در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
شاید هیچ شغلی به اندازه آتشنشانی عناصر و ارزشهای سینمایی نداشته باشد. حادثه، اتفاق و اکشن، هیجان، تعلیق و... مولفههای سینمایی هستند که در ذات این حرفه نهفته است و سازندگان عملیات 125 به درستی به سراغ این شغل رفتهاند تا ماهیت آن را به تصویر بکشند.
در سری جدید مخاطب با خطراتی که ماموران آتشنشانی را تهدید میکند یا سهلانگاریهایی که موجب بروز یک اتفاق و حادثه میشود، همچنین پیشگیری و اقدامات ایمنی که برای جلوگیری از بروز فاجعه باید انجام شود و اساسا وجوه عملی حرفه آتشنشانی آشنا میشود و ضمن سرگرمی از طریق تماشای سریال به شیوه غیرمستقیم نیز درباره این مسائل آموزش میبیند.
واقعیت این است که ساخت چنین مجموعههایی، ضمن اینکه کلیشه سریالهای خانوادگی و تکراری را میشکند، تاثیر زیادی در آموزش شهروندان برای درست زیستن و شیوه مقابله با خطرات دارد. سویه آموزشی عملیات 125 از امتیازهای برجسته این سریال است که باید آن را جدی گرفت.
قطعا یکی از کارکرد سریالها در کنار ایجاد سرگرمی و تفنن، آموزش مهارتهای زندگی است که در ساختاری نمایشی، تاثیر بیشتری دارد و همچون یاد گرفتن لغات زبان در داخل متن میماند که ماندگاری بیشتری دارد. سریالهای تلویزیونی ما بشدت محتاج تجربههای جدید در سوژههای خود هستند و پرداختن به این مجموعهها اگر خامدستانه و ابتدایی هم باشد، یک ضرورت رسانهای است که میتواند در تغییر ذائقه مخاطبان ایرانی نقش موثری داشته باشد. شاید خیلیها به همین مساله انتقاد کنند که ساخت چنین مجموعههای در ایران به دلیل کمبود و فقدان امکانات و تجهیزات لازم فنی و تکنیکی، ضعیف و بیتاثیر باشد و مخاطبان ایرانی با توجه به تجربه و ذهنیتی که از نمونههای موفق خارجی اینگونهها دارند، نمیتوانند جذب نسخه ایرانی آن شوند اما باید توجه داشت که اکشن و حادثه، تنها متکی به بدلکاری و تجهیزات جلوههای ویژه نیست و بستر فرهنگی وقوع حادثه نیز اهمیت زیادی دارد که در چارچوب مناسبات اجتماعی و انسانی خودی معنی عمیقتر و ملموستری به خود میگیرد و این نوع کارها به واقعیت زیست مخاطب ایرانی نزدیک تر است.
نظرسنجیهای صدا و سیما هم نشان میدهد که مردم از این مجموعه استقبال کردهاند. البته نمیتوان به نقش وجوه فنی این سریالها بیتوجه بود و به همین دلیل در سری دوم عملیات 125، کارگردان با توجه به موقعیتهای نمایشی قصه بیشتر از فنون و جلوههای بدلکاری استفاده کرده و بیش از سری قبل «حادثه و خطر» را به تصویر کشیده و تجسم عینی داده است. شغل جذاب و پر مخاطره آتشنشانی، تاکنون بارها مورد بهرهبرداری دستاندرکاران هنرهای نمایشی قرار گرفته که به عنوان نمونه میتوان از فیلمهای «آسمانخراش جهنمی» و «مردان افتخار» با بازی رابرت دنیرو یاد کرد که فیلم نخست به دلیل جلوههای ویژه درخشان و خیل عظیم بازیگرانش توانست به فروشی فوقالعاده دست یابد و در تاریخ سینمای جهان در گونه سینمای فاجعه، ماندگار شود.
علاوه بر صحنههای حادثهای و هیجانانگیزی که در این آثار وجود دارد جانفشانیها و فداکاریهایی که یک مامور آتشنشانی برای نجات یک انسان در این فیلمها از خود نشان میدهد، برای مخاطب جذاب است و شخصیتهای فیلم را به قهرمانهای واقعی تبدیل میکند که قابل احترام هستند. سریال عملیات 125 با بهروز افخمی کلید خورد و این هم به علاقه او به سینمای آمریکا و گونههای وسترن و نوآر بیارتباط نیست. او تلاش کرده سریال کپیبرداری از نسخههای خارجی آن نشود.
آمیختن مسائل خانوادگی و عاطفی در سریال سویه ایرانی بودن آن را تامین کرد و با بهرهگیری از شخصیتپردازی متنوع به سطوح اجتماعی داستان نیز پرداخته شد. استفاده از بازیگران جوان یکی از ویژگیهای این مجموعه در هردو سری است که البته با توجه به فضای قصه و نوع بازیهایی که مقتضای عملیات آتشنشانی بود، همسویی دارد. این سریال میتواند در شناخت و ایجاد علاقه و انگیزه مخاطبان جوان برای وارد شدن به حرفه آتشنشانی نقش زیادی داشته باشد.
یکی از بازیگران جوان این مجموعه که در هر دو سری بازی کرده است و حضور قابل توجهی هم داشته است، حسین لطیفی است. او درباره تفاوتهای شخصیت حسین لطیفی در سری دوم نسبت به سری اول و کم شدن بداههگوییهای او میگوید: «در سری اول فضا برای بداههگوییام باز بود و بهروز افخمی هم این اجازه را به من میداد، اما در سری دوم تصمیم گرفتیم حسین لطیفی متفاوت با سری اول باشد؛ چون در سری اول لطیفی در یک جامعه کوچک مثل باشگاه و محلهشان حضور داشت، اما وقتی به صورت رسمی آتشنشان شد، باید متفاوت با قبل میشد، چون وارد جامعه بزرگتری شده بود.»
همچنین، حضور احمد نجفی در سری دوم این مجموعه شاید مهمترین نکته در میان بازیگران سریال باشد. او با نقش آفرینی در این سریال توانسته کلیشه کارآگاه علوی را بشکند و تصویر جدیدی از خود عرضه کند.
عملیات 125 اگرچه یک سریال تلویزیونی است، اما به دلیل ماهیت قصه و اقتضائات حادثهای که در آن نهفته است به اندازه یک فیلم سینمایی به دکوپاژ و کارگردانی نیازمند است و قطعا ساخت چنین سریالی از تولید یک سریال روتین خانوادگی، هم دشوارتر است، هم پرهزینهتر. کاش صدا و سیما به جای سرمایهگذاری برای انبوه تله فیلمهای ضعیف و سطحی برای تولید چنین سریالهایی سرمایهگذاری کند.
ساخت چنین آثاری با توجه به کارکردهای آموزشی که دارد برای رسانهای مثل صدا و سیما یک ضرورت حرفهای است. در حال حاضر، یک شیوه جدید در ساخت سریالهای تلویزیونی در حال تجربه است که به ساخت سری دوم یک اثر میپردازد.
هر چند تغییر کارگردان در سری دوم عملیات 125 ممکن است یکدستی اثر را در کل مجموعه از بین ببرد و شاید بهتر بود سری دوم آن هم توسط بهروز افخمی ساخته میشد، اما به هر حال سری دوم عملیات 125 حادثهمحور است و بیشتر به خلق موقعیتهای حادثهای و هیجانی توجه کرده است و میشود حدس زد که به همین دلیل نسبت به سری اول مخاطبان بیشتری را جذب خود خواهد کرد.
لیلا ربیعی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: