در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
من به عنوان کسی که هم کار اجرایی کرده و هم در حوزه فیلم و سریال و مستند فعالیت کرده، فکر میکنم که سازمان بیشتر از اینها باید به این موضوع بها بدهد و یکی از کارهایی که در این زمینه میشود، بیشتر به آن پرداخت، تشویق کسانی است که سختیهای این مسیر را بر خود هموار میکنند و در این وادی کار میکنند. اگر این اتفاق نیفتد، خستگی کار بر تن عوامل میماند و این تجربه خوبی را برای آینده باقی نمیگذارد. چون کار در این زمینه سختیهای خاص خودش را دارد. تصورش را بکنید که همه عوامل و بازیگران، هر روز صبح زود باید 60 کیلومتر از تهران دور شوند و برای تصویربرداری به شهرک سینمایی دفاع مقدس بیایند و در دل خاک و دود و ... کار کنند. مقایسه این شرایط با یک سریال آپارتمانی کار خیلی سادهای است.
بحث من اصلا مسائل مالی نیست. این جماعت میتوانند در قالب چیزهای دیگری مثل زمان پخش و نوع تبلیغات این کارها هم خودش را نشان بدهد. تیزر «شب هزار و یکم» فقط از خود شبکه یک پخش میشد و میتوانست ساعت پخش بهتری هم داشته باشد. درحالی که تیزر بعضی سریالها از مدتها قبل از همه شبکههای تلویزیون پخش میشود و تبلیغات گستردهای برای آنها به راه میافتد.
بخش دیگری از این حمایت میتواند ارزیابی دقیق و موشکافانه سریال و بازتاب آن بعد از تولید و پخش کار و ارائه آن به سازنده اثر باشد.
اگر حاصل این کار به دست سازندگان اثر برسد، ضمن ارزیابی از کار خودشان، نتیجه را در کارهای بعدی آنها هم خواهیم دید.
ساخت «شب هزار و یکم» برای من بیشتر حکم یک وظیفه را داشت؛ اول در برابر خدا و بعد در برابر بچههای رزمنده و جانباز. چیزی از علاقهام به ساخت فیلم و سریال با این موضوع هم کم نشده. ولی واقعیت این است که هنرمند با توجه به میزان استقبال و توجهی که به کارش میشود، ذوق و شوق پیدا میکند تا با انرژی بیشتری به کارها و سوژههای جدید بپردازد.
علی بهادر کارگردان «شب هزار و یکم»
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: