جمال سری - ‌ مستشار دادگاه کیفری استان تهران

ماجرای آن وکیل قلابی

سال‌ها قبل، زمانی که در مجتمع شهید قدوسی مشغول به کار بودم، پرونده‌های مختلفی در روز به من ارجاع می‌شد. یک روز رسیدگی به پرونده مردی را آغاز کردم که به عنوان وکیل دادگستری دفتر تاسیس و از عده زیادی کلاهبرداری کرده بود.
کد خبر: ۲۹۹۴۳۲

بعد از انجام مراحل بازجویی، قرار شد من او را محاکمه کنم. متهم که وارد دادگاه شد، منشی نیز پشت سر او برای ثبت گفته‌های متهم و من آمد. همین که چشمش به متهم افتاد، گفت که او را دیده است. من به منشی گفتم شاید اشتباه می‌کنی، اما اصرار او در مورد این‌که متهم یک مجرم سابقه‌دار است، آنقدر زیاد بود که مرا وادار کرد در مورد آنچه می‌گوید تحقیق کنم.

آقای منشی خیلی با اطمینان حرف می‌زد. در سابقه متهم هیچ چیز ثبت نشده بود. با تصور این‌که اشتباهی رخ داده است، بار دیگر سوابق او را استعلام کردم، هیچ سابقه‌ای نداشت. از آنجایی که منشی خیلی با اطمینان حرف می‌زد، من وقت رسیدگی را تجدید کردم و از منشی خواستم آنچه به یاد می‌آورد بگوید.

او گفت زمانی که در یک شعبه دیگر کار می‌کرده، همین متهم را دیده است، اما نام او را به یاد نداشت. من با رئیس شعبه‌ای که منشی‌ام مدعی بود پرونده متهم من آنجا بوده صحبت کردم. او گفت که چنین متهمی دارد، اما نه با نامی که من می‌گویم.

همچنین گفت که جرم متهم او هم دقیقا مانند متهم من است. ما تصور می‌کردیم با یک کلاهبردار خیلی با هوش طرف هستیم که تا به اینجای کار توانسته سر هر 2 شعبه کلاه بگذارد و با 2 نام در هر 2 شعبه پرونده دارد. اگر حدس ما درست بود، قطعا چنین فردی یک مجرم حرفه‌ای از آب در می‌آمد، نه یک کلاهبردار ساده. قرار شد در یک روز، هر 2 متهم را احضار کنیم.

ما هر 2 متهم را احضار کردیم و از زندان اعزام شدند. رئیس شعبه‌ کناری من متهمش را به شعبه من فرستاد، این در حالی بود که متهم من هم در شعبه حضور داشت. زمانی که من این دو نفر را نگاه کردم باورم نمی‌شد که آنها 2 نفر هستند. در مورد پدر و مادر آنها تحقیق کردم و متوجه شدم که این 2 متهم هیچ نسبت خونی یا غیر خونی با هم ندارند. آنها از نظر ظاهر و چهره به شدت به هم شبیه بودند. متولد یک سال بودند و درست مثل هم صحبت می‌کردند، اما هیچ نسبتی با هم نداشتند.

برای این‌که بیشتر تحقیق کنم، از 2 متهم خواستم تا در مورد اتهامشان چند خطی بنویسند. آنها هم این کار را کردند. من نوشته‌ها را نگاه کردم. خط‌ها آنقدر شبیه هم بود که نمی‌توانستم از هم تشخیص بدهم. از یکی از کارشناسان خط خواستم تا این 2 خط را با هم مقایسه کند. او با این‌که کارشناس با تجربه‌ای بود، به شدت اصرار داشت که این 2 خط متعلق به یک نفر است و امکان ندارد 2 نفر آن را نوشته باشند.

این پرونده آنقدر برای من تعجب‌آور بود که فکر می‌کردم باید ربطی بین 2 متهم پیدا کنم. با خودم می‌گفتم مگر می‌شود 2 نفر این همه شباهت داشته باشند و حتی جرمشان هم یکی باشد اما هیچ نسبتی بین آنها پیدا نکردم و غریبه بودن آنها نسبت به هم واقعیت داشت. آنها هیچ نسبتی با هم نداشتند و حتی هم شهری هم نبودند. اما به شدت به هم شبیه بودند.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰
فرزند زمانه خود باش

گفت‌وگوی «جام‌جم» با میثم عبدی، کارگردان نمایش رومئو و ژولیت و چند کاراکتر دیگر

فرزند زمانه خود باش

نیازمندی ها