در این گزارش آمده است که حذف یارانهها باید به صورت تدریجی صورت گیرد تا فشار تورمی ایجاد نشود. از طرفی تخصیص منابع حاصل از حذف بخشی از این یارانههای غیرضروری به مواد غذایی نیز از اقدامات مهم در این خصوص عنوان شده است.
مساله یارانههای کلان بنزین و بخش انرژی تنها مشکل کشور ایران نیست. اغلب کشورهای نفتخیز دنیا یارانههای کلانی برای این بخش در نظر گرفتهاند؛ ولی با توجه به معایب اجرای این طرح و آسیبهایی که نه تنها به اقتصاد داخلی بلکه به اقتصاد دنیا وارد میکند، در شمار زیادی از این کشورها طرحهایی برای حذف تدریجی این یارانهها و انتقال آن به بخشهای ضروریتر بخصوص مواد غذایی و بهداشت و درمان و آموزش تصویب و اجرا شده است.
مالکیت ذخایر نفت و گاز در کشورهای نفتخیز و هزینه پایین استخراج آن سبب شد تا قیمت این فرآوردههای ارزشمند انرژی در بازار این کشورها پایینتر از دیگر نقاط جهان باشد. به تعبیر بهتر دولتها در ارائه این ثروتهای طبیعی با قیمت جهانی آن به مردمی که مالک آن هستند، معذوریت دارند.
مطالعات نشان میدهد هزینه استخراج هر بشکه نفت در ایران معادل 5 دلار است در حالی که هر بشکه نفت طی 3 سال اخیر بیش از 45 دلار به بازار عرضه شده و در روزهایی از سال گذشته هر بشکه نفت ارزشی بیشتر از 140 دلار داشته است. ولی عرضه این محصولات با قیمتی منطقی (کمتر از سطح جهانی ولی بیشتر از قیمت سر به سر) از اهمیت بیشتری برخوردار است.
مطالعات نشان میدهد قیمت فرآوردههای نفتی در ایران در مقایسه با دیگر کشورهای نفتخیز کمتر است و همین مساله سبب شده است تا ایران هزینه بیشتری در مقایسه با دیگر کشورهای نفتخیز بپردازد. صندوق بینالمللی پول در مورد درآمدهای از دست رفته ایران به دلیل ارائه فرآوردههای نفتی با قیمت اندک به بازار تاکید میکند:
«درآمدهای از دست رفته بر اثر ارائه یارانههای پنهان و آشکار انرژی سبب شده است تا توان مالی این کشور برای سرمایهگذاری در استخراج و فرآوری نفت و گاز و حتی تولید برق در کشور کمتر شود. بعلاوه توانایی مالی ایران برای افزایش هزینههای مولد ضروری برای تقویت نرخ رشد اقتصادی کشور و ایجاد فرصتهای شغلی در این سرزمین را کمتر میکند و همین مساله میتواند آینده اقتصادی کشور را تحت تاثیر قرار دهد.
ارائه یارانه به ژنراتورهای تولید برق با کمک منابع هیدروکربنی سبب شد تا انگیزه برای فعالیتهای تحقیق و توسعه منابع جایگزین انرژی از قبیل انرژی خورشیدی کمتر شود، این مساله میتواند آینده صنعت و اقتصاد ایران را بشدت تحت تاثیر قرار دهد.
از طرف دیگر، تحمل یارانههای کلان انرژی سبب میشود تا مصرف فرآوردههای نفتی بخصوص بنزین در کشور بیشتر شود، زیرا مصرفکنندگان، فشاری از ناحیه رشد قیمت نفت و گاز در جهان حس نمیکنند و تمام این بار روی دوش دولت است. به عنوان مثال ایران در سال 2008 - 2007 میلادی زیانی بالغ بر 15 درصد تولید ناخالص داخلی خود بابت قیمت پایین نفت و فرآوردههای نفتی در کشور متحمل شد.
همچنین نکته دیگری که در اغلب مطالعات به آن بیتوجهی میشود، ولی از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است، تاثیر استفاده روز افزون از منابع هیدروکربنی روی سلامت مردم است. گفته میشود هزینه آسیب ناشی از آلودگی هوا طی سال 2001 میلادی روی سلامت مردم ایران برابر با 7میلیارد دلار آمریکا بوده استکه برابر با 8.4 درصد از تولید ناخالص داخلی این کشور بود و بدون شک اگر این روند تا پایان دهه حاضر میلادی اصلاح نشود، باید در انتظار مشکلات جبرانناپذیری در بخش سلامت جامعه ایران بود.»
در اینکه یارانههای انرژی در ایران باید حذف شود، شکی نیست. ولی درخصوص چگونگی حذف یارانهها باید گفت حذف یکباره یارانهها میتواند مشکلات کشور را صد چندان کند و بر فشارهای اقتصادی بیفزاید. صندوق بینالمللی پول پیشنهاد میکند ایران در عرض چند سال بتدریج یارانههای انرژی خود را حذف کند و بتدریج قیمت فرآوردههای نفت و گاز را به سطح واقعی خود نزدیک کند. این صندوق یک بسته اصلاحی برای حذف تدریجی یارانهها در کشورهای نفتخیز تهیه کرده است.
طبق این بسته اصلاحی به دولت ایران پیشنهاد شده است تا در 3 مرحله قیمتها را به سطح واقعی خود برساند. اول: باید تاثیرگذاری یارانههای آشکار بخشهای غیرنفتی تایید شود. به تعبیر بهتر باید کارایی یارانههای بخش کشاورزی، مواد غذایی، بهداشت، درمان و آموزش به تایید کارشناسان برسد و پس از کاهش تدریجی یارانههای بخش انرژی بر حجم یارانههای تخصیص داده شده به بخش مواد غذایی، بهداشت و درمان اضافه شود. دوم: باید قیمت منابع و فرآوردههای انرژی در کشور بتدریج افزایش یابد.
پیشنهاد ما این است که بتدریج و طی چند سال بهای بنزین به سطح جهانی آن و قیمت گاز طبیعی به سطح قیمت منطقه برسد. درخصوص بهای برق نیز باید گفت که قیمت این منبع انرژی باید کمتر از دیگر منابع افزایش یابد، زیرا استفاده غیرضروری از آن بسیار کم است، اما قیمت آن باید به سطحی برسد که با توجه به بهای کنونی نفت در جهان هزینه مازادی به دولت تحمیل نکند.
از طرفی طی سالهایی که قیمتها در ایران واقعی میشود، باید نظام حمایتهای بهداشتی و درمانی از مردم تکمیل شود و سرمایهگذاری در بازسازی نظام مصرفی در موسسات انرژیبر آغاز شود. استفاده از سوختهای جایگزین باید در برنامه کاری سازمانهای مختلف قرار گیرد.
سوم: باید در نظام مالیات بر بخش انرژی تجدیدنظر شود. باید مالیات بر شرکتهای فعال در بخش انرژی بیشتر شود زیرا درآمد آنها با رشد قیمت منابع انرژی بیشتر میشود و باید سهم دولت هم از این رشد درآمد محفوظ باشد. این درآمدهای مازاد میتواند در توسعه زیرساختهای اقتصادی و صنعتی و تسریع نرخ رشد اقتصادی در کشور استفاده شود.
مونا مشهدیرجبی

در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم