در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
جام جم:بصیرت و شجاعت، 2 عنصر لازم
«بصیرت و شجاعت، 2 عنصر لازم»عنوان یادداشت روز روزنامهی جام جم به قلم عباس محمدنژاد است که در آن میخوانید؛حدود 6 ماه از انتخابات ریاست جمهوری گذشته اما جریانی هنوز فضای سیاسی جامعه را ملتهب نگه داشته است؛ روزی در پی مطالباتی غیرقانونی است، روزی دیگر در پی بر هم زدن دانشگاهها، روزی ادعای پیروی از امام را مطرح میکند و روزی همه ارزشهای امام را یکسره به محاق میبرد. البته اینها همه زیانهایی که این جریان به کشور وارد کرده، نیست.
در این نیمسال، اقدامات و حرکتهای این جریان شکستخورده روند پیشرفت کشور را تحت تاثیر قرار داده است و اگر نگوییم روند پیشرفت کشور کند شده، اما نمیشود منکر شد که لااقل تحت تاثیر فضایی قرار گرفته که سررشته همه امور به جدالهای سیاسی وصل میشود.
مطالبات رهبری که منشور پیشرفت و توسعه کشور در همه زمینههاست، تحت تاثیر فضای سیاسی جریان فتنه معطل مانده و قشر فرهیخته جامعه که در فضای توسعه روزافزون جهانی باید موتور حرکت کشور را فعال نگه دارد دچار اختلافاتی سطحی و فرسایشی شده است. نشستهای کارشناسی در چارچوب کرسیهای آزاداندیشی در دانشگاهها که از تاکیدات مکرر رهبری بوده است تا دانشگاهیان در فضایی علمی و مستدل دیدگاههای خود را مطرح کنند و نقد شوند، چنان در حصار توهین و تخریب افراطیون محصور میشوند که مجالی برای طرح دیدگاههای علمی پیدا نمیکنند.
لایحه مهم هدفمند کردن یارانهها که بدون استثنا مورد تایید همه مسوولان قدیم و جدید کشور است و کسی در ضرورت اجرای آن تردید ندارد در میان هیاهوهای سیاسی معطل میماند و یکشبه به محاق میرود و افرادی که در دوران مسوولیت خود توان اجرای چنین تصمیم مهمی را نداشتند، برای این که ضعف خود را توجیه کنند به ترساندن مردم روی میآورند. آیا اینها زیان به جامعه و مردم نیست؟ پاسخ این زیانها را جریان شکستخورده چگونه باید بدهد؟ سردمداران جریان فتنه چگونه میتوانند ضررهایی را که پیادهنظام آنها در خیابانها به اموال عمومی وارد کردند، جبران کنند؟
در این میان، برخی خواص نیز در قبال حوادث اخیر نمره خوبی نگرفتند؛ مسوولانی که در مقابل برخی هتاکیها و توهینها به ارزشهای انقلاب سکوت کردند و یا زمانی زبان به سخن گشودند که رهبری موضعگیری کرده بودند و به جای این که از قدرت نفوذ خود برای روشنگری استفاده کنند، پشت سر رهبری خود را پنهان کردند. این که رهبر انقلاب در اغلب سخنرانیهایشان آحاد جامعه بویژه خواص را به هوشیاری و بصیرت دعوت میکنند، به خاطر تاثیری است که خواص در ایجاد فتنه یا بالعکس دفع فتنه از خود بر جا میگذارند، اما در فتنه اخیر، آیا خواص واقعا نمره قبولی گرفتهاند که اگر گرفته بودند، این غائله ادامه پیدا نمیکرد.
در زمانه فتنه، بصیرت و شجاعت 2 عنصر لازم و ضروری برای آحاد جامعه و بویژه خواص است تا ضمن پالایش حق از باطل، هم مردم را آگاه کنند، هم با شجاعت در مقابل فتنه موضع بگیرند. اگر قرار باشد منافع شخصی را بر منافع جامعه ارجح قرار دهیم که دیگر سخن از دین، اسلام و نظام تنها لغلغه زبان خواهد بود.
مردم سالاری:گناه «شهروند» بودن
«گناه شهروند بودن»عنوان یادداشت روز روزنامهی مردم سالاری به قلم پژمان موسوی است که در آن میخوانید؛به تازگی وزیر سابق فرهنگ و ارشاد اسلا می که این روزها در تب و تاب سفرهای استانی و شهرستانی برای دفاع از سیاست های دولت احمدی نژاد است،... در جمعی، با انتقاد از روزنامه همشهری که به زعم وی با هدف تغییر ذائقه مردم به شهروند حقوق مدار وارد عرصه مطبوعاتی کشور شده است، عملکرد این روزنامه و فرهنگسراهای کشور را زمینه ساز بروز جنگ نرم دانسته است و عملکردهایی این چنین را منجر به بروز حوادث اخیر کشور دانسته است.
با مروری بر اظهارات مشابهی که وی و سایر نزدیکان وی طی ماه های اخیر درباره مسائل مختلف کشور داشته اند، به این نتیجه ساده اما منطقی می رسیم که گویی «تحلیل» و «واکاوی» جای خود را به«سطحی نگری» «تقلیل گرایی» داده است چرا که اگر جز این بود، قطعا شاهد اظهاراتی از این دست از جانب کسانی که دارای مقامات ارشد در این کشور هستند نبودیم.
به واقع اگر روزنامه ای مانند همشهری «شهروند حقوق مدار» را ترویج داده باشد و در جهت فرهنگ سازی آن گام برداشته باشد، خبطی مرتکب شده است که حال می بایست پاسخگوی اظهاراتی از این دست باشد؟ اساسا مگر «شهروند حقوق مدار» و مفاهیمی از این دست از نظر آقایان دارای اشکال است که به چنین اظهاراتی روی می آورند؟ شاید برخی مردم ایران را تنها در حد مردمانی می دانند که باید بله قربان گو بوده و بدون مطالبه ای از بزرگان مملکتی، تنها به اجرای آنچه به آنها ابلا غ می شود، بپردازند.
شاید برخی مردم ایران را اصولا در حد و اندازه «شهروند» نمی دانند زیرا به خوبی می دانند که کلمه ساده ای مانند «شهروند»، بار حقوقی و اجتماعی بسیار زیادی رابه دنبال می آورد که به دنبال آن دیگر نمی توانند هر طور که می خواهند، با مردمانشان رفتار نمایند; اصولا هم یکی از تفاوت های اصلی مردم با شهروند در همین عامل نهفته است، شهروند پرسشگر است و به دنبال پاسخ به مطالباتش می گردد، شهروند مطالبه محور است و برای تک تک اعمالی که به وی تحمیل می شود، دنبال علت و دلیل می گردد.
از همین رو هم هست که بسیاری با احتیاط کلمه «شهروند» را بر زبان میآورند زیرا می دانند که شهروندان حقوقی دارند که نمی توان به سادگی آن را زیر پا گذاشت و به آن بی توجهی کرد... بهتر آن است افرادی که روزی در جایگاه های رفیعی در این کشور بوده اند، با احتیاط در آنچه که بر زبان جاری می کنند، بیشتر اندیشیده و آنگاه به بیان اظهاراتی بپردازند که قطعا با بازتاب های گسترده ای در داخل و خارج از کشور مواجه خواهد شد.
کیهان: این یک حادثه نبود!
«این یک حادثه نبود!»عنوان یادداشت روز روزنامهی کیهان به قلم حمید امیدی است که در آن می خوانید؛«مبانی و اصول آیت الله خمینی که متکی به فقه و سنت شیعه است، دیگر کارآمد نیست»، «قطع رابطه با آمریکا، خواسته تحمیلی یک نفر بر کل مردم ایران است. دوران تک گویی به سر آمده است»، «حکومت ولایی با حکومت جمهور در تعارض است»، «نظریه کشف در باب ولایت فقیه (دیدگاه امام خمینی) غیرعلمی و مخالف امنیت ملی است»، «جامعه ولایی انحصارگر و مستبد است»، «ولایت فقیه یعنی خودکامگی و توسعه سیاسی نفی خودکامگی است»، «نظریه عینیت سیاست و دیانت (دیدگاه امام خمینی و شهید مدرس) زاییده افکار عامیانه و قدیمی است»، «امام خمینی و شهید نواب صفوی خشونت گرا و کسروی و حکیمی زاده اصلاح طلب بوده اند»، «ولایت فقیه همان دیکتاتوری صالحان است و نظام جمهوری به عنوان دستاورد بزرگ بشریت، بهترین راه برای جلوگیری از دیکتاتوری است»...
اینها تنها بخش کوچکی از هجمه وسیع و حساب شده از سوی کسانی است که داعیه خط امامی و اصلاح طلبی داشته و طی سالهای اخیر، علی الدوام در نشریات زنجیره ای (که مستندات آن موجود است) علیه خط و آرمانهای امام راحل (ره) روا داشته اند.
انتشار تصاویر مربوط به هتک حرمت «عده ای بی ریشه» نسبت به تمثال حضرت امام(ره)، طی هفته ای که گذشت، موجی از اعتراضات مردمی را علیه فتنه انگیزان و مسببین این عمل ناپسند برانگیخت، اما فراتر از توهین به عکس امام(ره) توهین به اندیشه های امام است که نه فقط از سوی دشمنان تابلودار نظام بلکه از سوی عده ای که خود را منتسب به خط امام دانسته و برچسب خط امامی بر پیشانی خود زده اند، سالهاست که صورت می گیرد.
آقایانی که امروز به علت افشای چهره واقعی خود نسبت به پخش تصاویر اهانت به تمثال امام(ره) برمی آشوبند و فریاد وا اماما! سرداده و بیانیه صادر می کنند و اتفاقا نه در عمل بلکه در حرف تابلوی حفاظت و حراست از آثار و اندیشه های آن بزرگوار را یدک کشیده و سالهاست خود را یار امام جا زده اند! چرا طی سالهایی که آن همه علیه اندیشه های امام سمپاشی شد، دم برنیاوردند و سکوت کردند؟! سکوتی که شاید آن روزها- البته شاید- ناشی از غفلت و کوتاهی تلقی می شد ولی امروز که پرده ها کنار رفته و قدری غبار فتنه فرو نشسته، حکایت از همدلی و همراهی آنان با دشمنان امام(ره) دارد.
مشکل اصلی مردم انقلابی و فرزندان خمینی، پاره کردن عکس امام (ره) نیست- اگرچه از این اقدام زشت و نفرت انگیز خون به دل مردم و اشک بر چشمان آنها نشسته و بی صبرانه منتظر دستگیری و محاکمه عاملان اصلی این رخداد شوم هستند- بلکه مساله مردم با این جماعت، ضدیت آنان با «اندیشه و آرمان» امام راحل است.
شخصیت حضرت امام (ره) در بین آحاد مردم انقلابی ایران آنچنان رفیع است که هیچکس نمی تواند در برابر جسارت به عکس ایشان بی تفاوت بوده و غیرت انقلابی اش به جوش نیاید. آیا می توان در مورد اهانت هایی که طی سالهای اخیر علیه تفکر امام خمینی(ره) از سوی مدعیان اصلاح طلبی و حامیان و هوادارانشان صورت گرفته نیز تردید کرد؟ آیا جرقه اهانت به امام، زمانی که یکی از مسئولان دولت اصلاحات در نشریه ای نوشت و گفت: «اگر بخواهیم همه حرف های امام را پیاده کنیم، کشور از هم می پاشد»، زده نشد؟ ماجرای اهانت به امام(ره) یک «حادثه» نبود بلکه «جریان» ممتدی است که سالهاست از سوی دشمنان اسلام و انقلاب کلید خورده و این روزها پرده از چهره پیاده نظام های شکست خورده این لشکر شوم فروافتاده است.
منافقین جدید از یک سو نقاب انقلاب بر چهره زده و داعیه خط امامی و یار امامی دارند و از سوی دیگر با دشمن قسم خورده نظام و انقلاب پالوده می خورند و از تعریف و تایید و تمجید آنان نه تنها اخمی- هر چند ظاهری- بر چهره شان نمی نشیند و بلکه قند هم در دلهای غبار گرفته شان آب می کنند. آنان به تعبیر حکیمانه قرآن، مصداق منافقینی هستند که از یک سو با مومنان ادعای همراهی دارند و چون با شیاطین و دشمنان خدا خلوت کنند با آنان نرد دوستی می بازند.
توهین واقعی به امام(ره) زمانی اتفاق افتاد که آرمان وی در حمایت از مردم مظلوم فلسطین با شعار «نه غزه، نه لبنان» عده ای، زیر پا افتاد. زمانی که شعار «مرگ بر آمریکا» و استکبارستیزی در تجمع 13 آبان آنها حذف شد و زمانی که وقیحانه ادعا کردند باید امام را به موزه سپرد! آیا اینها کمتر از پاره کردن عکس امام (ره) بود؟ آیا سردادن شعار جمهوری ایرانی و حذف علنی عنصر اسلام در این شعار اصیل و انقلابی بدتر از پاره کردن تصویر امام(ره) نیست؟ آیا زمانی که دست به دامان شیخ ساده لوح و مطرود امام و کسی که خون به دل حضرت روح الله(ره) کرده بود، می شوند و برای تایید تحرکاتشان علیه نظام و توطئه سبز اموی فتوا طلبیده و ردای پدر معنوی جنبش ضدانقلابی خود را بر قامتش می پوشانند، اهانت علنی به امام و راه امام (ره) نمی کنند، مگر همین ها نیستند که خود را یاران امام می خوانند؟!
مشکل این جماعت این است که خود را طلبکار امام و انقلاب و مردم می دانند! بد نیست آقایان یک بار هم که شده عناوین و القابی چون خط امام و یار امام و نخست وزیر امام! که سالهاست برای خویش ساخته اند را کنار بگذارند و اگر خود را دلسوز نظام می دانند- که البته برای مردم خلاف این امر ثابت شده است- به روند جریانی که علیه امام و انقلاب طی سالهای اخیر به راه افتاده و این روزها ضدیت با امام را از لا به لای جلسات شبانه، سخنرانیها و نشریات به کف خیابانها کشانده است و همینطور موضع گیریها و بیانیه های خود، نگاهی بیندازند تا بفهمند که برای رسیدن به مقاصد سیاسی و جناحی و کسب مناصب قدرت، همه چیز- حتی امام(ره)- را فدای خود کرده اند. بعید است ندانند که در پیشبرد مقاصد خود هرگز موفق نخواهند بود و مردم و نظام ذره ای، از اهداف و شخصیت والای حضرت امام(ره) کوتاه نخواهند آمد.
حضرت روح الله روح زنده اسلام در کالبد یکایک مردم ایران اسلامی و علاقه مندان به انقلاب است. مردم بر سر آرمانها و راه خمینی بزرگ با هیچ کس معامله و مصالحه نخواهند کرد. اگر مردم ما روزگاری- آن هم بخاطر احترام به امام- با کسانی که خود را منصوب آن بزرگوار می دانستند و در این پوشش به امام عزیز جفا می کردند، سر سازگاری و ملایمت داشتند، امروز دیگر برای امثال کروبی و موسوی و آدم هایی از این جنس، تره هم خرد نمی کنند. مردم عاقل اند و از القاب و عناوین افراد عبور کرده اند. این روزها رفتار و عملکرد آدمهاست که مورد قضاوت مردم قرار می گیرد.
امروز قضیه و سیر جریانی که اهانت علیه انقلاب و ارکان نظام و امام و رهبری را به خیابانها و تجمعات کشانده، برای همه روشن شده است، حتی برای آنهایی که در اشتباه بودند. این جماعت نیز به رغم تذکرات خیرخواهانه و رهنمودهای رهبر معظم انقلاب، اصرار به تکرار خطاهای خود دارند و لجاجت هایی که به خرج داده اند باعث شده تا در دایره طراحی های جدید دشمنان اسلام و انقلاب قرار گیرند. هر چند که در برابر موج توفنده و غیرت دشمن شکن مردم انقلابی راه به جایی نبرده اند.
رهبر انقلاب در سخنان اخیر خود تاکید کردند: «کسانی که در مقابل ملت قرار گرفته اند، بی ریشه هستند و در برابر عظمت ملت ایران و انقلاب اسلامی توانایی ماندن نخواهند داشت... دشمنان ملت ایران و نظام اسلامی همچون کف روی آب هستند که از بین خواهند رفت و آن چیزی که باقی می ماند اصل نظام اسلامی است.»
ابتکار:ابعاد یک اتفاق شوم اقتصادی
«ابعاد یک اتفاق شوم اقتصادی»عنوان یادداشت روز روزنامهی ابتکار است که در آن میخوانید؛
اقتصاد ایران در چه شرایطی قرار دارد؟ رکود یا رونق و رشد. برخی از کارشناسان می گویند اقتصاد ایران در آستانه رکود است. واقعیت های حاکم بر جامعه و آمارهای دولتی مانند آمارهای بانک مرکزی نیز با سخنانی که از رکود می گوید، می خواند. نمایندگان مجلس نیز نگران شده اند و با استفاده از اهرم استیضاح بر آنند که جلوی اتفاق شوم رکود را بگیرند. اما پرسشی که در پی این اخبار می آید آن است که نظر دولتیان در مورد حال اقتصاد ایران چیست؟ یحیی آل اسحاق رئیس اتاق بازرگانی تهران از وجود رخوت در صنعت ایران خبر داد و گفت: «ممکن است در برخی واحدها که عمدتا واحدهای بزرگی هستند رشد اقتصادی داشته باشیم اما آن چه که روشن است این است که کل فضای تولید وصنعت کشور در نشاط به سر نمی برد و واحدهای تولیدی ما با مشکلات زیادی روبرو هستند و آسیب هایی دیده اند که توجه ویژه ای می طلبد.»
در آن جلسه یکی دیگر از اعضا اتاق تهران از وزیر صنایع خواست که وجود بحران در صنعت را باور کند، احمد پورفلاح با اشاره به بحث آمارها و تفاوت های موجود در آمارهای ارائه شده توسط ارگان های مختلف خطاب به محرابیان گفت: «نسبت به آمار ارائه شده توسط بخش خصوصی بدبین نباشید و آن را غلط قلمداد نکنید. این شکاف در دیدگاه را پرکنید تا بتوانیم قبل از بروز مشکل از آن پیش گیری کنیم. آمار غلط سرمایه گذاران را به اشتباه می اندازد.» گلایه ها و هشدار های اهالی صنعت در حالی ارائه می شود که طی گزارش بانک مرکزی از اقتصاد ایران در سال 87 رکود جهانی بر وضعیت اقتصاد ایران شدیدا تاثیر گذاشته است و وضعیت بخش های مختلف اقتصادی در رکود به سر می برند.
در گزارش بانک مرکزی از تحولات اقتصادی ایران در "بخش واقعی نیمه اول سال 87 " آمده است: «بر اساس بر آورده های اولیه اقتصاد ایران در شش ماهه اول سال 1378 در مقایسه با دوره مشابه سال قبل، با کاهش نرخ رشد مواجه گردیده است.» بانک مرکزی در گزارش دیگری با عنوان نماگر های اقتصادی، که هر سه ماه در آن به اعلام اطلاعات آماری می پردازد به وضعیت اقتصادی ایران در سال 87 در مقایسه سال های پیش از آن پرداخت است، در این گزارش آمده است، تاسیس واحد های جدید صنعتی در 6 ماه اول سال 87 به نسبت سال قبل از آن 40 درصد و در بهره برداری ها 21 درصد کاهش داشته است.
این کاهش در حالی صورت گرفته است که بنا بر همین گزارش ایران در 9 ماهه منتهی به آذر ماه سال گذشته بیش از 71 میلیارد و 600 میلیون دلار نفت فروخته است و در همین مدت 14 میلیارد و 200 میلیون دلار صادرات غیر نفتی داشته است. این درحالی بود که یک هفته پیش از ارائه گزارش بانک مرکزی معاون اقتصادی وزارت صنایع و معادن هرگونه بحران در بخش صنعت را رد کرد و در عین حال از رونق در این بخش خبر داد. افشین روغنی در حالی این سخنان را بر زبان آورده بود که انتقاد شدیدی به مسئولان اتاق بازرگانی ایران که از بحران و استفاده نکردن از ظرفیت تولید واحدهای صنعتی سخن گفته بودند، وارد کرد. این در شرایطی است که گزارش بانک مرکزی می گوید: «طبق نتایج بررسی عملکرد کارگاه های بزرگ صنعتی در شش ماهه اول سال 1387، شاخص تولید کارگاه های بزرگ صنعتی در این دوره در مقایسه با مدت مشابه سال قبل 6/3 درصد افزایش دارد. این در حالی است که این شاخص در شش ماهه اول سال قبل از آن 11/4 درصد بود.
همچنین در شش ماهه اول سال 1387 شاخص اشتغال کارکنان کارگاه های بزرگ صنعتی با 1/1 درصد کاهش نسبت به مدت مشابه سال قبل روبه رو بود.» رکود اقتصادی بر اساس گزارش بانک مرکزی فقط مختص بخش صنعت نیست بلکه در بخش کشاورزی و بورس و بانک ها نیز آمار ها نشان دهنده بازار رکودزده است، در گزارش بانک مرکزی رشد تولید ناخالص داخلی بر حسب فعالیت های اقتصادی در بخش کشاورزی در شش ماهه اول سال 87" 10/3-" این در حالی است که این رقم در سال 86 نشانگر 3/7 است، بر اساس در رشد بخش کشاورزی 17 درصد رلکود داشته است. در گزارش بانک مرکزی از وضعیت بخش کشاورزی آمده است: «آمار مقدماتی وزارت جهاد کشاورزی حاکی ازآن است که تولید محصولات زراعی، باغی و دامی در سال 87 نسبت به دوره مشابه سال قبل به ترتیب دارای رشد 14/8-، 24/5-و 6/0 درصدی می باشد.»
در بخش ساختمان و ساخت و ساز گزارشهای بانک مرکزی روایتگر آن است که تعداد پرونده های ساختمانی صادر شده در مناطق شهری از سه ماهه دوم 87 رو به کاهش بوده است بر اساس همین گزارش نرخ این کاهش در سه ماهه دوم در کلیه مناطق شهری 9/5-و در سه ماه سوم 33/2-درصد بوده است. کاهش صدور پروانه های ساختمانی در مناطق مختلف شهری کشور را می توان در کاهش سطح زیر بنای ساختمان ها مشاهده کرد. گزارش بانک مرکزی در این خصوص حاکی از آن است که سطح زیر بنای طبقات در کلیه مناطق شهری در سه ماهه سوم سال گذشته نسبت به سه ماهه سوم سال 86 حدود 31 درصد در شهرهای بزرگ کاهش داشته است.
رسالت:شما کجایید؟
«شما کجایید؟»عنوان سرمقالهی روزنامهی رسالت به قلم محمدکاظم انبارلویی است که در آن میخوانید؛مجمع روحانیون مبارز طی اعلامیه ای اعلام کرده است حاضر است برای نشان دادن دلبستگی به راه امام (ره) و تجلیل از یاد او تقاضای برگزاری راهپیمایی کند.
راه امام (ره) کدام است؟ یاد او و تجلیل از او چگونه انجام می شود؟
6 ماه است که از انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری می گذرد. در این6 ماه امنیت ملی و اقتدار نظام به خاطر عدم پذیرش رای ملت توسط مجمع روحانیون مبارز در معرض تهدید قرار گرفته است!
6 ماه است شکست خوردگان در انتخابات - کسانی که مردم فقط رای اعتماد خود را از آنها دریغ کردند- به معارضه با نظام پرداخته اند!
6 ماه است برای ارتش رسانه ای دشمن تفنگ و فشنگ تهیه می کنند و می خواهند چیزی را که آنها در خصوص اتهام نقض حقوق بشر و نقض آزادی های فردی تقاضا دارند اینها با زبان وقلم و عمل خود به ثمن بخس اثبات کنند!
6 ماه است با ایجاد ناامنی معیشت مردم را تهدید می کنند،20 بسیجی مظلوم را کشتند، هزاران نفر را مجروح کردند و میلیاردها تومان به مردم خسارت زدند تا حس انتقام جویی خود را ارضا کنند!
6 ماه است مخالفان نظام به مناسبتهای گوناگون بیرون می آیند و آرمانها و اهداف امام (ره) و نظام را به تمسخر می گیرند!
روز قدس و روز13 آبان و روز16 آذر به خیابانها می آیند. اسلام را از جمهوری اسلامی حذف می کنند دم از جمهوری ایرانی می زنند اسرائیل و آمریکا را از شعار مرگ بر آمریکا و مرگ بر اسرائیل حذف می کنند و به جایش چین و روسیه را می نشانند.
مجمع روحانیون مبارز در ایامی که این بی مهری به نظام ، امام ، انقلاب و مردم می رفت کجا بود؟
مجمع روحانیون مبارز خود آغازگر این اوضاع فتنه آمیز بود. مجمع روحانیون مبارز روز30 خرداد یعنی6 روز پس از اعلام نتایج انتخابات را، روز اعتراض نامید و اعلام راهپیمایی کرد. بنده همان موقع در سر مقاله ای تحت عنوان «شروع نوعی دیکتاتوری»1() نوشتم چنین روزی روز اعلام جنگ مسلحانه منافقین علیه امام و نظام جمهوری اسلامی است . عرض کردم شما به نام دموکراسی به دموکراسی اعلان جنگ داده اید. به نام آزادی ، دارید آزادی مردم را سلب می کنید . این کار را نکنید ، دارند شما را بازی می دهند...
اما گوش شنوایی نبود.
شما با اعلام راهپیمایی برای بزرگداشت یاد امام (ره) اعتراف دارید که به نور چشم ملت ایران اهانت شده است . چرا کار به اینجا رسید که به خاطر این اهانت قلب ملت ایران جریحه دار شود.
گیریم که برای بزرگداشت یاد امام (ره) راهپیمایی برپا کردید و وجدان خود را آسوده کردید . این ستمی را که به این نظام الهی شده چگونه می خواهید جبران کنید.
طرفداران اندک خود را با دروغ تقلب به خیابانها آوردید تا چهره نظام را کریه نشان دهید. اکنون که آبها از آسیاب افتاده، مردم به طور خودجوش به خیابانها ریخته اندو برخورد با سران فتنه را می خواهند و راهپیمایی های عظیم در سراسر کشور برگزار شده و هر روز بر حجم آن افزوده می شود، دیگر چه فایده دارد که شما بیایید یا نیایید!
شما به مردم بگویید اصلا کجا هستید ، چه می کنید و چطور شد این همه ظلم به امام و مردم و رهبری را می بینید و سکوت می کنید!
آیا الان مردم فقط نیاز به دعوت شما دارند؟
مردم که در خیابانها تبری خود را از این تبهکاری و تولی خود را به امام و رهبری اعلام می کنند ، آیا نیازمند دعوت شما هستند؟
مردم می گویند اگر می خواهید کمک کنید بروید جلوی بوقهای استکباری را که هر روز علیه ملت از زبان یک فرقه منحرف لجن پراکنی می کنند بگیرید .
مردم امروز از خود سوال می کنند؛ این شرارت تا کی باید ادامه پیدا کند، مردم هر روز از مسئولان سوال می کنند چرا برای سران فتنه حاشیه امنیتی ایجاد شده است؟ قانون برای خاموش کردن فتنه حرف دارد . چرا جلوی اجرای قانون را گرفته اید، آیا فریادهای مردم را در خیابانها نمی شنوید؟
پی نوشت:
1 - سرمقاله رسالت88/3/31
جمهوری اسلامی:لایه های پنهان جنگ عراق
«لایه های پنهان جنگ عراق»عنوان سرمقالهی روزنامهی جمهوری اسلامی است که در آن میخوانید؛انفجارهای دیروز بغداد که دومین حلقه از سلسله انفجارهای بعد از تصویب اصلاحات قانون انتخابات بود لایه های پنهان تر جنگ عراق که به سردمداری بوش کوچک و تونی بلر به راه افتاد را نشان داد. واشنگتن و لندن از قدرت گرفتن کسانی که حاضر نیستند همچون مهره ها در اختیار بیگانگان باشند و عراق جدید را به طرف استقلال ببرند مخالفند و تلاش می کنند از چنین واقعه ای جلوگیری نمایند.
تونی بلر نخست وزیر بدنام انگلیس درباره ضرورت حمله به عراق توجیهات جدیدی را مطرح کرده و تصریح می کند بخاطر مواضع تهدیدآمیز صدام علیه اسرائیل چنین تهاجمی ضرورت داشت حتی اگر هیچ سلاح کشتار جمعی هم در عراق یافت نمی شد. اعتراف بلر در حقیقت بخشی از لایه های پنهان در این جنگ خانمانسوز را برملا می کند.
نخست وزیر سابق انگلیس اصرار می ورزد حمله به عراق را اقدامی صحیح و ضروری معرفی کند و تجاوز نظامی تحت امر واشنگتن به عراق را موجه جلوه دهد. بلر می گوید ماهیت تهدیدآمیز رژیم بغداد علیه اسرائیل اصلی ترین دلیل وی برای اثبات ضرورت نابودی رژیم بغداد بوده و احتمال اینکه عراق سلاحهای قدرتمندی در قلمرو سلاحهای کشتار جمعی در اختیار داشته باشد فقط یکی از عوامل تصمیم به حمله بوده است .
بلر در توجیه جنایات جنگی انگلیس و متحدانش در جنگ عراق ضمن تظاهر به همدردی با قربانیان جنایات اشغالگران با لحن تمسخرآمیزی گفت : « این کاملا بی معنی است که شما وارد جنگ شوید و ندانید که قرار است تاوانی بپردازید. البته من با تمامی کسانیکه چیزی در عراق از دست داده اند همدردی می کنم ولی شما می دانید که من در نهایت باید این تصمیم را می گرفتم . امروز بسیاری از آنها که در عراق جنگیدند و فرزندانشان را از دست دادند به جنگ در عراق افتخار می کنند!
باید از تونی بلر نخست وزیر بدنام انگلیس پرسید آیا کارنامه سیاه اشغالگران در عراق واقعا افتخارآمیز است آیا دستاوردهای افتخارآمیزی نصیب مردم مظلوم عراق شده است 1 3 میلیون نفر کشته 2 5 میلیون نفر معلول و از کار افتاده 4 میلیون نفر یتیم و بی سرپرست و 5 میلیون نفر آواره بهمراه یک ویرانه بنام عراق را می توان دستاورد افتخارآمیزی به حساب آورد آیا نخست وزیر جنگ افروز انگلیس می تواند از نتایج تصمیمات جنون آمیز خود دفاع کند و آیا هیچ انسان منصفی بر این اظهارات او صحه می گذارد !
فراموش نکرده ایم که تونی بلر و دستیارانش در گزارشات « بکلی سری » سازمان های اطلاعاتی انگلیس دستکاری کرده و با گنجانیدن واژه های رعب انگیز تلاش کردند مجلس عوام و سایر مراکز تصمیم گیرنده را در مورد خطر رژیم بغداد فریب دهد و آنها را در مورد ضرورت حمله به عراق آنچنان نگران سازد که همگی با تجاوز نظامی به این کشور موافقت کنند. البته در ماههای بعد محرز شد که بلر در انگلیس و بوش در آمریکا همه را فریب داده اند و با دستکاری اطلاعات طبقه بندی شده سعی کرده اند خواسته های خود را بر دیگران تحمیل نمایند. اکنون بلر درخصوص علل و عوامل موثر در شروع جنگ موضع جدیدی گرفته و می گوید بخاطر منافع اسرائیل به عراق حمله کرده و حتی بدون پیدا شدن سلاحهای کشتار جمعی هم باید به عراق حمله می شد.
این مسئله از نکته جدیدی پرده برداری می کند که به 2 جنگ علیه عراق باز می گردد و آن اینکه شرق و غرب در تشویق صدام برای جنگ 8 ساله علیه ایران دخالت مستقیمی داشتند و ظرفیت های نظامی تسلیحاتی عظیمی را برای رژیم بغداد ایجاد کردند تا بتواند از طریق ماشین جنگی خود توان انقلاب اسلامی را به تحلیل ببرد.
البته صدام در جنگ علیه ایران سنگ تمام گذاشت ولی جنگ در همان مسیر مطلوب صدام و حامیانش به پیش نرفت و لازم بود توان نظامی اضافی رژیم صدام تخلیه شود. جنگ اول علیه رژیم بغداد طی یکصد روز توانست بخش اعظم زیرساختهای رژیم صدام و بویژه ظرفیتهای مرتبط با نیروی هوائی و دفاع ضد هوائی این کشور را تقریبا منهدم کند و تحریم های گسترده ای را بر این رژیم تحمیل نماید لکن هدف اصلی چنان جنگی نابودی رژیم صدام نبود بلکه استمرار حیات ننگین سیاسی رژیم صدام دقیقا به اهداف و برنامه های آمریکا و متحدانش در منطقه یاری می رساند و مشخصا ضرورت وقوع جنگ دوم علیه عراق را توجیه می نمود.
بلر در اظهارات اخیر خود مشخصا به این نکته اعتراف دارد که موضوع ادعای وجود سلاحهای کشتار جمعی صرفا یک بهانه برای توجیه تهاجم نظامی به عراق و هدف اصلی آن انهدام ماشین جنگی عراق بوده است که برای مقابله با انقلاب اسلامی در اختیارش قرار گرفته بود و اکنون با شکست آن طرح بایستی به کلی منهدم می شد تا بعدا در اختیار معارضین صدام قرار نگیرد.
این مطالب در واقع بخش های نامکشوف و اسرار ناگفته ای است که بدون آنها پرونده جنگ تحمیلی 8 ساله علیه ایران و جنگ اول علیه عراق نیز کامل به نظر نمی رسید. در واقع چنین به نظر می رسد که همان قدرتهای پلیدی که صدام را مامور جنگ علیه ایران کردند بعدا به خاطر ناکامی وی سعی کردند فرصت دیگری به او بدهند تا یکبار دیگر علیه ایران وارد جنگ شود و چون او را ناتوان یافتند جز انهدام اسناد و مدارک و نابودی کامل ماشین جنگی عراق چاره ای نداشتند تا آنکه مبادا ظرفیتهای تهاجمی و تسلیحاتی صدام به دست انقلابیون مسلمان عراقی و نیروهای معارض صدام بیافتد و احیانا روزی علیه رژیم صهیونیستی مورد استفاده قرار گیرد.
اکنون خوبست یکبار دیگر اعترافات اخیر تونی بلر را مرور کنیم تا بهتر دریابیم که وی علیرغم کارنامه سیاه اشغالگران در عراق به خاطر انهدام ظرفیتهای نظامی عراق و نابودی تمامی زیرساختهای اقتصادی صنعتی این کشور احساس غرور و افتخار می کند و آنرا یگانه راهکار ممکن و تصمیمی صحیح و لازم تلقی می کند که بایستی حتما اجرا می شده است . امروزه اگرچه پرونده صدام بسته شده است ولی حامیان دیروز وی اکنون برای جلوگیری از خارج شدن مدیریت عراق از اراده خود به باقیمانده های حزب بعث و گروه های تروریستی استعمار ساخته ای همچون القاعده متوسل شده اند. آنها می دانند که در فضای امن عراق آنچه رخ خواهد داد به زیان بیگانگان و جنگ افروزان است . به همین جهت تروریسم را تقویت می کنند تا مانع این رویداد شوند.
وطن امروز:فهم آقای خاتمی از مردمسالاری
«فهم آقای خاتمی از مردمسالاری»عنوان یادداشت روز روزنامهی وطن امروز به قلم امیر شریفی پور است که در آن میخوانید؛1- مردمسالاری چیست؟ این پرسشی است که در پی انتخابات و حوادث ماههای اخیر شاید اذهان بسیاری را مشغول خود کرده باشد. این نوشته قصد ورود به حیطه مباحث نظری در باب این مفهوم را ندارد اما سخنان جدید محمد خاتمی، رئیسجمهور سابق به نظر نگارنده آورد که برای فهم محتویات ذهن آقایان درباره مردمسالاری باید پرسش ابتدای نوشته را دوباره و چند باره پرسید. مردمسالاری چیست؟
2- آقای خاتمی در جمع شورای احزاب اصلاحطلبان فارس «رهنمودهای امام و موازین قانون اساسی» را «ملاک و معیار برای اصلاح امور و دستیابی به آرمانهای ملت» دانسته و نسبت به عدم توجه به اعتراضات پس از انتخابات اظهار تاسف کرده است. وی همچنین اعتراضات را متوجه «عقب افتادن و انحراف از معیارهای انقلاب» دانسته و ضمن انتساب نظریه مردمسالاری دینی به خود، نگرانی خود را از خدشهدار شدن مردمسالاری در حوادث اخیر ابراز کرده است. خاتمی در ضمن مدعی شده است که به دلیل اعتراض اصلاحطلبان به شیوه مدیریتی نظام و دولت، به آنان نسبت «برانداز» داده شده است.
3- آقای خاتمی! آیا تناقض گفتار و رفتار خود را بویژه در چند ماهه اخیر نمیبینید؟ آیا ادعای «دعوت به قانون اساسی» از کسانی که در انتخابات گذشته و پس از آن بهطور علنی خود را به دیوار استوار ساختارهای قانونی کشور کوبیدند، مضحک نیست؟ حقیقتا چه فرآیندهای منطقیای در ذهن امثال شما جاری است؟ مدعی مردمسالاری میشوید و 24 میلیون و بهزعم بسیاری، 40 میلیون رای را با دروغی که حتی خودتان هم باور نکردید، نادیده میگیرید. آیا دریا - دریا آب را انکار میکنید و در یک فنجان گنداب شیرجه میزنید؟ ساز و کار مردمسالاری در نظر شما چیست؟ آیا غیر از برگزاری انتخابات با حضور ناظران مردمی که در همه انتخابات جمهوری اسلامی تحقق یافته است، راهکار دیگری میشناسید؟
در انتخابات ریاستجمهوری دهم نامزد مورد حمایت شما نزدیک به 40 هزار ناظر در پای صندوقها داشت که از ابتدا تا انتهای پروسه اخذ آرا در شعب اخذ رای حاضر و ناظر بودند که صورتجلسه صندوقها را نیز امضا کردهاند، اما او حتی منتظر پایان رایگیری نیز نشد و خود را پیروز انتخابات نامید و در روزهای پس از آن، که کذب بودن ادعای وی روشن شد، دروغی بزرگ گفت و برخی هواداران خود را فریفت. مردم ما هنوز از تبعات و مفاسد آن دروغ در رنجند.
آقای خاتمی! در جمع اطرافیان شما کسی نیست که به شما بفهماند 13 از 24 بزرگتر نیست؟!
آقای خاتمی! مشکل شما و بسیاری از اصلاحطلبان توهماتی است که حاضر نیستید آنها را از ذهن خود بزدایید. توهم اکثریت دارید و هواداران خود را هرچند اقلیت باشند و هرچند هر روز کمتر شوند، مردم مینامید. متوهمید که در خط امام (ره) هستید.
کدام آرمان امام باقی مانده که شما از آن عبور نکرده باشید؟ هم مسلکهایتان دیگر کدام خطا را باید مرتکب شوند تا باور کنید در راه صحیحی گام برنمیدارید؟ کدام مفسد در عالم باقی مانده که از جماعت اطراف فتنهای که برانگیختید، حمایت نکرده باشد؟ آیا خط امام (ره) این است؟ گمان میکنید اگر شما و بزرگانتان چندصباحی در اطراف دفتر امام امت (ره) پرسه زدید، تا ابد خط امامی هستید و این را میراثی میدانید که تنها بر قامت شما میزیبد. انگار نه انگار که امام ما آرمانهایی داشت و سخنانی میگفت، با کسانی دوستی میکرد و با گروهی دشمن بود. گروهی را به خود نزدیک میدانست و افرادی را نیز مغضوب میداشت. جناب خاتمی! آیا پاسخ خود را به امام (ره) برای روزی که در انتظار همه ماست آماده کردهاید؟
دروغ میرحسین موسوی (تقلب) حتی برای خود شما چنان مسخره است که در جلسات محفلیتان هم آن را موجب سقوط جبهه اصلاحات قلمداد کردید. در سخنان اخیرتان هم برای یکبار که شده به خود جرأت ندادید که ادعای او را صریحا تکرار کنید که از سستی آن بیش از هرکس آگاهید.
آقای خاتمی! اغتشاش و حمله به اموال عمومی را میتوان اعتراض آرام و قانونی نام نهاد؟
4- آقای خاتمی! سؤال ابتدای نوشتهام را از شما میپرسم؛ به واقع مردمسالاری چیست؟به فرض که شما شیوهای را نمیپسندید یا بغض فردی را به دل گرفتهاید، آیا قاعده بازی مردمسالاری را نمیشناسید؟ انتخابات را تنها وقتی سالم و قابل پذیرش میدانید که نتیجهاش به نفع شما رقم خورده باشد؟ «تحمل مخالف» را که بهخاطر دارید؟
از زمانی که روند شکست اصلاحطلبان در انتخاباتهای کشور آغاز شد همواره حتی هنگامی که خود مجری انتخابات بودید نتیجه آن را گاه به تلویح و گاه به تصریح در ذهن هوادارانتان مخدوش کردید. اگر قاعده بازی مردمسالاری را نمیدانید یا ظرفیت پذیرش نتیجه آن را ندارید، بهتر است عالم سیاست را رها کنید و بیش از این خلق خدا را نیازارید.
شما کجا، مردمسالاری کجا؟!
دنیای اقتصاد:بنبست هستهای و دو کار نیمه تمام
«بنبست هستهای و دو کار نیمه تمام»عنوان سرمقالهی روزنامهی دنیای اقتصاد به قلم محمود صدری است که در آن میخوانید؛جلسه نمایندگان پنج عضو دائم شورای امنیت و آلمان که قرار بود در آن راجع به تشدید تحریمهای ایران گفتوگو شود، لغو شد.
علت لغو این نشست به صورت رسمی اعلام نشده، اما یک دیپلمات آمریکایی که نام وی فاش نشده، به بیبیسی گفته است نماینده چین به علت مشغله کاری نمیتوانسته است در اجلاس شرکت کند.برنامه هستهای ایران و اصرار آمریکا، فرانسه، انگلیس و آلمان برای افزایش فشار بر ایران چنان جدی است که باور کردن علل و دلایل اداری برای لغو چنین نشست مهمی، قدری دشوار است.
هفته گذشته که موضوع این اجلاس سر زبانها افتاد، ایران پیشنهاد تازهای درباره مبادله اورانیوم مطرح کرد که به احتمال زیاد بر لغو این اجلاس بیتاثیر نبوده است. ایران در موضعی تازه که توسط وزیر خارجه این کشور مطرح شد، پیشنهاد مبادله حدود یک سوم اورانیوم نیمهفرآوری شده خود با اورانیوم با غنای بالاتر را داد و اعلام کرد که مابقی اورانیوم موجود در ایران نیز در سالهای آینده مبادله خواهد شد.
این پیشنهاد با مخالفت فوری و صریح آمریکا روبهرو شد، اما چین و روسیه که در شورای امنیت حق وتو دارند، سکوت کردند. محتمل است که آمریکا و متحدان اروپاییاش، به این گمان افتاده باشند که شاید روسیه و چین در مذاکرات همراهی لازم را از خود نشان ندهند و تصویب بیانیه یا اعلامیهای سختگیرانهتر علیه ایران با مشکل مواجه شود؛ البته سابقه اینگونه مذاکرات و هماندیشیهای چین و روسیه با دیگر اعضای شورای امنیت و آلمان نشان میدهد که در نهایت، شرقیها با غربیها علیه ایران متحد خواهند شد، اما این همراهی معمولا برای غرب به ویژه آمریکا بیهزینه نبوده است.
روسها میکوشند از اهرم ایران برای تحقق برنامههای امنیتی خود در بالکان و شرق اروپا استفاده کنند و چینیها، این مذاکرات را خرج تجارت جهانی خود و ترتیبات امنیتی شرق آسیا میکنند.
بنابراین، تعویق اینگونه مذاکرات را نمیتوان رخدادی استراتژیک به شمار آورد. تنها فایده چنین تعویقهایی، ایجاد فرصتهای تازه برای ایران است که تدابیری تازه برای دفع فشار بازیگران جهانی بیندیشد. در یک دههای که از کشمکش ایران و غرب بر سر پرونده هستهای میگذرد، طرفین منازعه، تقریبا همه برگهای خود را رو کردهاند و اکنون دیگر نمیتوان منتظر ابتکارات بزرگ و تعیینکننده نشست.
تنها چیزی که اکنون در دست طرفین است، مهارتهای دیپلماتیک و استفاده از فرصتهای زمانی است. آمریکاییها این فرصت را معمولا صرف مذاکره با چین و روسیه برای متقاعد کردن آنها به مشارکت در طرحهای فشار بر ایران میکنند.آنچه که ایران میتواند در این فرصتها انجام دهد، به درستی معلوم نیست و از دیپلماتهای ایرانی انتظار هیچ معجزهای نمیتوان داشت؛ اما این به معنای پایان تلاشهای تهران نیست. ایران دستکم دو کار نیمهتمام منطقهای و جهانی دارد که زمانهای تعلیق مذاکرات، فرصتی مناسب برای پیگیری آنها است.کار نیمهتمام منطقهای، پیگیری سیاست گسترش و تعمیق روابط با همسایگان بهویژه، عربستان و ترکیه است.
روابط تهران و ریاض از دو دهه پیش و در پی دوران سخت بدگمانی، رو به بهبود گذاشت، ولی در سالهای اخیر این روند کند شده است که میتوان در جهت حل این مشکل گام برداشت. گسترش روابط با ترکیه هم چندی است کلید خورده که میتوان آن را ادامه داد.کار نیمهتمام جهانی نیز بهبود روابط با اروپا و شکستن انحصار روابط با چین و روسیه است.این سیاست نیز یک دهه پیش آغاز شد، اما دیری نپایید که در لابهلای مباحث هستهای گم شد.اگر این دو دسته کار نیمهتمام دوباره از سر گرفته شوند، این احتمال وجود دارد که ایران در پرتو اعتمادسازی منطقهای و جهانی، فرصتی تازه به دست آورد و شکل و محتوای مذاکرات هستهای را تغییر دهد.اگر از این سو چنین نشود و از آن سو سختگیریها ادامه یابد، هیچ امیدی به خروج مذاکرات هستهای ایران و غرب از بنبست کنونی وجود ندارد.
قدس:راهبرد ایران ؛ دفاع از آرمان فلسطین
«راهبرد ایران ؛ دفاع از آرمان فلسطین»عنوان سرمقالهی روزنامهی قدس به قلم غلامرضا قلندریان است که در آن میخوانید؛مقام معظم رهبری، عصر دیروز در دیدار آقای خالد مشعل رئیس دفتر سیاسی حماس و هیأت همراه، با تجلیل از مقاومت مردم فلسطین و گروه های مقاومت از جمله حماس، تأکید کردند: تنها راه نجات فلسطین، مقاومت و ایستادگی، توکل به خدا، در کنار عمل و اقدام است.
پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران، معادلات منطقه ای دستخوش تحولات اساسی شد و جمهوری اسلامی ایران بنا بر اصل 154 قانون اساسی مبنی بر حمایت از نهضتهای آزادیبخش جهان، به پشتیبانی از آرمان فلسطین پرداخت و رژیم صهیونیستی که تا پیش از انقلاب همپیمان استراتژیک ایران بود، نه تنها از سوی کشورمان مورد شناسایی قرار نگرفت، بلکه به دشمن شماره یک تبدیل گردید.
این موضعگیری که برخاسته از اصول دینی و ارزشهای انقلابی و رهنمودهای رهبر فقید انقلاب اسلامی بود، موجب تشدید خصومت اسرائیل و همپیمانان غربی آن، بویژه ایالات متحده علیه ایران گردید.
موضوع دفاع از فلسطین در ایران افزون بر نگاه انسانی، اسلامی و امنیتی یکی از یادگارهای امام راحل می باشد که با نفوذ معنوی خویش جهان اسلام را از خواب غفلت بیدار نمود و حمایت از مبارزان فلسطین را به عنوان یکی از مهم ترین دغدغه های جهان اسلام و مسلمانان معرفی کرد.
اکنون آنچه با عنوان همراهی و دفاع از مردم مظلوم فلسطین مطرح می شود، متأسفانه در برخی کشورهای عربی و اسلامی به دلیل سرسپردگی برخی سران آنها بتدریج در آستانه فراموشی است. از سوی دیگر، مواضع برخی دولتمردان کشورهای اسلامی در سالهای اخیر بعضاً همراهی با رژیم صهیونیستی را ثابت می نماید.
جمهوری اسلامی بر اساس آرمانهای خود در دفاع از مردم بی پناه و مظلوم فلسطین کوتاهی ننموده و تاکنون مواضع حمایتی خود را اعلام نموده است، هر چند اقلیتی همسو با برخی سازشکاران عرب نیز در کشور به چشم می خورد.
گروهی با رویکرد خاص سیاسی، بر این باورند که موضع جمهوری اسلامی ایران در برابر اسرائیل و فلسطین یک موضع «آرمانی» است و اکنون که سه دهه از انقلاب گذشته است، باید به «واقعگرایی» روی آوریم، به این دلیل که آرمانگرایی در مواردی با منافع ملی در تعارض است و هزینه های سنگینی بر کشور و ملت تحمیل می کند.
این ایده با ظهور اصلاح طلبان در دهه هفتاد شمسی نضج یافت و مطبوعات آن دوره بصراحت نوشتند که نباید از فلسطینیها فلسطینی تر شد، چون فلسطینیان به سازش با رژیم صهیونیستی روی آورده و سازمان آزادیبخش فلسطین در سال 1993 با اسرائیل پیمان اسلو را امضا کرد. در شرایط کنونی هم حکومت خودگردان مشغول مذاکره و پیشبرد روند سازش با اسرائیل است.
آنان بر این باور بودند که باید از حساسیتهای مربوط به موضوع فلسطین و نیز خصومت با اسرائیل کاست تا از حساسیتها و مخالفتهای جهانی با ایران کاسته شود. این در حالی است که حضرت آیها... خامنه ای در فراز دیگری از بیاناتشان در دیدار خالد مشعل فرمودند: «یکی از علل اصلی دشمنی استکبار با جمهوری اسلامی ایران، موضوع فلسطین است و اگر ایران در قضیه فلسطین کوتاه می آمد، بسیاری از این دشمنی ها کم می شد، ولی ما در این قضیه ایستاده ایم و کوتاه نخواهیم آمد.»
در حوادث پس از انتخابات نیز فتنه گران با آنکه سران این جریان الگوی خود را امام(ره) معرفی می کنند، در روز قدس شعار «مرگ بر اسرائیل» و «مرگ بر آمریکا» را نفی نمودند و این یادگار و میراث گرانسنگ بنیانگذار کبیر انقلاب اسلامی را حذف کردند، این افراد در شعارهای خود با طرح موضوع: «نه غزه نه لبنان، جانم فدای ایران» تلاش کردند قضیه پشتیبانی از فلسطین را بر خلاف منافع ملی و امنیت ملی جلوه دهند. به عنوان مصداق دیگری می توان اظهارات اصلاح طلبان را در نشست «فلسطین از نگاه ایرانی» مطرح نمود که ایران را عامل طولانی شدن درگیریهای فلسطین می دانند، در حالی که سران این جنبش نیک می دانند که امام راحل همواره مدافع فلسطینیها بوده و مقام معظم رهبری نیز تاکنون بارها بر دفاع از مردم مظلوم فلسطین تأکید کرده اند.به تازگی نیز در یکی از نشریات داخلی در ارتباط با بحث فلسطین مطالبی مغایر با منافع ملی درج شده است که با واکنش برخی نمایندگان مجلس روبه رو گردید.
در بخشی از مطالب این نشریه، ادعاهای صهیونیستها و حامیان آنها عنوان گردیده است: «چرا باید از کسانی دفاع کنیم که خودشان سرزمین خود را به صهیونیستها فروخته اند»، این در حالی است که این ادعا تاکنون بارها از سوی نمایندگان حماس و جهاد اسلامی در مصاحبه های متعدد تکذیب شده است. به عبارت دیگر، طرح چنین مطالبی بهانه ای برای مقاومت زدایی و کمرنگ کردن حمایتها از مبارزان فلسطینی است. در بخش دیگری از مطلب این نشریه، به اختلاف شیعه و سنی اشاره شده است: «مگر نه اینکه ما شیعه ایم و دفاع از سنی ها چه مبنایی دارد.»
در شرایط کنونی همبستگی شیعه و سنی در جهان اسلام از مهم ترین راهبردهای جمهوری اسلامی است و کسانی که از بی تفاوتی و اختلاف این دو فرقه اسلامی بیشترین نفع را می برند آمریکا و اسرائیل می باشند، به گونه ای که چشم انداز حضور آمریکا در خاورمیانه و خلیج فارس با اهتمام به دامن زدن اختلافهای شیعه و سنی توجیه پذیر گردیده بود.
بنابراین ملت فهیم، حلیم و هوشیار ایران اسلامی همان گونه که تاکنون حمایت از گفتمان داخلی و خارجی امام(ره) را در پرتو تبعیت از منویات ولایت فقیه موجب پیشرفت، عظمت و اقتدار ایران می داند، از این پس نیز هیچ گاه نسبت به آرمانهای امام(ره) کوتاه نخواهد آمد و به وظیفه اسلامی و انقلابی خویش عمل خواهد نمود.
در روزهای اخیر نیز پس از جسارت به تمثال مبارک امام راحل موج عظیم اقشار گوناگون به صحنه آمدند تا به فریب خوردگان داخلی و حامیان آنها اعلام نمایند که همواره مدافع ارزشهای انقلاب و امام(ره) هستند و نه تنها نسبت به هتک حرمت و زیر پا نهادن آرمانهای خمینی کبیر کوتاه نخواهند آمد، بلکه در صورت استمرار، به غافلان و خائنان درسی فراموش نشدنی خواهند داد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: