زن شاکی در اظهاراتش به بازپرس مراد عباسی گفت: از طریق یکی از دوستانم با زنی به نام اعظم آشنا شدم که مدیرعامل یک شرکت بازرگانی بود و اقدام به جذب سرمایهگذار میکرد. پس از ملاقات با این زن، وی بیان کرد هر ماه سود خوبی به من میپردازد و در قبال آن چکهایی به عنوان ضمانت اجرایی در اختیارم قرار میدهد. من هم فریب حرفهای وی را خوردم و در شرکت وی سرمایهگذاری کردم. پس از چند روز زن مدیرعامل بیان کرد مبلغی از پولم را در شرکت خود سرمایهگذاری کرده و با مبلغ باقیمانده سهام یکی از شرکتها را خریده است و هر وقت بخواهم برگههای سهام را در اختیارم قرار میدهد تا آن را به افراد دیگری بفروشم. نخستین سود ماهانه را از وی گرفتم و در انتظار سود ماه بعد بودم، ولی خبری از مدیرعامل زن نشد. بنابر این به محل کار وی رفتم که پی بردم، او از 2 هفته قبل آنجا را ترک کرده و به مکان نامعلومی رفته است. پس از این شکایت، پرونده قضایی تشکیل و تحقیقات در این باره آغاز شد تا اینکه افراد دیگری هم به مرکز پلیس مراجعه و شکایتهای مشابهی را ارائه کردند.
ماموران در بررسی از شاکیان جدید پی بردند، آنها وقتی چکهای ضمانتی زن مدیرعامل را برای نقد کردن بابت بدهی خود به بانک بردهاند، متوجه شدهاند چکها بلامحل هستند.
با افزایش این شکایتها، تیم تحقیق جستجوی ویژهای را برای یافتن متهم فراری آغاز کردند تا عاقبت چند هفته قبل مخفیگاه او را در یکی از محلههای تهران شناسایی و متهم را دستگیر کردند.
با انتقال وی به مرکز پلیس، او هرگونه کلاهبرداری را انکار کرد تا عاقبت چند روز قبل در مواجهه با شاکیان بناچار اعتراف کرد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم