است. ضمن این‌که نگاه و زبانی که 2 نویسنده برای متن انتخاب کرده بودند، باعث شده بود این لحن مفرح روی لبه قرار بگیرد. یعنی نه لودگی کند و نه خیلی جدی باشد.» این تجربه‌ای بود که او در کتاب قانون نیز تجربه کرده بود؛ یعنی یک مساله و داستان جدی را به زبان طنز بیان کرد اما در دام لودگی نیفتاد. گاوصندوق یک داستان پلیسی جنایی نیست، اما در فضای معمایی و پر تعلیقی روایت می‌شود که به زبان و جنس این ژانر نزدیک است. همچنین، میزانسن و ساختار بصری سریال نیز در عین وابستگی به قواعد کلاسیکش جذاب است و به همین دلیل گاو صندوق را باید سریالی خوش ساخت دانست که استانداردهای سریال‌سازی در فرم را رعایت کرده است. به همین مساله باید ضرب آهنگ مناسب روایت را افزود به این معنی که سکانس‌ها آنقدر کشدار و آبکی نیست که مخاطب را خسته کند . مازیار میری درباره این مساله دیدگاه جالبی دارد: «من معتقدم قصه باید زود روایت بشود و تماشاگر تلویزیون را باید به این عادت بدهیم که هنگام سریال حق ندارد به دستشویی برود یا برود برای خودش چای بریزد و... باید بنشینی و سریال را با احترام نگاه کنی. این باید عادت بشود. این اتفاق در سریال گاوصندوق، بخشی‌اش به متن برمی‌گردد و بخشی هم در زمان اجرا و همین‌طور تدوین شکل گرفت.» در نهایت گاو صندوق را می‌توان تجربه‌ای دیگر در تجربه‌گرایی مازیار میری در سینما دانست که این بار در عرصه تلویزیون رخ داده است.

لیلا‌ ربیعی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها