در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
خب، مثل اینکه این یکی دو هفته اخیر، همه مشتریهای قدیمی کافه دوباره یاد ما کردهاند. آن از مهناز عالمی که هفته پیش نامه داد این هم از سکینهخانم که بعد از صد و بیست سال بالاخره دوباره تصمیم گرفته نامه بدهد و کلی ما را خوشحال کند. چه عجب خانمخانمها! بودی حالا.
استاد جوادالممالک هم نامه نوشته و مقداری اسم برای صفحه ما پیشنهاد داده که خیلی چنگی بهدل نمیزند اما از آن جایی که ما را تهدید فرموده ما هم گفتیم بگوییم که استاد!! مقادیر معتنابهی فسفر سوزانده تا بچه تشویق شود و دوباره نامه بدهد.
ویتامین آ هم نامه نوشته و کلی آسمان به ریسمان بافته تا چند نکته را که حاصل تجربیات شخص شخیصشان است به ما منتقل کند که البته جایش لابد در ستون شترگاوپلنگ است دیگر. بعد هم نوشته ویتامین آ باعث درخشندگی و زیبایی پوست و مقاومت در برابر بیماریها میشود و همچنین صفحه شما را بانمک میکند و کمبود آن موجب خستگی زودرس چشم، خشکی پوست و از دست رفتن نمک صفحه شما میشود. این ویتامین در نامههای بنده به مقدار بسیار بسیار زیاد یافت میگردد.
ساراخانم ایرادهایت را درباره سریالها باید برای قاب کوچک بفرستی اما درباره جبران خلیل جبران ما بارها و بارها مطلب چاپ کردیم که چون شمایی به روی چشم، گوشزد میکنیم باز هم بنویسند. امیدوارم خیلی زود ارشد قبول شوی دخترم.
محمدرضا مزروعی دانشجوی فوق لیسانس مهندسی عمران دانشگاه امیرکبیر که یک بار نامه نوشته بود و انتقاداتهای درستی کرده بود حالا نامه نوشته: «گفته بودم فقط نامههایی را چاپ میکنید که از شما تعریف و تمجید کردهاند. اما شما نامه مرا هم که پر از شکایت بود چاپ کردید. پس من یک معذرتخواهی به شما بدهکار میشوم.
جا دارد از آقای ایادی هم تشکر کنم که برای گفتگوهای توهمی خودشان مصاحبهای دیگری انتخاب کردند. به مخاطبان احترام میگذارید که اینقدر هوادار دارید. مورد بعدی این بود که چرا بخش زیادی از صفحه را به نامه یک شخص اختصاص میدهید و با این کار هم حق دیگران را تضییع میکنید و هم خودتان کمتر فضا برای نوشتن دارید.
من هنوز هم روی این موضوع تاکید دارم... البته درباره آخرین شماره نسل سوم نظرم فرق میکند با اینکه کل صفحه را به آقای عرشیا اختصاص دادید، اما نمره قابل قبولی داشت. چون هم طنز پرمحتوایی داشت که من با بخش جومونگ کاملا موافق هستم و هم خود شما بیشتر نوشته بودید. به نظرم کافه کاغذی این هفته از کافه کاغذیهای چندماه اخیر بسیار بهتر و پربارتر بود.
موضوع دیگری که عرض کرده بودم صفحه پیشنهاد بود که خوشبختانه همچنان پیشنهادات جالب و عالی ارائه میدهد و واقعا پرسود و خواندنی است. پیشنهادات سرسری هم در هفتههای اخیر کاملا رفع شده است. از توجه شما متشکرم.»
و اما داشرضای فلاحتی هم این هفته ایمیل زدهاند و فرمودهاند: « سلام علیکم کافه مظلوم. خانه کجایه؟ فیالواقع باد با سرعت 160 کیلومتر در ساعت، چی؟ دروغه؟ ولی 110 کیلومتر که بود. خب بگذریم. باسرعت 110 یک کم این ور اون ور داره میوزه. بادهای وزنده. به قولی هوا، سِماوره. اون از تابستون که از شدت گرما و ضعف روزه دنبال یک باد با حداقل سرعت 2 کیلومتر بودیم، نه به حالا. به قول هرمز شمسالعماره: فِلِذان که، آقا رو. درسها داره سخت میشه. هِی درس میدن، ما توی همون فصل اول گیر کردیم، باز درس میدن. هرچی میگی استاد به جان کافه، سنگین میشه، میگن: فلذانکه، آقا رو. تا فصل 9 میریم جلو. حالا هر مبحثی مثل هفت خان رستم میمونه، رستم نِمِشنِسِن؟ عیب نِدِره. هری پاتررو که همه مِشنِسن. آفرین. هری پاتر و سنگ جادو. کتابش خوب نیست؟ خب بازی آی جی آی. ول کن. اصلا هر جور مرحله در نظر بگیرین. در هر مرحله اکثرکلاس گیر مکنن. تازه بعضیها به خط پایان نِمِرِسَن. بدی ترم پاییز اینه که وسطش عید نوروز نِمِشه. 10 روز جلوتر این ور،10 روزاون ور بپیچونی. تازه خوشحالی هم بُکنی که عیده و وقت شادی. حالا در قندون/ لبه خندون. فلذان که، آقا رو. باز بهمنماه میاد، برات دردنامه مینویسم. هرهربخند. ما اینجا یک چشمون خونه، یک چشمون خاک رفته توش، میسوزه. از قدیم گفتن کوه به کوه نِمِرسه، کفگیر که به ته دیگ مِرِسه. بریم از اسمشونبر 1 (انتگرال) شروع کنیم به خوندن تا اسمشونبر 4 (زرنگی، نُمُگُم.) هنوز موندیم چهگِلی به سر بگیریم. به قول شاعر مرحوم تو صفحه میبینی و من پیچش شتر. فردا باد نبرمان خوبه. صبح از خواب پا مُشُم، میبینُم خونه رو باد برده وسط دانشگاه. چه حالی مِده. با پیژامه مُرُم سرکلاس.ها مُدُنُم که نِمِشه، ولی اگه بشه چی میشه. خب دیگه بریم که رفته باشیم. منتظر داستانهای جدیدی از مو بِشِن.»
مهتا مراداف انصافا شعر به این بلندی را ما کجا چاپ کنیم؟ چرا آدم رو یاد نداریهایش میاندازید آخه؟
مینا از مشهد خودت اگر میتوانی شعر به لهجه مشهدی بگویی بفرست وگرنه شعرهایی که قبلا یک جای دیگر چاپ شده این جا چاپ نمیشود. به نابودگرها هم خیلی سلام ما را برسان.
لیدا جان ایمیلات رسید. خیلی باحال بود. حالا آن بدبختی که توی کن سلقون سرش را کرده بود توی رودخانه هنوز زنده هست یا نه؟ انصافا نگرانش شدیم. امیدوارم هر روز موفقتر باشی و بزودی ما شما را در یکی از سریالهای تلویزیون ملاقات بفرماییم. آمین!
جوجه فکلی به قول خودت کریستین رونالدو خائنه دیگه که رفته رئال مادرید. حالا میرفت بارسلونا (که الهی کافه کاغذی فدایش بشود) باز یک چیزی.
ای بابا پری آسمونی چرا این دوستت جوابت را نمیدهد؟ این همه برایش غصه خوردی این همه استرس داشتی؟... واقعا آدم از دیدن چنین افرادی افسردگی میگیرد. اما تو غصه نخور. ما خودمان همه جوره پایهایم. به همه بچههای مدرسهتان هم سلام گرم ما را برسان.
صونا جان خیلی ناراحت شدم وقتی شنیدم حال خواهر زادهات بد شده. حالا امیدوارم هر چه زودتر خوب خوب خوب خوب خوب شده باشد و تو بشوی همان صونای همیشگی. ما را از حال خودت و ایلیا بیخبر نگذار.
پری آسمونی ایمیلهای تو هم رسید دختر خوب! هفته بعد اساسی جوابش را میدهیم.
آقا ما رفتیم، عزت همگی زیاد. خداحافظ.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: