در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
علی حاتمی فیلمسازی بود که سبک منحصر به فرد خودش را داشت. نه پیش از او کسی به سبک و سیاقش فیلم ساخته بود و نه بعد از او کسی توانست مانند او فیلم و سریال بسازد.
هنوز هم که هنوز است خیلیها از سریال هزار دستان او به عنوان یکی از زیباترین سریالهای ایرانی نام میبرند که هنوز هم تماشایش لذتبخش است؛ حتی اگر چند بار این سریال را دیده باشی و پلان به پلان آن هم یادت باشد.
علی حاتمی سال 1323 به دنیا آمد. او از اواخر دوره متوسطه به اداره هنرهای دراماتیک رفت و کلاسهای نمایشنامهنویسی را گذراند و بعد از مدتی از دانشکده هنرهای دراماتیک فارغالتحصیل شد. کار هنریاش را از سال اول تحصیل در دانشگاه با نمایش «دیب» آغاز کرد. از دیگر نمایشهای او میتوان به «خاتون خورشیدباف»، «آدم و حوا»، «حسن کچل» و «چهلگیس» نام برد.
حاتمی پس از آن به کار ساخت فیلمهای تبلیغاتی مشغول شد و بعد کارش را با تلویزیون آغاز کرد. سال 1349 فعالیت در سینما را به عنوان نویسنده و کارگردان با فیلم «حسن کچل» آغاز کرد.
خیلیها از فیلمهای علی حاتمی به عنوان غزلهای سینمای ایران نام بردهاند. دلیل این نامگذاری هم به خود این فیلمها و بافت شاعرانه تصاویر و دیالوگهای این نویسنده و کارگردان سینمای ایران باز میگردد. خیلی از علاقهمندان حرفهای سینما هنوز هم دیالوگهای فیلمهای او را زمزمه میکنند. دیالوگهایی که خیلی از آنها به شعر پهلو میزنند.
یکی از این دیالوگها، دیالوگ فیلم مادر است؛ آنجایی که پسر کوچک و شیرینعقل خانواده میخواهد خبر مرگ مادر را بدهد: «مادر مرد، از بس که جان ندارد.»
علی حاتمی 13 سال پیش چشم از جهان فروبست و در چنین روزی برای همیشه با زندگی خداحافظی کرد.
شهریار محمدی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: