دیروز 16 آذر و روز دانشجو بود

یک روز به یاد ماندنی

شرط می‌بندم خیلی‌هایتان از روز دانشجو بیشتر از چند جمله چیزی نمی‌دانید. فقط می‌دانید روز دانشجو 16 آذر است و 16 آذر خیابانی است در تهران که از بلوار کشاورز شروع می‌شود و می‌رسد به خیابان انقلاب و بیشترش را محوطه بزرگ دانشگاه تهران و متعلقاتش دربر گرفته است. اصلا می‌دانید از چه سالی 16 آذر به نقطه‌ای در تاریخ ایران تبدیل شد؟ بیایید داستان اولین 16 آذر را با هم مرور کنیم. کودتای 28 مرداد را که می‌دانید چه سالی بود، سال 1332. در کودتای 28 مرداد رژیم پهلوی به کمک آمریکا دوباره قدرت را به دست گرفت.
کد خبر: ۲۹۹۱۸۷

24 آبان بود که اعلام شد ریچارد نیکسون معاون رئیس جمهور آمریکا از طرف آیزنهاور به ایران می‌آید. نیکسون به ایران می‌آمد تا نتایج «پیروزی سیاسی امیدبخشی را که در ایران نصیب قوای طرفدار تثبیت اوضاع و قوای آزادی شده است» ببیند. کودتای رژیم برای آمریکا پیروزی بزرگی محسوب می‌شد. می‌توانید تصور کنید که خیلی‌ها از کودتا چقدر خشمگین بودند و تازه آتش مبارزه جان دوباره‌ای گرفته بود.

دانشجویان مشغول برنامه‌ریزی بودند تا اعتراض و خشم خود را به او ورودنیکسون نشان دهند.

دانشجویان دانشکده‌های حقوق و علوم سیاسی، علوم، دندانپزشکی، فنی، پزشکی و داروسازی در دانشکده‌های خود، تظاهرات پرشوری علیه رژیم کودتا برپا کردند و وضعیتی به وجود آمد که رژیم طاغوتی جز اعمال زور راه دیگری نیافت. روز چهاردهم آذر، سرلشکر زاهدی به طور رسمی اعلام کرد که رابطه با انگلستان را از سرگرفته است و به همین مناسبت زمینه‌های ورود کاردار سفارت انگلستان به ایران فراهم شد. مردم در اعتراض به از سرگیری روابط، تظاهراتی را در گوشه و کنار کشور ترتیب دادند و در بازار درگیری‌هایی به وجود آمد که منجر به دستگیری عده‌ای در بازار و دانشگاه شد. 15 آذر هم تظاهرات ادامه پیدا کرد.

بیشتر اعتراض‌ها از دانشکده پزشکی و داروسازی و حقوق و علوم دانشگاه تهران شروع و به خیابان هم کشیده شد.

روز 16 آذر برای جلوگیری از تنش و درگیری بیشتر، چند دانشکده از دانشگاه تعطیل اعلام شد و بعد از آن رئیس دانشگاه دستور داد کل دانشگاه تعطیل شود. نیروهای نظامی بشدت رفت و آمد دانشجویان را کنترل می‌کردند و خیلی‌ها هم دستگیر شدند. آنها با حضور در کلاس یکی از استادان دانشکده فنی (مهندس شمس استاد نقشه‌کشی) زمینه اعتراض را در کلاس درس ایجاد کردند. آنان قصد داشتند دو دانشجو را که ظاهرا به حضور نظامیان در دانشگاه اعتراض داشتند را دستگیر کنند. دستگیری دو دانشجو جو کلاس را بر هم زد، دانشجویی ازروی نیمکت بلند می‌شود و می‌گوید: آقا ما چقدر بی‌عرضه هستیم. چقدر بدبخت هستیم. این کلاس نیست، این درس نیست. یک عده‌ای بدون این‌که از استاد و از کادر دانشگاه اجازه بگیرند وارد کلاس می‌شوند و هیاهو در می‌گیرد. تف به این کلاس و تف به این مملکت! دانشکده فنی به محاصره نظامیان درمی‌آید و به یکدفعه فرمان آتش صادر می‌شود و دانشجویان در طبقه اول دانشکده فنی به خاک و خون کشیده می‌شوند، گلوله پشت گلوله. عده‌ای زخمی می‌شوند و سه دانشجو به شهادت می‌رسند. همان روز 16 آذر پلیس از طریق رادیو اعلام می‌کند: عده‌ای از دانشجویان در کلاس‌های درس نشسته بودند و به پلیس چهره خشنی نشان می‌دادند و پلیس را مسخره می‌کردند و این باعث شد که پلیس به واکنش بیفتد. پلیس قصد زدن دانشجویان را نداشت ولی دانشجویان به پلیس حمله کردند و می‌خواستند اسلحه‌شان را بگیرند. پلیس در قالب دفاع این کار را کرده و قصدش زدن دانشجویان نبوده است. فردای آن روز شاه تیمسار مزینی را برای دلجویی به دانشگاه می‌فرستد تا خودش را از این گناه و تقصیر تبرئه کند. او با خانواده‌های شهدا ملاقات می‌کند و در دانشگاه به ظاهر از استادان و روسا عذرخواهی می‌کند.

برادر شهید شریعت رضوی می‌گوید: «بعد از شهادت این سه تن به ما اجازه برگزار کردن شب سوم در خانه هایمان را هم ندادند؛ ولی در مراسم چهلم به خاطر پافشاری زیادی که کردیم فقط 300کارت که مهر حکومت نظامی روی آن خورده بود به من دادند. هر کس می‌خواست به طرف امامزاده عبدالله برود کارتش را کنترل می‌کردند.»

برادر شهید بزرگ‌نیا هم می‌گوید: «از طریق علم، شاه به پدرم تسلیت گفت و پیغام داد 200 هزار تومان خون بها بدهند که جواب رد دادیم؛ بعد می‌خواستیم مجلس ختم و شب هفت بگیریم، مخالفت کردند. تا این که خودم پیش سرتیپ بختیار فرماندار نظامی رفتم و متعهد شدم اگر اتفاقی افتاد خودم مسوول باشم.»

درست روز بعد از واقعه 16 آذر، نیکسون به ایران آمد و در همان دانشگاه، در همان دانشگاهی که هنوز به خون دانشجویان بیگناه رنگین بود دکترای افتخاری حقوق دریافت کرد. صبح ورود نیکسون یکی از روزنامه‌ها در سر مقاله خود باعنوان «سه قطره خون» نامه سرگشاده‌ای به نیکسون نوشت. در این نامه سرگشاده نوشته شده بود: «هرگاه دوستی از سفر می‌آید یا کسی از زیارت بازمی گردد و یا شخصیتی بزرگ وارد می‌شود ما ایرانیان به فراخور حال در قدم او گاوی و گوسفندی قربانی می‌کنیم؛ نویسنده خطاب به نیکسون گفته بود «آقای نیکسون! وجود شما آنقدر گرامی و عزیز بود که در قدوم شما سه نفر از بهترین جوانان این کشور یعنی دانشجویان دانشگاه را قربانی کردند.»

16 آذر سال 1332به عنوان روز مقاومت و ایستادگی دانشجویان ایران در برابر استعمار غرب و استبداد و خودکامگی در تاریخ ثبت شده است. از آن پس، همه ساله حتی قبل از انقلاب به رغم کوشش رژیم و ساواک، دانشجویان دانشگاه تهران و دیگر دانشگاه‌های سراسر ایران مراسم و تظاهراتی به یاد شهیدان آن روز برپا می‌کردند.

امروز 56 سال از آن روز و آن تاریخ که لکه ننگ بزرگی در رژیم طاغوتی بود می‌گذرد و لوح یادبود آن روز در دانشکده فنی دانشگاه تهران نصب شده است و امامزاده عبدالله آرامگاه شهیدان 16 آذر است.

نقش دانشگاه تهران

لازم نیست بگوییم که در سال 1332 دانشجو بودن کار سختی بود و دانشگاه‌ها هم مثل حالا این‌قدر زیاد نبودند. الان در هرکوچه‌ پس‌کوچه‌ای یک دانشگاه ساخته‌اند. الان از جوان 17 ساله تا خانم یا آقای 80 ساله دانشجو و دانشگاه رفته است. آن زمان اصلی‌ترین دانشگاه در کل ایران، دانشگاه تهران بود که 19 سال از تاسیس می‌گذشت. راستی می‌دانید آن موقع‌ها دانشگاه تهران جایی در اطراف تهران محسوب می‌شد و در آغاز باغی بوده به اسم جلالیه که بعد دانشکده‌ها ی مختلف در آن ساخته شد؟

باغ‌ جلالیه در شمال تهران آن روز ما بین قریه امیرآباد و خندق شمالی تهران قرار گرفته بود. این باغ زیبا که پوشیده از درختان کهن‌سال بود، در حدود 1300.ق در واپسین سال‌های حکومت ناصرالدین شاه قاجار به فرمان شاهزاده‌ای به نام جلال‌الدوله بنا یافته و در آن روز در مالکیت تاجری ترک به نام حاج رحیم آقای اتحادیه تبریزی بود.

باغ جلالیه متری 5 ریال و در مجموع به مبلغ 100هزار تومان از این تاجر خریده شد و موسیو گدار مامور تعیین حدود، نرده گذاری، طراحی و اجرای عملیات ساختمانی در آن شد. 15 بهمن 1313 لوح یادبود تاسیس دانشگاه با حضور مقامات دولتی در محلی که در حال حاضر پلکان جنوبی دانشکده پزشکی است در دل خاک نصب شد. می‌بینید چه تاریخی دارد دانشگاه و دانشجو؟‌ جنبش دانشجویی از سال 1332 رنگ و بوی دیگری گرفت و دانشجویان به یکی از معترض‌ترین اقشار جامعه علیه آمریکا تبدیل شدند. بعد از آن دانشجویان تلاش‌های دیگری کردند مثل برپایی تظاهرات به زمان عقد کنسرسیوم در اردیبهشت 1333 و شرکت فعال دانشجویان در نشست دی 1339 در جلالیه، تظاهرات گسترده در مخالفت با انتخابات دوره بیستم شورا در بهمن1339، آتش زدن اتومبیل دکتر اقبال رئیس وقت دانشگاه تهران و تظاهرات بر ضد ورود ملکه الیزابت به تهران در اسفند همان سال. همه این اتفاقات باعث شد دهه 30 -تحت تاثیر ابتدای این دهه - دهه‌ای ناآرام و مبارزاتی در دانشگاه‌های کشور باشد.

منابع:

سایت سازمان اسناد انقلاب اسلامی

سایت علمی دانشجویان ایران

کتاب‌های 16 آذر، حماسه مقاومت، دانشگاه و سه قطره خون یاران دانشجو

فاطمه شاهچراغی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰
فرزند زمانه خود باش

گفت‌وگوی «جام‌جم» با میثم عبدی، کارگردان نمایش رومئو و ژولیت و چند کاراکتر دیگر

فرزند زمانه خود باش

نیازمندی ها