همزمان دولت زاهدی برای دلجویی از انگلستان که روابطش با ایران، پس از ملی شدن صنعت نفت قطع شده بود، تصمیم به تجدید رابطه گرفته بود و 14 آذر 32، آغاز دوباره روابط، رسماً اعلام شده و قرار بود چند روز بعد «دنیس رایت» کاردار انگلیس به ایران بیاید. اقشار مختلف مردم از بازاریان انقلابی گرفته تا دانشجویان بیدار نمیتوانستند خفت این دو رویداد را بپذیرند و اجازه دهند عزت و استقلال ایران، زیر پای دولتمردان آمریکا و انگلیس له شود.اعتراضها تشدید شد و رژیم دستنشانده برای کنترل اوضاع بازهم به خشونت متوسل شد. دانشجویان دانشکده فنی دانشگاه تهران برای قربانی شدن جلوی پای معاون رئیسجمهور آمریکا و نماینده جدید دولت انگلیس انتخاب شدند. مزدوران دولت کودتا به دانشگاه حمله کردند و بزرگنیا، قندچی و شریعت رضوی در خون خود غلتیدند و تعداد زیادی از دانشجویان نیز مجروح یا دستگیر شدند.
واقعه روز 16 آذر سال 32، روزی به نام «روز دانشجو» را در صفحات تاریخ ایران به ثبت رساند. این واقعه آنقدر نهادینه شده بود که تلاش و انگیزه گروهی از دانشجویان فعال دانشگاه در اواخر دهه 60، برای تغییر روز دانشجو به 16 دی، سالگرد شهادت گروهی از دانشجویان در هویزه نتیجهبخش نشد.
مهمترین نکتهای که مانع تغییر روز دانشجو بود و حتی طرفداران تغییر را در انصراف از ایده خود متقاعد کرد، پیام اصلی 16 آذر یعنی مبارزه با دو نماد استکبار، آمریکا و انگلیس بود.
تغییر 16 آذر موجب میشد جنایت رژیم دستنشانده آمریکا و انگلیس و حمایتهای ویژه دولت آمریکا از این جنایت به فراموشی سپرده شود. حمایتی که در 17 آذر یعنی فقط یک روز پس از آن جنایت هولناک، با لبخند نیکسون در همین دانشگاه تهران، همانجایی که جنایت شکل گرفته بود متجلی شد و نیکسون پس از دریافت دکترای افتخاری حقوق، جنایت دولت دستنشانده را با وعده مساعدت و کمکهای مالی تلافی کرد و در گزارش خود نوشت: «ایران نسبتا امن و امان است!»
این روزها سپری شد و 16 آذر هر سال روز اعلام انزجار دوباره مردم و بویژه دانشجویان از استکبار جهانی بود و هیچکس باور نمیکرد روزی فرابرسد که عدهای به نام دانشجو در مناسبتی مثل 16 آذر در جهت امیال آمریکا و انگلیس حرکت کنند.
ظاهراً عدهای تصمیم گرفتهاند بزرگنیا، قندچی و شریعت رضوی و دهها مجروح آن واقعه را دوباره جلوی پای استکبار قربانی کنند و خونشان را یکبار دیگر بریزند.چه عبرتآموز است حوادث روزگار! رسانههای آمریکا و انگلیس این روزها برای تجمعات 16 آذر تلاش میکنند. تجمعاتی که قصدشان پایمال کردن خون شهدای آن جنایت و به فراموشی سپردن حامیان اصلی آن است.زهی خیال باطل، مگر دانشجویان بیدار و بصیر دانشگاه اجازه میدهند خون برادرانشان پایمال شود. از شاخصهای جنبش دانشجویی آرمانخواهی، عدالتجویی و مبارزه با استکبار و مظاهر وابستگی است. هر حرکتی که به نام دانشجو آغاز شود اما فاقد این شاخصها باشد، حرکتی انحرافی است که ریشه آن را یا در وابستگی باید جستجو کرد و یا در غفلت و ناآگاهی.امروز جریان اصیل بیداری دانشجویی بهرغم نامها و نشانهای مختلف باید با یکپارچگی، حضور گسترده و تلاش توام با بصیرت در مقابل فتنهانگیزیهایی که در جامعه و بویژه دانشگاه میشود بایستد و حضور تاثیرگذار خود را بیش از پیش به نمایش بگذارد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم