زندگی زیرآوار سوء ظن

کد خبر: ۲۹۹۰۳۳

بدبینی یعنی تفسیری غلط از یک رفتار به طوری که فکر کنیم در پس این رفتار چیزی است که با ظاهر آن متفاوت است و فرد قصد دارد ما را فریب بدهد و پنهان‌کاری کند. همه ما در زندگی دچار بدبینی و یا شک‌های مقطعی شده‌ایم و بعد از مدتی آن را رفع کرده و مساله را برای خود روشن نموده ایم. اما اگر این شک و بدبینی در زندگی تداوم یابد و یا به هر نحوی روشن نشده و به آن دامن زده شود، تبدیل به سوء‌ظن شده و روح و روان انسان را نشانه می‌رود.

سوءظن در زندگی زناشویی زمانی اتفاق می‌افتد که فردی به همسر خود بدبین شده و رفتارهای بیمارگونه‌ای از خود نشان دهد، مانند این‌که او را دائما تحت نظر قرار دهد و کنترل کند. با او سر هر رفتاری با افراد دیگر درگیر شود و به او تهمت‌هایی وارد آورد از قبیل این‌که تو مرا دوست نداری و می‌خواهی با فرد دیگری باشی و از این قبیل. اساس این رفتار دو عامل بیمارگونه است اول این‌که این فرد هنگامی که کسی را دوست بدارد و آن همسر او باشد به صورت نا خود آگاه احساس می‌کند برای این‌که او را از دست ندهد، باید خیلی مراقب باشد تا این‌که مبادا همسرش بخواهد او را ترک کند. دوم این‌که می‌ترسد نکند همسرش شخص بهتری پیدا کرده و او را از یاد ببرد.

برای بررسی سوء‌ظن در زندگی مشترک با اصغر فروع الدین عدل کارشناس ارشد روانشناسی و عضو هیات علمی دانشگاه به گفتگو نشسته‌ایم.

پیش‌درآمدها

هیچ انسانی از ابتدا دارای سوء‌ظن نیست و عواملی دست به دست هم می‌دهند تا فرد را به همسرش بدبین کرده و نسبت به او سوءظن پیدا کند. عدل این عوامل را به چند دسته تقسیم می‌کند.

عدم اعتماد به خود می‌تواند اولین عامل در این باره باشد، وقتی کسی اعتماد به نفس پایینی دارد و از طرف مقابل پذیرش کمی دارد، یعنی همسرش او را کمتر از خود می‌داند و او را تحقیر می‌کند می‌تواند به مرور تفکرات سوءظنی پیدا کند و نسبت به همسرش بدبین شود. فرد آنقدر ضعیف است که فکر می‌کند همسرش دیگران را به او ترجیح می‌دهد و در مواجهه با دیگران او را فراموش می‌کند.

مورد دوم وقتی است که فرد خودش تمایلات غیرمعمول داشته باشد و فکر کند که همسرش هم مثل او می‌اندیشد. مصداق این موضوع می‌تواند ضرب‌المثل «کافر همه را به کیش خود پندارد» باشد. مثلا مردی وقتی با زن دیگری صحبت می‌کند به فکر خیانت به همسر خود می‌افتد و فکر می‌کند همسرش هم مثل اوست، پس وقتی همسرش دارد با مرد دیگری صحبت می‌کند به او بدبین است و فکر می‌کند که همسرش قصد خیانت به او را دارد.

عدل می‌افزاید که رفتارهای مشکوک طرف مقابل می‌تواند دلیل سوم ایجاد سوءظن باشد. وقتی کسی رفتارهای مشکوک از قبیل پنهان‌کاری‌ها رفت و آمدهای بدون توجیه، مزاحم تلفنی و... داشته باشد همسرش را به سوءظن در مورد خود سوق می‌دهد.

این روانشناس ادامه می‌دهد دلیل چهارم سوءظن به همسر می‌تواند تجربیات گذشته باشد. تجربیات گذشته از دوران کودکی تا قبل از سوء‌ظن فعلی را شامل می‌شود، این تجربیات هرچه بیشتر در دوران کودکی و در اولین آشنایی‌ها و تجربیات رخ دهد تاثیر عمیق‌تری می‌گذارد. اگر همسر فرد مرتکب خیانت و یا عمل اشتباهی در گذشته شده باشد نیز می‌تواند تاثیر بسزایی در ایجاد سوء‌ظن‌های متوالی شود. تجربیات گذشته هر فرد به به صورت ناخودآگاه به او یاد می‌دهد که در حال حاضر چگونه رفتار کند و از هر عملی چه احساسی داشته باشد.

این موارد عوال ایجاد سوءظن در زندگی مشترک هستند. حال باید بدانیم که زندگی با سوء‌ظن چه تاثیری روی آن دارد.

زندگی با آفت سوء‌ظن

وقتی سوءظن برزندگی زناشویی سایه افکند، دیگر زندگی به آن صورتی که باید نیست. زندگی با سوءظن نشاطی ندارد و زن و شوهر نسبت به هم سرداند چرا که یکی از آنها به دیگری اعتماد ندارد و دیگری نیز از رفتار همسرش بشدت ناراحت است و دلیل رفتارهای او را نمی‌داند و دائما تحت فشار قرار می‌گیرد. در این زندگی هر دو زن و شوهر انرژی زیادی را هدر می‌دهند و دائما خسته‌اند و نمی‌دانند چه کار کنند.

عدل می‌گوید در زندگی که سوءظن وجود داشته باشد بچه‌ها هم آن را یاد می‌گیرند و اعتماد خود را نسبت به جنس مخالف از دست می‌دهند. در خانه‌ای که فضای آن یک فضای امنیتی و پلیسی باشد بچه‌ها احساس عدم امنیت می‌کنند و ممکن است در این بین پدر و مادر نیز بخواهند فرزندان را به سمت خود بکشند و هر کدام بخواهد والد دیگر را پیش بچه‌ها خراب کند و پشت سرش بدگویی کند، در این حالت نیز بچه‌ها اعتماد خود را به پدر و مادر از دست می‌دهند و احساس تنهایی می‌کنند و از والدین خود دور می‌شوند. در موارد حاد ممکن است به دلیل تزریق باور‌های غلط فرزندان نسبت به والد خود حالت انزجار پیدا کنند و دچار مشکلات روحی حاد و یا افت تحصیلی و مشکلات ارتباطی و شب‌ادراری و... شوند.

این روانشناس می‌گوید: این نوع زندگی‌ها انسجام لازم را برای هیچ یک از افراد خانواده ندارد و به همه افراد آن آسیب می‌زند.

شاید برای خیلی از افراد این سوال پیش بیاید که در اوایل زندگی می‌توان این رفتار را پیش‌بینی کرد و افرادی که دچار سوءظن می‌شوند را شناخت. در اوایل زندگی رگه‌هایی از بدبینی در افرادی که آمادگی سوءظن را دارند، وجود دارد. مثلا تماس‌های زیاد تلفنی و پرسش‌هایی از قبیل این‌که کجایی و در کنار که هستی و... می‌تواند نشانه سوءظن باشد.

یکی دیگر از نشانه‌های رفتاری که می‌توان سوءظن را در آنها پیش‌بینی کرد مهمانی‌هاست. این افراد معمولا از این‌که همسرشان در مهمانی به آنها کم‌توجهی کرده و به بقیه افراد توجه خاص نشان داده معترضند و همیشه می‌گویند تو دیگران را بیشتر از من دوست داری.

تاثیر بر زندگی زناشویی

در یک زندگی زناشویی هیچ ذهن سالمی نسبت به این‌که همسرش کجا و با چه کسی است دچار شک نمی‌شود و نسبت به عشق میان خود و همسرش دچار شک و هراس غیر طبیعی نیست و اگر چنین ذهنیتی پیش بیاید حتما بیمارگونه است. این‌گونه رفتار‌ها معمولا زنجیره‌وار و به دنبال هم اتفاق می‌افتند، به طوری که طرف مقابل را خسته کرده و به نشان دادن عکس‌العمل وا می‌دارد که این عکس‌العمل می‌تواند پیامد‌های مختلفی داشته باشد.

گاهی اوقات افراد به دلیل این‌که نمی‌دانند راه درست چیست یا راهنمایی غلط اطرافیان دچار اشتباه در برخورد با همسرشان که دچار بدبینی و سوء‌ظن شده، می‌شوند.

عدل می‌گوید سوء ظن در کلام و رفتار فرد نمود پیدا می‌کند و به برخورد با طرف مقابل می‌انجامد فردی که هدف سوءظن قرار دارد، ابتدا از خود دفاع و گفته‌های همسرش را انکار می‌کند بعد از مدتی می‌بیند که همسرش قانع نمی‌شود و بر خلاف تلاش هایش هیچ موفقیتی در ایجاد اعتماد بین خود و همسرش کسب نکرده است، در این مواقع فرد به اصطلاح آش نخورده و دهن سوخته می‌شود و پیش خود می‌گوید حالا که باورش نمی‌شود پس من نیز همان کاری را می‌کنم که او فکر می‌کند. اینجاست که مشکلات چند برابر شده و فرد به سوء‌ظن‌های خودش ایمان می‌آورد و فکر می‌کند در گذشته نیز همین طور بوده و او درست فکر می‌کرده و زندگی زناشویی در این مرحله به احتمال زیاد از هم می‌پاشد یا آسیب جدی می‌بیند.

از سوی دیگر بعضی افراد فکر می‌کنند نباید به سوء‌ظن‌ها اهمیت داد و باید آنها را نادیده گرفت و به سوال‌های فرد جواب نداد و کنترل کردن‌های او را بی‌اهمیت تلقی کرد. گاهی نیز خانواده‌ها به اشتباه توصیه می‌کنند که جواب تلفن همسرت را نده و به او نگو که کجا می‌روی و کی می‌آیی که این رفتار نیز بیشتر بر آتش سوء‌ظن می‌افزاید.

گاهی نیز همسران به دلیل تحریک حسادت همسرشان عمدا دست به خطاهایی می‌زنند و فکر می‌کنند که این‌گونه برای همسرانشان عزیزتر می‌شوند. اینها نمی‌دانند که با این کار بیشتر از چشم همسرانشان می‌افتند و اگر چه مراقبت همسرانشان نسبت به آنها بیشتر می‌شود اما این نشانه بیشتر دوست‌ داشتنشان نیست، بلکه آنها اعتمادشان را نسبت به همسرشان از دست داده‌اند.

این اعمال و رفتار نه تنها سوء‌ظن را از بین نمی‌برد بلکه آن را تشدید کرده و گاهی یک بدبینی ساده را به یک سوء‌ظن بزرگ تبدیل می‌کند. به همین دلیل اصلا در برابر رفتارهای سوءظنی همسرتان دست به این کارها نزنید و فکری اساسی و درست و علمی بکنید.

درمان

عدل می‌گوید برای درمان سوءظن در زندگی زناشویی حتما باید به متخصص مراجعه شود و زن و شوهر باید با هم برای درمان مراجعه کنند. افرادی که دچار سوءظن هستند معمولا برای درمان مراجعه نمی‌کنند، چرا که به دلیل افکار ناخود آگاهی که دارند به خود حق می‌دهند و خود را بیمار نمی‌دانند. در این موارد باید به بهانه‌ای دیگر آنها را پیش روانشناس برد، مثلا می‌توان به آنها گفت به دلیل این‌که زندگی زناشویی ما در معرض خطر است با هم نزد مشاور برویم تا راهی پیدا کنیم.

پس از مراجعه به روانشناس باید با همکاری متقابل مشکل را بر طرف کرد. همسر فردی که دچار سوء‌ظن است باید به او کمک کند و مسائل مورد نظر او را تا حد امکان رعایت نموده و به او اعتراضی نکند. مشکل افراد دارای سوءظن باید ریشه یابی شود و گاهی با کمک دارو درمانی و شیوه‌های درمانی دیگر به حل مشکل پرداخت تا در نهایت پایه‌های اعتماد فرد را قوی کرد. در نظر داشته باشید که بعد از درمان نیز باید مراقبت‌های ویژه‌ای به عمل آورد تا فرد دوباره مورد حمله افکار سوء‌ظنی قرار نگیرد، به همین منظور درمان خود را تا موقعی که روانشناس تان صلاح می‌داند ادامه دهید و با برطرف شدن نشانه‌های افکار سوء‌ظنی درمان را متوقف نکنید و تا تثبیت کامل رفتار‌های اعتمادآمیز و اعتماد متقابل به درمان ادامه دهید.

عدل می‌گوید در اشکال بیمارگونه سوء‌ظن نمی‌توان مشکل را کاملا برطرف کرد چرا که بیمار به درمانگر خود نیز اعتماد ندارد و او را متحد با همسرش می‌داند و در نهایت فکر می‌کند همه افراد اطرافیان بر علیه او و همدست همسرش هستند. به هر حال مراجعه به روانشناس می‌تواند به شما برای تصمیم‌گیری کمک کند.

پیشگیری

قبل از تصمیم به ازدواج با فردی از این‌که او شخصیتی بدبین و احیانا سوءظنی ندارد، مطمئن شوید. به رفتار او و دیدش نسبت به اطرافیان دقت کنید. از او راجع به رفتار والدینش با هم بپرسید. در نهایت ببینید که نسبت به رفتارهای شما با دیگران چه عکس‌العملی دارد، مثلا آیا از این‌که کسی در خیابان شما را نگاه کند عصبانی می‌شود و یا نسبت به تلفن‌های شما مشکوک است و... با کمی تیزبینی همسر آینده خود را از این بابت محک بزنید تا مطمئن شوید که زمینه سوء‌ظن را نداشته باشد.

عدل می‌گوید: گاهی افراد بد بین بعد از یک اتفاق یا یک خطا از جانب همسرشان نسبت به او سوءظن پیدا می‌کنند. برای این‌که این اتفاق نیافتد ذهن بد بین همسرتان را بشناسید و سعی کنید او را خوش‌بین کنید. حساسیت‌های او را نیز رعایت کنید و به بد بینی او دامن نزنید. معمولا افراد یکی دو حساسیت عمده دارند که اگر آنها را بشناسید و رعایت کنید از سوء‌ظن پیشگیری می‌کنید.

یادتان باشد بعضی خطاها در زندگی مشترک جبران‌ناپذیرند و هر چقدر هم که بعد از آن سعی کنید شاید نتوانید آن را کاملا جبران کنید، در نتیجه مراقب رفتار خود باشید و همیشه با همسر خود صادق و نسبت به او وفادار باشید. تا حد امکان سعی کنید که خطایی نکنید که همسرتان نسبت به شما بی‌اعتماد شود. دروغگویی یکی از بزرگترین علت‌های بی اعتمادی است.

در خانه‌ای که در آن یک فرد دارای سوء‌ظن وجود دارد مراقب بچه‌ها باشید. بر اساس بعضی نظریه‌ها اکثر افرادی که در بزرگسالی دچار سوء‌ظن می‌شوند، در کودکی والدینی با حس سوء‌ظن به یکدیگر داشته‌اند و شاهد رفتار‌های بی‌اعتمادی والدین‌شان به هم بوده‌اند. پس به بچه‌ها آموزش‌های لازم را در این زمینه بدهید و مراقب رفتارتان در مقابل بچه‌ها باشید. در نوجوانی نیز اگر فرزندتان دچار بی‌اعتمادی به جنس مخالف بود آن را جدی بگیرید و او را نزد مشاور و روانشناس ببرید، چرا که در حالت عادی افراد باید به همدیگر اعتماد داشته باشند.

همیشه به همسرتان احترام بگذارید و اعتماد به نفس او را از بین نبرید. او را تحقیر نکنید و از افراد دیگر در مقابل همسرتان زیادتر از حد تعادل تعریف نکنید. او را با افراد دیگر مقایسه نکنید و نقاط ضعفش را به رخش نکشید. اگر شخصیت همسرتان را خرد کردید منتظر نتایج منفی آن باشید که سوء‌ظن می‌تواند یکی از این آثار باشد.

اگر با بدبینی و شک از طرف همسرتان مواجه شدید با خونسردی و مهربانی با او برخورد کنید و راجع به مشکل پیش آمده با او گفتگو کنید و برایش توضیحات لازم را بدهید. امکان این‌که بعد از یک اتفاق و یا خطایی بدبینی‌های ساده تبدیل به سوء ظن شود، زیاد است. پس حوصله به خرج دهید و برای همسرتان وقت بگذارید تا حساسیت‌هایش را بر طرف کنید. بعضی افراد به همسرانشان حق سوال کردن نمی‌دهند و هر سوالی را توهین محسوب می‌کنند، در حالی که زن و شوهر باید با هم راحت باشند و اگر گره‌ای در ذهنشان نسبت به هم پیش آمد به راحتی بتوانند راجع به آن به گفتگو بپردازند و آن را بگشایند.

نقش فرهنگ و جامعه

عدل می‌گوید طبق آمار، سوء‌ظن در مردان بیشتر است اما در جامعه ما متاسفانه تعداد زنها نیز رو به افزایش است.

علت این افزایش، درگیری بیشتر مردها با کار و حضور بیشتر در جامعه و بیرون از خانه بودن، اجازه به مردها برای ازدواج مجدد و عوامل فرهنگی و اجتماعی دیگری است. در فرهنگ ما به مردها بیشتر حق داده می‌شود تا مراقب زن هایشان باشند اما حساسیت‌های زنان را به حساب حسادت آنها می‌گذارند. همین باعث می‌شود که زن‌ها حساس‌تر شوند.

بیشتر این باور‌های فرهنگی از دوران کودکی و نقش‌پذیری جنسی کودکان آغاز می‌شود، زمانی که کودکان از والدین خود الگوبرداری می‌کنند و یاد می‌گیرند که باید در روابط با جنس مخالف حساس و دقیق باشند. ما به عنوان والدین فرزندانمان باید به آنها آموزش‌های لازم را بدهیم و باورهای مثبت فرهنگی را منهای باورهای غلط و مضر به فرزندانمان منتقل کنیم، باید در رفتارهای خود دقت کنیم و بازخورد تمام آنها را در رفتار فرزندانمان زیر نظر داشته باشیم تا در بزرگسالی برای خود و همسرشان مشکلی ایجاد نشود.

حدیث‌السادات میرزایی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها