در نظر بگیرید امروز حبیب کاشانی که حدود 3 ماه از حضورش در راس باشگاه پرسپولیس بهعنوان سرپرست میگذرد، هیچ کار خاصی در زمینه بهبود وضعیت تیم بحران زده سرخهای پایتخت انجام نداده و این تیم که با سرمایهگذاری قابل توجه در این فصل بسته شده است، هنوز چوب ندانمکاریهایی را میخورد که از اول فصل برایش ایجاد شده است.
پرسپولیس در شرایطی امروز در رتبه ششم جدول با 29 امتیاز قرار دارد که تیمهای درجه 2 حاضر در لیگ نیز همپا با این تیم و البته با سرمایهگذاری بسیار کمتر، به چنین جایگاهی رسیدهاند و شانه به شانه سرخها میسایند.
نمیخواهیم مشکلات امروز را یکجا به پای کاشانی بنویسیم، اما سوال این است که وی از بدو حضورش در باشگاه تاکنون چه کار خاصی را برای ساماندهی وضعیت سرخها انجام داده است؟ حداقل خود کاشانی هم باید بپذیرد که منهای نیم فصل اول، منطقی این خواهد بود که نتایج نیم فصل دوم را به مدیریت وی ربط دهیم و بیانصافی خواهد بود که عباس انصاری فرد دوباره هدف اصلی انتقادها قرار بگیرد و همه چیز به زمین وی شوت شود.
پرسپولیس تاکنون در شروع نیم فصل دوم 3 بازی انجام داده که نتیجه آن، 2 شکست و یک پیروزی خانگی مقابل تیم بحران زده مس کرمان بوده است. مس کرمانی که حتی در خانه نیز به سپاهان باخت تا نشان دهد که اوضاع و احوالش اصلا روبراه نیست.
این نتایج غیر قابل قبول در شرایطی است که زلاتکو کرانچار، سرمربیکروات تیم قول داده بود که تیم پرسپولیس را در نیم فصل دوم متحول کرده و پاسخگوی انتظارها باشد. حداقل تا اینجای کار که 2 هفته و 3 بازی را پشت سر گذاشتهایم، چنین افقی از بهبود وضعیت کیفی و فنی تیم به چشم نیامده و بعید به نظر میرسد که پرسپولیس با این حجم از عقبافتادگی و شرایط مترتب بر خود بتواند کار خاص و خارقالعادهای انجام دهد. مگر اینکه اصولا شوکی اساسی و مثبت به کالبد تیم وارد شود.
واقعیت این است که کرانچار تا به امروز نشان داده مربیسرنوشتسازی برای برون رفت پرسپولیس از وضعیت موجود نیست. البته او در ابتدای فصل درست میگفت که هیچکس نمیتواند دستش را بخواند، چرا که در حال حاضر خود دستیاران او در پرسپولیس نیز با قاطعیت نمیتوانند ادعا کنند برای بازی بعد چه بازیکنانی در ترکیب تیم قرار خواهند گرفت.
کرانچار هر هفته ترکیب تیمش را عوض میکند و در این آشفتگی فکری و ذهنی سرمربیتیم و اعتماد نکردنش به بازیکنان، پرسپولیس نمیتواند از پتانسیلهای موجود خود به بهترین شکل استفاده کند.
بیشک این مساله را نیز دیگر نمیتوان به عدم شناخت وی از خصوصیات فنی بازیکنان سرخ ربط داد و یقینا چنین رویهای از سوی کرانچار، تواناییهای فنی و کارآمدی او را به زیر سوال میبرد و به چالش میکشد.
با وضعیتی که تیم پرسپولیس دارد باید حتی شک کرد که این تیم بتواند سهمیه حضور در لیگ قهرمانان آسیا را نیز به دست آورد، چه برسد به عنوان قهرمانی که کاری بس دشوار و پیچیده به حساب میآید.
به هر حال امروز نمیتوان دست روی دست گذاشت و اجازه داد که پرسپولیس با همین وضعیت ادامه طریق دهد. به طور طبیعی باید با یکی دو جابهجایی مهرهها بویژه در راس کادر فنی تیم، تفکر حاکم را دچار تغییر ساخت تا با اندیشهای دیگر، پرسپولیس راهی تازه را در پیش بگیرد.
هر چند حوزه مدیریتی پرسپولیس این روزها به کلافی سردرگم میماند، اما باید با استفاده از سرمایههای باشگاه و کسانی که طی سالها برای این تیم عرق جبین ریختهاند، شرایط بهتری را پیش روی این تیم و هواداران پر شورش قرار داد.
هر چند که باید دید در معادلات موجود، مهرهها چگونه قرار میگیرند، اما بیشک فردی مثل علی دایی در شرایط حاضر میتواند بهترین جانشین زلاتکو کرانچار به حساب آید.
مهرهای تمام پرسپولیسی که به لحاظ شخصیتی میتواند تیم فعلی پرسپولیس را جمع و جور کند و با استفاده درست و حساب شده از بازیکنان، روح و انرژی تازهای را در کالبد تیم بدمد.
به نظر میرسد استفاده از دایی میتواند بهترین نسخهای باشد که در حال حاضر برای پرسپولیس پیچیده میشود، بویژه از این حیث که این همکاری میتواند از دو جنبه به نفع فوتبال ایران باشد.
1- اینکه دایی سرمایه فوتبال ایران است و نباید اجازه داد وی از مربیگری فاصله بگیرد. عیب فوتبال ما این است که یک نفر همچون دایی را با سلام و صلوات در راس تیم ملی قرار میدهد و خیلی زود نیز پشتش را خالی کرده و با جداییاش دیگر سراغ وی را نمیگیرد.
از این منظر باید هر طور شده دایی و امثال او را به عرصه مربیگری و انتقال دانش و تجارب فوتبالی وارد کرد تا این سرمایهها در مسیر خود به فوتبال ایران خدمت کنند.
2- نکته بعدی این است که پرسپولیس نیز همچون استقلال باید در زمینه پرورش مربیان خاص خود همت گمارده و رشته کار را به دست آنان بسپارد. علی دایی در این مورد خاص میتواند نقش امیر قلعهنویی در استقلال را برای پرسپولیسیها ایفا کند.
مردی که قرمزها قبولش دارند و افتخاراتش نیز به حدی است که کسی نمیتواند در آن شک و شبههای بیاورد. در چنین شرایطی، حبیب کاشانی که با قول بهبود وضعیت پرسپولیس وارد گود مدیریتی شده باید با یک تصمیم اصولی، راه برون رفت از وضعیت نامساعد موجود را نشان دهد و بیش از این اجازه ندهد که فرصتهای پرسپولیس به هدر رفته و به تهدیدی برای این تیم تبدیل شود.
حجتالله اکبرآبادی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم