در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
شیدا1
«شیدا: دختری حدودا 22 ساله، بهیار یا تکنیسین اتاق عمل، مستقل و خودساخته، از خانوادهای با بافت سنتی و مؤمن، تودار و درونگرا و معتقد به ارزشهای اصیل، آرمانگرا.» این تعریفی است که فیلمنامهنویس در ابتدای فیلمنامه اثر، از این شخصیت ارائه داده است. منتها اینها کلیات است و قصد داریم شیدا را جزئیتر بشناسیم.
همه چیز با یک بوسه آغاز میشود؛ بوسه شیدا بر قرآن مجید. این بهترین معرفی از شخصیت شیدا است. او فقط در ظاهر متدین نیست. شیدا با کتاب آسمانی دین خود مأنوس است.
از او میخواهند بر بالین فرهاد قرآن بخواند. انتخاب خوبی است، چون شیدا دختری قرآنی است و با صدای دلنشینی هم قرآن تلاوت میکند. قرآنخواندن شیدا تنها دارویی است که میتواند فرهاد را تسکین بدهد. همه ویژگیهای شخصیتی شیدا برای فرهاد، که با چشمان بسته به تلاوت او گوش میسپارد، در همین قرآنخوانی او خلاصه میشود. فرهاد، شیدا را با صدای «مزمل» خواندنش میشناسد و ما نیز بهتر است شیدا را از زاویه نگاه فرهاد بشناسیم. طنین صدای شیدا در گوش فرهاد آنچنان دلنشین و آشناست که او حتی در حالت نیمهبیهوشی هم با شنیدنش سر تکان میدهد. نوای قرآن شیدا به فرهاد آرامشی میدهد که پزشکان از درک آن عاجزند. دکتر بیمارستان درباره وخامت حال فعلی فرهاد (در غیاب شیدا) و وضع قبلی او فقط میتواند اینگونه ابراز درماندگی کند: «من نمیدونم قبلاً براش چی کار کردن... از دست ما دیگه کاری براش بر نمیاد.»
شاید هیچکس به اندازه فرهاد، شیدا را نشناسد. حتی مادر شیدا، حتی خود او. همه شخصیت شیدا در قرآن خواندن اوست که برای فرهاد تجلی مییابد. چهبسا اصلاً حقیقت وجودی او نیز در همین امر نهفته باشد. شیدا مسوولیتپذیر است و از کجا معلوم که مهمترین مسوولیت وجودی او در حال حاضر همین تلاوت قرآن بر بالین فرهاد نباشد؟ فرهاد با صدای قرآن شیدا آرام و زنده میشود، متولد میشود، 2 بار؛ یک بار در این دنیا و بار دیگر در آن دنیای برتر. شیدا وقتی برای آخرین بار آیات سوره مزمل را برای فرهاد تلاوت میکند، صدایش از بغض میلرزد. فرهاد درحال پر کشیدن است و این واپسین دقایق زندگی اینجهانی اوست. حالا در لحظه شهادت فرهاد، طنین صدای ملکوتی خود او، اینچنین دریافت منحصربهفردش را از شخصیت فرشتهمانند شیدا برای ما عیان میکند: «آن هنگام که عطر بهارنارنج در آن کلام مقدس پیچید، من تو را از پشت چشمان بستهام دیدم... خوبیهای تو را و لطف تو را... بهارنارنج را به نسیم بسپار... و اگر خواستهام را خواستی، کتاب را به نشان عهدی میان ما با خود ببر....»
پانوشت:
1- محصول 1377 ایران، کارگردان: کمال تبریزی، بازیگران: لیلا حاتمی، پارسا پیروزفر
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: