در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
این بار، سراغ کتابی میرویم که واقعا کار همه را در خواندن شعرهای غنایی آسان میکند و امیدرسان لحظههایی است که نیاز به حرف زدن داریم و نمیتوانیم. این شعرها کمک زیادی به خوانندگان جوان میکند. او که برای بیان احساساتش گاه کلمات را گم و فراموش میکند، این بار یک کتاب کوچک کمکرسان کلامش شده است. شعرهای این کتاب را هوشنگ رهنما گردآوری کرده که مجموعه اشعار غنایی از آغاز (قرن چهارم) تا امروز است. شاید همانطور که در مقدمه کتاب آمده، از نظر بعضی «شعر غنایی در ساخت و صورت، عناصر کلامی، نقشمایهها و بنمایههای سنتی آن دیگر پاسخگوی خواستههای حسی و عاطفی نسل غالب جامعه نیست و به سفر با دلیجان در عصر هواپیما میماند.»
اما تهیه و گردآوری گزیده این اشعار میتواند جوانان را با تاریخ آشنا و نسل امروز را به نسل گذشته نزدیک کند. به نظر گردآورنده، با خواندن این 101 شعر میتوان فشرده یک منظومه بلند منسجم و یکپارچه غنایی را دریافت کرد؛ سرایشی که هنوز پایان نگرفته است. این کتاب از «رابعه قزداری» در قرن چهارم آغاز شده است:
«عشق او باز اندر آوردم به بند
کوشش بسیار نامد سودمند
توسنی کردم ندانستم همی
کز کشیدن سختتر گردد کمند»
و با شعر مشهور رودکی ادامه پیدا میکند:
«اندر بلای سخت پدید آرند
فضل و بزرگمردی و سالاری»
و شعر سوم «بوی جوی مولیان آید همی/ یاد یار مهربان آید همی» است. شاید شاعران معاصر ما برایمان آشناتر باشند.
سرشک محمدرضا شفیعی کدکنی که سروده:
«به کجا چنین شتابان/ گون از نسیم پرسد»
یا در شعر دیگری از امید اخوان ثالث:
«با تو دیشب تا کجا رفتم
تا خدا و آنسوی صحرای خدا رفتم.»
و کتاب با شعری از قیصر امینپور پایان میگیرد:
«حرفهای ما هنوز ناتمام... تا نگاه میکنی، وقت رفتن است. باز هم همان حکایت همیشگی! پیش از آن که باخبر شوی/ لحظه عزیمت تو ناگزیر میشود...»
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: