با محمد درمنش ، کارگردان فیلم «ماه‌وش»

مدهای سیاسی در سینما

محمد درمنش کارگردانی است که در تقسیم‌بندی‌های رایج سینمای ایران به طیف هنرمندان متعهد منتسب می‌شود. این گروه از فیلمسازان ویژگی‌های مشخص و ثابتی دارند که درمنش در همین مصاحبه هم به آنها اشاره می‌کند.
کد خبر: ۲۹۹۹۹۱

فیلمسازی برای آنها شیوه‌ای است برای بیان برخی حرف‌ها و نکته‌ها که ظاهرا از دریچه این صنعت هنر، بهتر و ساده‌تر به مخاطب منتقل می‌شود.

به خاطر همین است که گیشه به تنهایی برای او ملاک نیست و بیشتر به دنبال مخاطبی است که فقط از طریق گیشه با فیلم ارتباط برقرار نمی‌کند.

رفتن فیلمسازی مانند درمنش به سراغ فیلمی که قرار است مقطعی از زندگی یک هنرپیشه قبل از انقلاب را روایت کند، به اندازه کافی سوال برانگیز است. او تاکید دارد تلاش کرده فیلم سالمی بسازد که البته حرف درستی است.

به نظر می‌رسد در کنار این رسالت، او راه دیگری را هم دنبال می‌کرده و آن توجه جدی به مخاطب است و این ویژگی در این سال‌ها در میان همفکران او کمتر مورد توجه قرار گرفته است.

در این مصاحبه با درمنش درباره موضوع‌های مختلفی حرف زدیم. شخصیت‌پردازی، وجوه تفاوت و تمایز میان او و دیگر فیلمسازان، توقیف آشکار و پنهان فیلمش و راهی که در این مسیر در پیش گرفته، پرسش‌هایی بود که از سوی خبرنگار «جام‌جم» مطرح شد و پاسخ‌های صریح این فیلمساز به آنها، این متن را به مصاحبه‌ای خواندنی تبدیل کرد.

پیش از وارد شدن به موضوع فیلم ابتدا بگویید چند دقیقه از این فیلم حذف شده تا بدانیم قرار است درباره چه صحبت کنیم؟

حدود 7 دقیقه از این فیلم حذف شده است. البته 13 مورد اصلاحیه به فیلم وارد شد که برخی از آنها به قصه فیلم مربوط می‌شد و برخی دیگر نیز شامل جذابیت‌هایی می‌شد که معمولا برای مخاطب سینما رو پیش‌بینی می‌شود. این بخش‌ها مربوط به لازمه یک کار سینمایی بود تا فیلم با یک تله فیلم متفاوت شود. به هرحال این اصلاحات را پذیرفتم تا فیلم هرچه زودتر نمایش داده شود.

اما پذیرش همین اصلاحات هم باعث نشد فیلم زودتر نمایش داده شود. فیلم چند سالی است در مرحله اکران متوقف مانده است.

این مساله به اصلاحات فیلم مربوط نبود. این مشکل ناشی از توقیف پنهان این فیلم بود. در حقیقت این فیلم 2 مرحله توقیف داشت. یکی رسمی و آشکار که حدود یک سال طول کشید و یکی غیررسمی و غیرآشکار که حدود 10 ماه طول کشید.

فیلم دقیقا چه سالی تولید شد؟

سال 1386.

افرادی که در این چند سال در بخش مدیریتی سینمای ایران حضور داشتند دوستان شما بودند، چرا لطف آنها شامل حال شما نشد؟

دوستان ما بودند. این مساله اما و اگرهایی دارد. اصلی‌ترین مشکل فیلم از زمانی آغاز شد که فیلمنامه آماده شد. وقتی آن را به دوستانم در معاونت سینمایی دادم، هنگام مطالعه فیلمنامه نگران شدند و احساس کردند ممکن است از این فیلمنامه چیزی دربیاید که با سینمای ارزشی و آرمانی که خود من هم دغدغه آن را دارم خیلی همخوان نباشد. به همین دلیل به من توصیه کردند این فیلم را نسازم، بنابراین ما برای گرفتن پروانه ساخت هم معطل ماندیم، اما خود دوستان به این مساله توجه نداشتند که فیلمنامه به واسطه فیلمساز است که به فیلم تبدیل می‌شود.

شما احیانا تصور کردید به واسطه حضور دوستان خود می‌توانید چنین فیلمی بسازید؟

منظورم از دوستان، رفقای گرمابه و گلستان نیستند. من تمامی افراد فعال در بخش مدیریتی سینمای ایران را دوستان خودم می‌دانم، اما به این خاطر به سراغ چنین قصه‌ای رفتم که یقین داشتم هیچ اشکال عرفی، اخلاقی، شرعی و قانونی در آن وجود ندارد. من به پشتوانه هیچ‌کس و در هیچ بخشی به سراغ ساخت این فیلم نرفتم، بلکه به این دلیل آن را ساختم که حس می‌کردم در جهت حرکت به سمت سینمای مطلوب است. شاهد حرفم هم این است که همان کسانی که بشدت نگران فیلم بودند، پس از پایان فیلم و دیدن آن، هیچ اما و اگری نیاوردند و اعلام کردند این فیلم قصه سالمی دارد.

چرا برای شخصیت ماه‌وش به سراغ یکی از همان بازیگران نرفتید؟

الزامی وجود ندارد که وقتی ما قصد داریم شخصیت خبیثی را به تصویر بکشیم، الزاما به سراغ بازیگری با همان مشخصات برویم. باید کسی را پیدا کنیم که آن دنیا را بشناسد و بداند یک آدم خبیث چطور رفتار می‌کند.

انتخاب نسرین مقانلو به دلیل زندگی در آمریکا و احیانا دیدن چنین بازیگرانی بود؟

علت‌های بیشتری داشت. در گفتگوهایی که با او داشتیم، بعدها به این مساله اشاره کرد که با دنیای چنین بازیگرانی آشنایی زیادی دارد، چون آن دنیا را کاملا درک کرده بود و با سختی‌ها، آرزوها و شکست‌های آن آدم‌ها آشنا بود و کاندیدای خوبی برای ایفای این نقش بود.

در فیلم «دوشیزه» به عنوان اولین فیلم خود هم چنین دغدغه‌هایی از جنس مسائل اجتماعی داشتید.

معتقدم تمام فیلمسازان آثار مختلفی تولید می‌کنند و وقتی این آثار کنار هم قرار می‌گیرد درونیات آن فیلمساز به شکل کلاژ نشان‌دهنده آرزوها و نگاه آنهاست. تحلیل خودم درخصوص فیلم‌هایم این است که اصلی‌ترین دغدغه من مسائل اجتماعی است و علت آن هم توصیه معصومان است که می‌گوید فرزند زمان خویش باشید.

با این نگاه فکر می‌کنید این اثر با دوران روز و اجتماع ما چه تناسبی دارد؟

در فیلم‌های دوشیزه و هیام، پُررنگی مضمون در آنها مشهود بود. آن موقع دنبال این بودم که فیلم حرف خودش را باید بزند. تا اینجای کار مشکلی نداشت، اما پس از جمع‌بندی این دو کار احساس کردم کمی از مخاطب غافل شدم و فرستنده خیلی تقویت شده، اما به این فکر نکرده‌ام که آیا گیرنده مخاطب با ما تنظیم است یا نه؟ این بود که تصمیم گرفتم در فیلم سوم خودم، به مخاطب بیشتر توجه کنم. به همین دلیل تصمیم گرفتم به سراغ سوژه‌ای اجتماعی بروم که کمی چالش داشته باشد. یکی از تعاریف فیلمنامه خوب هم این است که تعادل مخاطب را به هم بزند و او را دچار شوک کند. این‌که فردی مثل ماه‌وش بعد از سال‌ها بخواهد وارد فضایی شود که در آن اتفاق‌های مختلفی در طول 30 سال گذشته رخ داده، این ظرفیت را داشت که مخاطب را کمی تکان بدهد.

این همان چیزی بود که پیش از مخاطب، دوستان شما را تکان داد؟

من با تمام همفکران خود وحدت ایدئولوژیک، استراتژیک و تاکتیک دارم، اما فقط در سلیقه متفاوت شده‌ام. با ساخت این فیلم گفته‌ام این‌گونه هم می‌شود به یک سوژه نگاه کرد

احسنت! دوستان ما که عادت کرده بودند در فیلم سخنرانی کنند یا به تعبیری مدام می‌خواستند پیام بدهند، با تصمیم من برای این شکل ارائه پیام، موافق نبودند. من معتقدم اگر آدم بخواهد از آن پیام‌ها بدهد بهتر است به شرکت مخابرات مراجعه کند و ارسال پیام کوتاه سفارش بدهد. فکر می‌کنم مخاطب امروز جامعه ما از اندیشمندان و هنرمندان جامعه خیلی جلوتر است. بنا داشتیم از این منظر، فیلم با مخاطب همراه شود.

یعنی شما با ساخت این اثر از روش دوستان خود اعلام برائت کردید؟

ابدا این‌طور نیست. من با تمام همفکران خود وحدت ایدئولوژیک، استراتژیک و تاکتیک دارم، اما فقط در سلیقه متفاوت شده‌ام. با ساخت این فیلم گفته‌ام این‌گونه هم می‌شود به یک سوژه نگاه کرد. حالا دوستان من متوجه شده‌اند این نوع نگاه به سوژه هم مشکل ساز نیست و می‌تواند نگاه سالمی باشد.

فیلم در مقطعی اتفاق می‌افتد که پس‌زمینه اجتماعی زیادی دیده نمی‌شود، البته ارجاع‌هایی به زمان حال دارید مثلا همان مدیر سینمایی که نامش مقامی است اما این مسائل زیاد نیست. با این‌که اعلام می‌شود خبر آمدن ماه‌وش را ماهواره‌ها اعلام کرده‌اند هیچ چیزی از انعکاس این موضوع در فیلم نمی‌بینیم. چرا فیلم اینقدر خلوت است؟

این اتفاق در مقطع فیلمنامه افتاد و به خاطر دغدغه‌ها و نگرانی‌های ایجاد شده بسیاری از سکانس‌ها حذف شد تا نگرانی‌های دوستان برطرف شود. مثلا سکانسی بود که در آن پس از حضور ماه‌وش در باغ، جمع زیادی از افرادی که مخاطبان ماه‌وش در کافه بودند، جلوی باغ جمع می‌شدند و نیروی انتظامی می‌آمد و اتفاق‌هایی رخ می‌داد. با خودم گفتم سوژه این فیلم به قدر کافی سوءتفاهم ایجاد می‌کند و بهتر است من سوء تفاهم‌ها را کم کنم.

در مورد پیوند این فیلم با مسائل سیاسی هم یک نکته قابل ذکر است. سرعت اتفاق‌ها در جهان کنونی آنقدر زیاد است که اگر یک نصفه روز از دنبال کردن رسانه‌ها غفلت کنیم، بسیاری از مسائل برای ما بی‌معنی می‌شود. چه برسد به فیلمی که 3 سال پیش تولید شده و در همین مدت زمان اتفاق‌های زیادی در جامعه ما رخ داده است. مثلا مسافر ما از آمریکا که می‌آید، قاعدتا از کشوری واسطه مثل دبی می‌آید. روزی که ما این فیلم را ساختیم، هنوز فرودگاه امام خمینی (ره) راه‌اندازی نشده بود و خودرویی هم که مسافران را از فرودگاه می‌آورد پیکان بود؛ البته از سیاسی کردن کار هم پرهیز کردیم چون معتقدم یکی از بلاهایی که این روزها بر سر فیلم‌های سینمایی می‌آید، این است که آن اثر هنری، بیش از نیازش به مسائل سیاسی گره می‌خورد و اثر هنری از کار می‌افتد.

بیشتر اوقات این کار یک تمهید است و اگر چنین نکنند، جنجالی در حول و حوش اثر هنری پیش نمی‌آید که به دیده شدن آن کمک کند.

آنچه من دریافتم این است که نه برای ایجاد حاشیه، بلکه برای دادن پاسخ مخاطب و اقناع او باید از طراوت و تازگی مسائل سیاسی استفاده کرد ، اما نباید از مسائل سیاسی سوءاستفاده کرد. متاسفانه برخی همکاران ما وقتی قرار است فیلمی بسازند دنبال این هستند که الان چه موضوع سیاسی مُد است. ممکن است مخاطب در آن مقطع از زمان گول بخورد و پای اثر بنشیند، ولی به هرحال ما در فردیت خودمان بالاخره باید به یک جمع‌بندی درستی از کاری که کردیم برسیم.

منظور شما از شخصیت ماه‌وش آیا مشخصا فرد خاصی بوده است؟

خیر، به هیچ وجه.

بردم دارد.

ما شخصیتی را خلق کردیم که می‌تواند وامدار چند شخصیت باشد. از من سوال شده که آیا این شخصیت همان ماه‌وش واقعی است؟ من هم پاسخ دادم خیر. امکان دارد برخی خصوصیات این افراد اتفاقی با هم مشابهت داشته باشد، اما الزاما این‌که تمام شخصیت از روی شخصیت واقعی کپی شده باشد، نیست. در ضمن اگر ما تمامی خصوصیات شخصیت را از این آدم‌ها وام گرفته باشیم، اما سرانجام شخصیت قصه ما شباهتی به زندگی آن شخصیت‌های واقعی ندارد و به نام هیچ یک از آنها نیست.

شما با شخصیتی مواجه‌اید که برای به تصویر کشیدن گذشته زندگی او با مشکل و محدودیت مواجه هستید. آیا این مساله ‌ترسیم درست این شخصیت را با مشکل مواجه نمی‌کند؟

این اولین نتیجه‌ای بود که من از نقد کار خودم گرفتم. عادت دارم همیشه رفتارهای فردی خودم را نقد و بررسی کنم. اولین نتیجه‌ای که خودم از نقد کارم گرفتم این بود که اگر می‌خواهیم سراغ سوژه‌هایی برویم با باردراماتیک بالا که بالانس اولیه مخاطب را بهم بریزد و او پای فیلم بنشیند، خود سوژه هم باید به ما اجازه بدهد در این فضا، زمان و مکانی که در آن زندگی می‌کنیم بتوانیم آن را درست به تصویر بکشیم، زیرا اگر سوژه‌ای که انتخاب کردیم را نتوانیم در این چارچوب فیلمسازی به تصویر بکشیم، دچار مشکل می‌شویم. مثلا درخصوص نمایش فضای پیش از انقلاب، برای فضاسازی آنقدر احتیاط کردیم که گاهی حس می‌کنم نتوانستیم جان کلام را به مخاطب منتقل کنیم.

فکر می‌کنید اگر فرد دیگری هم این فیلم را می‌ساخت با این محدودیت‌ها مواجه بود یا این‌که شما به خاطر موقعیت خودتان دچار این مشکلات شدید؟

من به خاطر باورهای فردی‌ام این فیلم را ساختم. همیشه با خودم می‌گویم اگر جرات کنم فیلمی را که می‌سازم به فرزندم بدهم و او آن را ببیند و از تماشایش دچار آسیب نشود، این فیلم را خواهم ساخت. اگر احساس کنم فیلمی که می‌سازم با قوانین کشورم، شرع و اخلاقیات فاصله دارد آن را نمی‌سازم، اما بجز اینها عرفی هم در جامعه وجود دارد و این عرف همان چیزی است که فیلمسازان حق دارند نسبت به آن انتقاد کنند و در جاهایی که عرف درست نیست، به کمک فیلم‌های خود به تغییر سلیقه جامعه کمک کنند. من هم در این فیلم تا حدود زیادی خلاف این عرف عمل کرده‌ام.

شخصیت ماه‌وش به لحاظ جذابیت‌های بصری برای نسل امروز که تماشاگر فیلم هستند جذابیت زیادی ندارد. آیا نمی‌شد از بازیگری جوان‌تر برای ایفای این نقش استفاده کرد؟

آنچه روی پرده سینما بازیگر زن را جذاب می‌کند و باعث می‌شود مخاطب سینما رو از خصوصیات زنانه آن بازیگر لذت ببرد، چهره نیست بلکه نوع نگاه فیلمساز است و هر فیلمسازی تصمیم بگیرد یک بازیگر زن را که اصلا چهره جذابی ندارد به شکلی جذاب نمایش دهد، کاملا می‌تواند. مثلا برخی سریال‌هایی که سال‌های گذشته در تلویزیون نمایش داده شد، بازیگری را نمایش دادند که برای مخاطبان بسیار جذاب بود و حتی این مساله در جامعه مطرح شد، اما تصویر واقعی بازیگر چندان جذاب نبود.

منظور شما قطام است؟

بله، دقیقا. این مساله به این دلیل است که سازنده آن سریال لازم می‌دانسته آن بازیگر را به عنوان کانون فتنه در یک جمع آنقدر گرم کند که به لحاظ دراماتیک، قصه درست پیش برود به همین سبب فیلمساز آن شخصیت را جذاب به تصویر کشیده است. ما در این کار تلاش کردیم مسائلی را که باعث می‌شود شخصیت‌ها از نظر ظاهری جذاب به نظر برسند، حذف کنیم. در نوع بازیگری، میزانسن، نوع نور، لنز و... این مسائل رعایت شده است. من 20 سال فیلمبردار بودم و بخوبی می‌دانم چطور بازیگر را مقابل دوربین قرار دهم و از کدام نور استفاده کنم تا او بر پرده سینما جذاب‌تر به نظر برسد، اما همیشه در این خصوص مواظبت می‌کنم تا چنین اتفاقی نیفتد چون احساس می‌کنم چنین کاری باعث می‌شود فیلم چرک و کثیف شود. البته نسرین مقانلو بازیگری است که چهره مثبت، تیپ، گویش و رفتاری که یک سوپراستار می‌خواهد را دارد. این موضوع را به عنوان فیلمسازی می‌گویم که چهره‌های زیادی را پشت دوربین تجزیه و تحلیل کردم اما ما از چهره او برای جذب مخاطب به شکل سطحی استفاده نکردیم چون این مساله سبب می‌شد فیلم مساله‌دار شود.

اگر بازیگری مثل خود ماه‌وش سراغ شما بیاید و بخواهد تا نقشی به او در فیلم خودتان بدهید، قبول می‌کنید؟

اگر در سال‌های گذشته این باور را نداشتیم، الان به این باور رسیده‌ایم که قضاوت بر اساس چهره آدم‌ها برای ما در این مدت تبدیل به یک حجاب شده است. این‌که فردی به دلیل حضور در سینمای پیش از انقلاب آدم بدی باشد یا این‌که فردی به دلیل فعالیت در سینمای پس از انقلاب آدم خوبی باشد، درست نیست. حتی این نوع قشری فکر کردن را خدا هم نمی‌پسندد و طبق گفته امام خمینی (ره) وضع فعلی آدم‌ها مهم است. البته باید ملاحظاتی هم لحاظ کرد. مثلا اگر قرار باشد نقش یک قدیسه را در سینمای ایران به یک بازیگر بسپاریم، شاید بد نباشد که درباره سابقه بازیگری که قرار است آن نقش را ایفاء کند تامل کنیم چون این مساله برای مخاطب هم مهم است، اما در مورد نقش‌های دیگر نباید خیلی بازیگران را به خودی و غیرخودی تقسیم کرد.

فیلم‌هایی از جنس ماه‌وش با این خطر مواجه هستند که ممکن است تبدیل به اثری افشاگرانه در خصوص پشت صحنه سینمای ایران شوند و با دردسرهایی از آن نوع که فیلم «سوپر استار» یا «ستاره می‌شود» و... با آن مواجه بودند، مواجه شوند. آیا شما نگران این مساله بودید؟

من از ابتدا نگرانی‌ام را رفع کرده بودم. این فیلم خارج از باورهای فردی من نبود و من نمی‌خواستم در جایی از آن به مخاطب خودم دروغ بگویم و تکلیفم با خودم روشن بود. فیلم به چنین سرنوشتی دچار نشد، اما اگر فیلمساز تکلیف خودش با حرفی که می‌خواهد بیان کند روشن نباشد، چنین مشکلی پیش می‌آید.

شخصیت فردی که در فیلم با نام آقای مقامی شناخته می‌شود و یک مدیر سینمایی است، به شکل جالب توجهی به تصویر کشیده شده است. او آدمی بلاتکلیف و تا حدودی فرصت طلب است. ماجرا چیست؟

فکر می‌کنم در میان مخاطبان این فیلم، اگر اهالی سینما که با مدیران سینمایی برخورد دارند به این شخصیت دقت کنند، می‌توانند تشخیص دهند که چند درصد از مدیران گذشته ما این‌گونه بوده‌اند؟! اگر بگویند یک درصد درست است. اگر هم بگویند 80 درصد باز هم درست است، اما من تشخیص درصد این مساله را به انتخاب مخاطب گذاشته‌ام هرچند خودم معتقدم خیلی از مدیران پیشین این‌گونه بوده‌اند.

به نظر شما مدیران فعلی هم این‌گونه‌اند؟

به نظرم در میان آنها هم چنین افرادی حضور دارند. البته با یک حساب سرانگشتی می‌توان حدود 100 مدیر را پیدا کرد که در فضای سینمایی و تلویزیونی کشور تصمیم می‌گیرند. به هرحال مدیر یک شبکه هم جزو مدیران محسوب می‌شود. مدیران دیگر بخش‌های سینمایی و خارج از معاونت سینمایی هم مدیر سینمایی محسوب می‌شوند. طبیعتا می‌توان میان آنها گشت و افرادی را با این مشخصات پیدا کرد.

این موضوع را به این دلیل به شکل کلی مطرح می‌کنید که برای شما مسوولیت حقوقی ایجاد نشود؟

دقیقا (با خنده)، اما این‌که دقیقا چند نفر هستند، فقط کسانی می‌توانند بگویند که با این آدم‌ها برخورد دارند.

قرار بود در فیلم، ماه‌وش با شوهر سابق خود برخورد داشته باشد؟

اگر احساس کنم فیلمی که می‌سازم با قوانین کشورم، شرع و اخلاقیات فاصله دارد آن را نمی‌سازم، اما بجز اینها عرفی هم در جامعه وجود دارد و این عرف همان چیزی است که فیلمسازان حق دارند نسبت به آن انتقاد کنند

بله، یکی دیگر از حذفیات پسر یک شخصیت سیاسی فرضی است که امروز هم در بخشی از جامعه صاحب مسوولیت مهمی است و به همین سبب در جایی از قصه، ماه‌وش را تهدید می‌کند که او را تحویل دادگاه می‌دهد. اتفاقا نظام قضایی کشور هرچند وقت یکبار درباره خودش افشاگری می‌کند و اعلام می‌کند این فرد در مجموعه سیستم قضایی چنین فرصت‌طلبی را انجام داده است. یکی از چیزهایی که می‌توانست قصه را بیش از این پر افت و خیز کند این بود که گره دراماتیک قصه از زمان بازگشت ماه‌وش، با رویارویی او با فردی که به ظاهر شوهر او بود گره می‌خورد. اگر بر موقعیت سیاسی اجتماعی این فرد هم تاکید می‌شد، داستان خیلی پر افت و خیز می‌شد اما دو اتفاق می‌افتاد، اول این‌که سوءتفاهم‌های فیلم بیشتر می‌شد. دیگر این‌که باید آستانه تحمل جامعه را در نظر گرفت. این جامعه از یک کارگر ساده تا یک وزیر را در برمی‌گیرد. ما در حال حاضر در حال تجربه بالا بردن آستانه تحمل جامعه هستیم. به عنوان نمونه در وقایع مربوط به مناظره‌های انتخاباتی شاهد بودیم که سطح آستانه تحمل مردم خیلی بالا رفت. فکر می‌کنم در سینما هم همین‌طور است. مثلا روزی فیلمی ساخته می‌شود که به دلیل نمایش یک پرستار منفی، همه پرستارها اعتراض می‌کنند اما اگر آستانه تحمل مردم بالا رود، فیلم‌های انتقادی بیشتری ساخته خواهد شد. در سینما باید آرام آرام این حرف‌ها را مطرح کنیم تا به مرور آستانه تحمل جامعه بالا برود و به مرور بتوانیم حرف‌های بیشتری را در فیلم‌ها مطرح کنیم و این مساله یکباره امکان‌پذیر نیست.

فیلم، پایان‌بندی خوبی دارد. چطور به این ایده رسیدید که در پایان فیلم، سکانس آغازین را قرار دهید؟

این مساله در فیلمنامه بود و این‌طور نبود که در تدوین به آن برسیم. تلاش کردیم به مخاطبی که فیلم را می‌بیند این موضوع را بگوییم که اگر او روزی با شخصیتی مانند ماه‌وش چه از جنس مونث آن و چه از جنس مذکر آن مواجه شد، چه برخوردی با او خواهد کرد؟

من همیشه به فطرت پاک مردم اعتقاد دارم و معتقدم مردم همیشه در قضاوت‌های خود زمانی که به نفس مطمئنه خود مراجعه می‌کنند، براساس آن قضاوت می‌کنند. در این قصه چندگونه برخورد با شخصیت ماه‌وش قرار داده شده است. تماشاگر هم آن را می‌بیند. در پایان قصه اگر مخاطب با چنین شخصیتی برخورد کند، قطعا با او رفتار خوبی خواهد داشت.

راستی فیلم چطور و چرا توقیف شد؟

خود من تجربه حضوری 15 ساله در انواع و اقسام شوراهای طرح و برنامه، شوراهای فیلمنامه، پیام‌های بازرگانی، سیاستگذاری و انواع و اقسام شوراهای ممیزی را داشته‌ام. درخصوص ممیزی سینمای کشور و وضعیت سینمای مطلوب چیزی نیست که ندانم. گرایش‌های مختلف سیاسی، فرهنگی و سینمایی را نیز بخوبی می‌شناسم. با چنین پیشینه‌ای فیلم ماه‌وش را تولید کردم که 2 سال قبل توقیف شد. البته گلایه‌ای از این موضوع نداشتم اما ناراحتی‌ام به این خاطر بود که فیلم طی 4 تا 5 ماه در شورای اکران باقی ماند اما پاسخ روشنی در مورد آن به من ندادند. این عدم پاسخگویی، مدل برخی از مدیران فرهنگی است اما مدل خوبی نیست. باید با مردم صادق بود. این شکل از کار که فردی را 5 ماه معطل کنند تا در این مدت انرژی او گرفته شود، بیش از هر چیز انرژی بخشی از سینمای کشور را می‌گیرد.

البته شما پیشتر از این مدیران در فیلم خود انتقام گرفته بودید و با نمایش شخصیتی که یک مدیر فرهنگی است، پاسخ آنها را داده بودید!

نه (با خنده)، فقط در این حد اشاره شده بود که این مدیران گاهی اوقات فرصت طلبی می‌کنند اما این‌که چرا این‌گونه با فیلمسازان رفتار می‌کنند، موضوعی بود که فرصت طرح و نقد آن در این فیلم وجود نداشت. قرار هم نیست در فیلم‌های دیگر این موضوع نقد شود. فقط در این گفتگو طرح می‌شود تا این افراد درخصوص آن فکر کنند. من هم چون می‌دانم خیلی از این افراد آدم‌های صادقی هستند این موضوع را مطرح می‌کنم. بعد از اصرار شدید من اعلام کردند فیلم من توقیف است اما نگفتند کجای فیلم مشکل دارد. به آنها اعلام کردم هرکجای فیلم که مشکلی داشته باشد را اصلاح خواهم کرد اما مشکل را بیان نکردند. در این شرایط من دچار یک تناقض شدم که چطور منی که در برخی شوراها فیلم‌های مخاطبان را ممیزی می‌کنم، باید دچار این مشکل شوم یا من غلط فکر می‌کنم یا همکارانم!

با خودتان نگفتید خیاط تو کوزه افتاد؟

بلد بودم کاری کنم که خیاط در کوزه نیفتد، اما فکر می‌کردم این فیلم مسیر درستی را رفته است. خیلی از دوستان هم که بعدا فیلم را دیدند، همین نظر را داشتند، اما در آن مقطع معاون وقت سینمایی با من تماس گرفت و گفت حرف‌هایی که تو گفتی اشتباه نبوده و من فکر می‌کنم افراد در تعامل با تو به عنوان فیلمساز کم لطفی کرده‌اند. او هم پذیرفت که فیلمساز را نباید معلق نگه داشت. من هم این حرف را پذیرفتم. قرار شد با یک کارشناس، فیلم را ببیند و اشکال‌ها را بگوید. 13 مورد اصلاحی داده شد که آنها را رفع کردم. تا اینجای کار هم مشکلی نداشتم. گله من از اینجا آغاز می‌شود که یک «ممیزی پنهان» آغاز شد. از دوستان و همفکرانم هم که این روزها ممکن است مسوولیتی در جایی قبول کنند، می‌خواهم رفتاری که با من شد را با دیگران انجام ندهند، چون هیج جای شرع و قانون ما اجازه چنین رفتاری را با افراد نمی‌دهد.

ممیزی پنهان همان چیزی است که در مصاحبه خود به آن اشاره کردید که گفته‌اند دلیل نمی‌شود به هر فیلمی که اجازه اکران دادیم، آن فیلم اکران شود.

دقیقا. در گام بعدی وقتی رفتم فیلم را اکران کنم، با پخش قرارداد بستم. 8 ماه منتظر پخش ماندم و مرتب زمان‌ها و گروه‌ها را از دست دادم. در این مقطع معاونت سینمایی پخش‌کننده ما را صدا کرده و به او گفته بود ما بنا نداریم به فیلم‌هایی که مجوز می‌دهیم، امکان اکران هم بدهیم. به همین دلیل تو فیلم را در چند سینمای محدود جوری اکران کن که خیلی زود پرونده‌اش بسته شود.

حاضر بودند خسارت هم بدهند؟

خیر، البته من این موضوع را بعد از پایان مسوولیت معاونت سابق سینمایی متوجه شدم والا اگر در همان مقطع متوجه می‌شدم با این مساله برخورد می‌کردم. پخش‌کننده ما آن زمان حرفی به من نزد و بعدها این موضوع را گفت. این مساله هم خسارت زیادی به فیلم من زد. این شیوه، شرط اخلاق و مناسبات سالم نیست. امیدوارم نه با من بلکه با هیچ فیلمی چنین رفتاری نکنند و اگر به فیلمی پروانه می‌دهند، برای نمایش خوب فیلم هم تلاش کنند و پشت فیلم بایستند.

رضا استادی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها