در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
چارهای هم نیست. وقتی راننده تاکسی میگوید دوست نداری پیاده شوی، باید سکوت کنی و خیره شوی به بارانی که میبارد یا دل به دریا بزنی و پیاده شوی زیر باران و منتظر ماشین بعدی بایستی.
صداها این روزها گوشخراش شدهاند و اصلا نمیشود خیلی از آهنگهایی را که به اسم موسیقی تولید میشوند، شنید.
این صداهای ناموزون را که آدم میشنود خود به خود یاد گنجینه موسیقی نواحی ایران میافتد و صدای سازهایی که ساده و صمیمی هستند.
مثل ساز شمشال کردستان یا دوتارهای شمال و جنوب خراسان یا دونلی سیستان و بلوچستان.
کسی نمیداند چرا صدای این سازها در متن زندگی ما حضور ندارند و مجبوریم نواهایی را تحمل کنیم که هیچ نسبتی با فرهنگ این سرزمین ندارند.
البته خیلیها هستند که میگویند این صداها دیگر به مذاق جوانها خوش نمیآید و آنها نمیتوانند با صدای این سازها رابطه برقرار کنند،اما آنها که در جشنوارههای موسیقی مقامی و نواحی حضور داشتهاند، دیدهاند چه استقبالی از اجرای گروههای دوتار نواز ترکنمی شده و چطور مردم ایستاده برای شیرمحمد اسپندار کف زدهاند.
البته ما که نمیدانیم. شاید دیگران درست میگویند که سلیقه ما عقب افتاده و قدیمی است، سلیقهای که صدای سازهای نواحی ایران را همچنان دوست دارد.
این روزها که دل آسمان گرفته و میبارد، میتوانید برای یکبار هم که شده یکی از آلبومهای موسیقی نواحی ایران را بخرید و گوش کنید. شاید شما هم با ما هم عقیده شدید.کسی چه میداند.
برای شروع میتوانید بروید سراغ موسیقی بلوچستان؛ آلبومی که صدای دونلی شیر محمد اسپندار به آن زیبایی خاصی بخشیده است. اگر خوشتان آمد میتوانید شروع کنید به گشتن در دل موسیقی مناطق مختلف ایران،از شمال سرسبز گرفته تا جنوب گرم.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: