محمدعلی مجاهدی

طوفان ‌واژه‌ها

اگر دلسروده‌های سیدحمیدرضا برقعی تارهای حساس عاطفه و احساس ما را به هم‌آوایی فرامی‌خواندو مخاطبان را برای لحظاتی از خودی خود می‌رهاند و آنان را از تنگنای عالم ناسوت به گستره کران ناپیدای لاهوت می‌کشاند، به خاطر باور زلالی است که از ژرفای وجودش می‌جوشد و هرازگاه که جرعه‌ای از آن می‌نوشد چونان موجی سرگردان می‌خروشد و به خمارآلودگان بی‌درد، ناز می‌فروشد. او در مسیر ارادت به خاندان عصمت و طهارت ، به طمانینه و باوری رسیده است که حاضر است به صداقت آن سوگند یاد کند:
کد خبر: ۲۹۹۵۴۶

من حاضرم قسم بخورم: عشق اگر نبود
«عمان» نبود، «محتشم» آوازه‌ای نداشت

و به این هم بسنده نمی‌کند و سوگند دیگری را چاشنی سخن خویش می‌سازد که فقط حاضر است انحنای قامت استوار خود را در پیشگاه آبرومندان درگاه الهی به تماشا بگذارد و بس:

به جان عشق قسم، غیر چارده معصوم
به پای هیچ‌کسی خم نمی‌شوم هرگز

این شاعر پرشور و جوان به دستیاری عقل پیرش، اوج پختگی کلامش را در بلندای ارادتی که به اهل‌بیت دارد، جستجو می‌کند و به تسخیر قله‌های دور از دسترسی نایل می‌آید که برای همگان بخصوص همگنان او شگفتی‌زاست. تلقی این شاعر نازک خیال از وقایع تاریخی و برداشتی که از مقوله‌های دینی دارد، در عین شاعرانگی با رگه‌های روشنی از «شعور» و «شهود» همراه است و با روایتی نه‌چندان عریان، حاق مطلب را به ذهن مخاطب القا می‌کند:

وقت طواف دور حرم، فکر می‌کنم
این خانه بی‌دلیل ترک برنداشته است!

او در مربع ترکیب عاشورایی خود که اقبال فراگیر دوستداران شعر و ادب عاشورایی را به دنبال داشت در نهایت هوشیاری و هنرمندی به کالبد شکافی مطلع دومین بند از دوازده بند ماندگار محتشم کاشانی می‌پردازد و برای جبران تسامحی که ناخواسته در مورد وجود نازنین حضرت سیدالشهدا علیه‌السلام روا داشته شده است، با وامی که از فراز آغازین دوازده بند محتشم می‌گیرد و تغییری که در ردیف بند دوم اعمال می‌کند به کاری کارستان دست می‌یازد و شاعری را در رستاخیز واژه‌ها مجسم می‌کند که در طوفان واژه‌ها گرفتار آمده به گونه‌ای که از عهده بیان ماجرای سهمگین عاشورا، عاجز مانده است، این همان مولفه‌های حماسی و ارزشی است که در پیشینه مکتوب شعر عاشورا کمتر به آن توجه شده است:

باز این چه شورش است که در جان واژه‌هاست؟
شاعر، شکست خورده طوفان واژه‌هاست!

شیوه بیانی این مربع ترکیب عاشورایی که از بسیاری جهات با «سبک وقوع» همخواهی دارد، بر جاذبه‌های فراوان آن افزوده است. زبان ساده و صمیمی، نگاه تازه، فضای سرشار از «عاطفه» و «خیال» و «شور» و «حال» و بیان روایی جذاب این اثر، آن را در شمار آثار متفاوتی قرار داده است که می‌تواند الهام‌بخش شاعران جوان دگراندیشی باشد که می‌خواهند کار تازه‌ای را تجربه کنند.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها