صاحبان این بنا ها که به نظر می رسد اغلب آنان شهرنشینان باشند، شاید در تمام طول سال مجموعا یک ماه هم در آن اقامت نکنند اما بناهای مذکور هر روز چون خاری به چشم مردم فقیر محل فرو میرود، و درد فقر آنان را دوچندان میکند چهبسا موجب سرافکندگی و خجالت آن مرد همسایه پیش همسر و فرزندانش میشود و این وضعیت به فرزندان او القا میکند که هر طور شده باید از روستا فرار کرده و به شهر بروند چون آنجا پول پارو میکنند. به عبارت دیگر، خانههای یادشده خوشبختی ساده زندگی را از روستائیان سلب میکند و دیگر نان و ماست و شاید آبگوشت یا آش برای آنان لذت نخواهد داشت. از سوی دیگر، آن افراد شاید دیگر رنگ خوشبختی را به خود نبینند چون ممکن است تواناییها و قابلیتهای صاحبان شهرنشین آن خانهها را نداشته باشند و هیچوقت نتوانند از نظر مادی به سطح آنان برسند. شاید آن زن همسایه هر روز مردش را سرزنش کند که دیدی فلانی رفت شهر و چه کرد یا بچهها باافسوس به پدر بگویند که وضع بچههای فلانی را ببین و این خود آغاز بروز فاجعه و تراژدی در آن روستا خواهد شد. طبیعی است دیگر آن مرد دستش نمیرود که ساعتها زیرآفتاب به کشت و زرع بپردازد و سرانجام نیز به هنگام درو با تنزل بهای محصول ناشی از شرایط بیثبات بازار و خدعه برخی معاملهگران و سلفخران از آن محصولات چیز زیادی به دستش نمیرسد. به این ترتیب او امید به زندگی سالم، امید به تولید و تحمل رنج زحمتکشی را از دست خواهد داد و عواقب آن را شما خود بهتر میدانید. اگر صاحبان آن خانههای بزرگ در روستا بخشی از هزینه آن ساختمان را که نهتنها سود مادی یا ارزش افزودهای نخواهد داشت بلکه موجب بغض یا حتی نفرت دیگران از آنها خواهد شد را به عمران و آبادی روستا اختصاص دهند، مثلا همان کوچه جلوی خانه خود را آسفالت یا سنگفرش کنند تا شمار زیادی از مردم خیر آن را ببرند تا در زمستان گل و لای کوچه و در تابستان گرد و خاک آن موجب سلب آسایش مردم نشود و یا بسیاری کارهای عامالمنفعه دیگر که موجب جاودانه شدن نام مالکان خانهها و اطرافیانشان به نیکی شود از کارهای کوچک گرفته تا کارهای بزرگ مثلا نصب سطلهای زباله در محلههای روستا برای حفظ نظافت و بالا بردن فرهنگ پاکیزگی، غرس درخت در کوچه خود یا میدان دهکده، ایجاد فضای بازی برای کودکان روستا، تجهیز مدرسه روستا به وسایل مورد نیاز، ساخت مدرسه، آبنما، یا کارگاه و کارخانهای برای ایجاد اشتغال، خانه بهداشت یا هر کار دیگری که منفعت آن به توده اهالی برسد و اصطلاحا عامالمنفعه باشد، چه اثرات ماندگار و ارزشمندی را در جامعه به جای خواهد گذاشت و به قول معروف، باقیاتالصالحاتی برای بانیان آن خواهد بود.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم