گواردیولا چگونه برترین مربی تاریخ شد؟
بسیاری از اختلافات زناشویی ناشی از ندانستن است؛ ندانستن خصوصیاتی که مخصوص مردها یا مخصوص زنهاست. هرچه بیشتر همسرمان را بشناسیم، بهتر میتوانیم او را درک کنیم و انرژی کمتری برای کشمکش با او از دست میدهیم. همچنین، شناخت بهتر میتواند روی احساسات ما نیز تاثیر بگذارد. وقتی بدانیم عملی که ما را ناراحت کرده از خصوصیتی سرچشمه میگیرد که مربوط به جنسیت همسرمان است، کمتر ناراحت میشویم و بیشتر او را دوست میداریم.
برای درک بیشتر تفاوتهای بین زن و مرد و چگونگی برخورد با این تفاوتها و اثری که بر زندگی افراد دارند، سراغ اصغر فروعالدین عدل، روانشناس و مشاور خانواده و عضو هیات علمی دانشگاه رفتیم.
تفاوتهای زن و مرد
زن و مرد غیر از ظاهرشان تفاوتهای زیادی دارند. باید گفت که در گذشته، تفاوتهای بین زن و مرد خیلی بیشتر از امروز بود، چرا که نقشپذیریهای جامعه و باورهای اجتماعی بسیار پر رنگتر و سر سختتر بوده است. اما امروزه دنیا براساس منطق پیش میرود. با این حال زن و مرد چون از دو جنس هستند، متفاوتند. عدل میگوید: «امروزه افراد از نظر داشتن ویژگیهای زنانه و مردانه در یک طیف قرار داده میشوند. به عبارت دیگر، بسیاری از افراد به درجات مختلفی خصوصیات مردانه یا زنانه دارند. یعنی هر کدام از ما در شخصیتمان هم خصوصیات مردانه داریم و هم زنانه اما در درجات مختلف. مثلا قدرت بیان در زنها قویتر است اما مردانی نیز با قدرت بیان قوی وجود دارند. آنچه مسلم است، دو جنس هم از نظر ژنتیکی و زیستی و هم از نظر اجتماعی با یکدیگر متفاوتند.» عدل این تفاوتها را به این صورت دستهبندی میکند: «اولین آنها تفاوت جسمانی است. از لحاظ جسمی، مرد درشت اندامتر است و زن کوچک اندامتر. مرد بلندقدتر است و زن کوتاه قدتر. مرد خشنتر است و زن ظریفتر. صدای مرد کلفتتر و خشنتر است و صدای زن نازکتر و لطیفتر. رشد بدنی زن سریعتر است و رشد بدنی مرد تدریجی. حتی گفته میشود جنین دختر از جنین پسر سریعتر رشد میکند. رشد عضلانی مرد و نیروی بدنی او از زن بیشتر است. مقاومت زن در مقابل بسیاری از بیماریها از مقاومت مرد بیشتر است. زن زودتر از مرد به مرحله بلوغ میرسد و زودتر از مرد هم از نظر تولیدمثل از کار میافتد. دختر زودتر از پسر به سخن میآید. مغز متوسط مرد از مغز متوسط زن بزرگتر است، ولی با در نظر گرفتن نسبت مغز به مجموع بدن، مغز زن از مغز مرد بزرگتر است. ریه مرد قادر به تنفس هوای بیشتری نسبت به ریه زن است و ضربان قلب زن از ضربان قلب مرد سریعتر است.»
دومین فرق زنان و مردان از نظر این روانشناس، عملکردهای حسی و حرکتی است که شامل قدرت و دقت حواس و ادراک آنها میشود. از لحاظ شنوایی، خانمها چنان توان بالایی دارند که از هر 100 محرک صوتی، تقریبا تمام آنها را میشنوند. در حالی که آقایان توانایی کمتری در شنیدن 100 محرک با هم دارند. شنیدن زیاد انسان را خسته میکند، به خاطر همین میگویند زنها بیشتر از مردان خسته میشوند، زیرا همه صداها و محرکهای صوتی را میشنوند و در بسیاری از مواقع توان پاسخگویی به همه آنها را ندارند. آقایان کمتر میشنوند، پس کمتر انرژی مصرف میکنند و کمتر خسته میشوند.
نکته دیگر، قدرت بینایی زنهاست که مثل قدرت شنوایی، از مردها بیشتر است. این امر به خاطر این است که زنان ادراک جزئی دارند و مردها ادراک کلی.خانمها تمام جزئیات را میبینند و آقایان فقط کلیات را. از طرف دیگر، مردها در چهره شناسی و بازشناسی چهرهها از زنها موفقترند. میتوان گفت زنها در تشخیص رنگها و ادراک اندازهها برتری قابل ملاحظهای نسبت به مردها دارند. تعداد مردان کور رنگ 16 برابر تعداد زنان کور رنگ است.
در زمینه احساس و ادارک بویایی نیز نتیجه به نفع خانمهاست. قدرت بویایی در زنان و مخصوصا زن باردار قویتر از افراد عادی است و یکی از دلایل ویار خانمها نیز قدرت بویایی قوی آنهاست.
از لحاظ قدرت چشایی، زنان قویترند. گاهی اوقات زنان شکایت میکنند که شوهرانشان اوایل ازدواج از کیفیت غذای پخته شده توسط آنها تعریف میکردند ولی بعداً بیتفاوت شدهاند. این مساله مربوط به چشایی ضعیف مردان است.
عدل، سومین تفاوت را تفاوت در کلام میداند که در آن زنان قویترند. دختران از همان اوان کودکی نسبت به پسران برتری کلام دارند. در صحبت کردن، هم از کلمات بهتری استفاده میکنند هم روانتر سخن میگویند. سیالی کلام نیز در آنها بهتر است.
با وجودی که زنان و مردان از کلمات مشابه استفاده میکنند، ولی حرف یکدیگر را نمیفهمند. زنان برای بیان احساسات، به خود حق میدهند از انواع صفات عالی و مبالغهآمیز استفاده کنند و احساسات خود را غلیظ جلوه دهند. مثلاً میگویند:« توهیچ وقت به فکر من نبودی« » تو همیشه دیر میآیی»، «100 بار به شما گفتم.» زن محدودیتی در استفاده از لغات نمیبیند، در صورتی که مرد این کلمات را واقعی میپندارد و واکنش نامناسب نشان میدهد. مثلاً میگوید «در یک ماه گذشته فقط یک شب دیر آمدم.»
تحقیقات نشان میدهند که زنها و مردها از روشهای متفاوتی برای نشان دادن توجه خود استفاده میکنند. زنها هنگام گوش دادن بیشتر سر تکان میدهند و از کلماتی مانند آهان، بله و... استفاده میکنند و مقصودشان نیز از استفاده این کلمات این است که دارم به حرفهای شما گوش میدهم. ولی مردها کمتر این حرکات را انجام میدهند و بیشتر زمانی از این اصوات و کلمات استفاده میکنند که بخواهند توافق خود را اعلام کنند. به همین دلیل اکثر اوقات زنها شکایت میکنند که همسرشان به حرفهایشان گوش نمیدهد یا حوصله شنیدن حرفهای آنها را ندارد، در صورتی که تنها نحوه گوش دادن در زن و مرد متفاوت است.
زنان بیشتر از مردان به گفت و گو در مورد جزئیات علاقهمند هستند، ولی برای مردها گفت و شنود در مورد مسائل کلی مثل سیاست، بازار، تاریخ، کاربرد اشیای مختلف و ورزش اهمیت بیشتری دارد. معمولاً زنها وقتی در مورد مسالهای یا رویدادی گزارش میدهند آن را با جزئیات تشریح میکنند و به شکل زنده نمایش میدهند، ولی مردها معمولاً خلاصهای کوتاه و کلی در مورد رویدادها ارائه میکنند. از طرف دیگر، زنان بیشتر از مردان از کلمات و عباراتی که بار احساسی و عاطفی دارند استفاده میکنند. زنان 2 برابر مردان لبخند میزنند. پژوهشها نشان میدهد که لبخند زنان الزاماً به معنای شاد بودن یا حالتهای عاطفی دوستانه آنها نیست.
آخرین فرق این 2 جنس، تفاوت در عملکردهای ذهنی و قدرت تفکر است که شامل زیباییشناسی، تجسم فضایی،استدلال، منطق و تحلیل رویاها ست.
تفکر ابتدایی ویژه کودکان است. گفته شده که بهطور کلی دختران کوچک بیشتر از پسران کوچک میاندیشند. حرف زدن و خواب دیدن علامتی از تفکر ابتدایی است. در بسیاری از مواقع، خانمها خوابهای طولانی میبینند.
انتزاع به معنای بیرون کشیدن است و تفکر انتزاعی بدین معناست که شما قادر باشید معنای صحیح را از یک موقعیت استنتاج کنید. این تفکر یک پیشرفت و گسترش همیشگی دارد. خانمها در تفکر انتزاعی جزییگرا هستند و آقایان کلیگرا، به همین خاطر حرف زدن با خانمها مشکل است. رابطه و مباحثه با زنها سختتر است. یک خانم تا مباحثه را به مجادله نکشاند، از پا نمینشیند؛ ولی آقایان در مباحثه و مجادله به سرعت موضوع را ختم میکنند.
گاهی وقتها مشکلات خانوادهها بر سر همین ادراک کلی و جزئی است. خانمها وقایع را با جزئیات کامل و به صورت نمایشی تعریف میکنند، ولی آقایان کلیات را مطرح میکنند. اگر برای مثال آقایی به تنهایی در یک مهمانی شرکت کند، وقتی برمی گردد خانم از کیفیت مهمانی، تعداد افراد و وقایعی که گذشته است سوال میکند، اما آقا به خاطر ادارک کلی توضیح زیادی ندارد که بدهد. دائم میگوید خوب بود، بد نبود، ولی باز هم خانم سوال میکند. در این شرایط، آقایی که ازروانشناسی و نوع ادراک زنها اطلاعی ندارد، عصبانی میشود و فکر میکند خانم میخواهد او را سوال پیچ کند و خانمی هم که از نوع ادراک مردها بی اطلاع باشد، میپندارد همسرش میخواهد چیزی را از او پنهان کند.
هوش مکانیکی پسران بهتر از دختران است. در فهم مطالب نیز پسران راحتتر از دختران هستند. تجسم فضایی پسران بهتر از دخترهاست. پسران و دختران تا پایان دوره کودکی از نظر توانایی دریافت ریاضیات همانند یکدیگرند. از آغاز 12 سالگی، پسران در مقایسه با دختران نمرههای بالاتری از درس ریاضی میگیرند. اما تفاوتهای پایدار و معنی دار آنها در حدود 15 سالگی آشکار میشود. پژوهشگران علت این امر را این میدانند که پسران در مقایسه با دختران، بیشتر به بازیهای ریاضی و فضایی میپردازند و این خود انگیزه آنها را برای یادگیری بهتر و بیشتر افزایش میدهد.
خانمها از وضعیت ظاهری و از حالات روانی و درونی خود از آقایان آگاهترند و به خاطر همین برتری، با کوچکترین نشانه بیماری به پزشک مراجعه میکنند. تعداد مراجعان زن به پزشک بیشتر از مردان است، اما آقایان گاهی چنان از جسم و روان خود بی خبر میشوند که گاهی پس از مرگ مشخص میشود به بیماریهای مزمن مبتلا بودهاند. آقایان بیش از خانمها بر روان خود تسلط دارند و به خاطر همین، سازگاری و انطباق بیشتری دارند.
عدل میگوید که در مسائل اجتماعی نیز زنان و مردان تفاوتهایی در روابط، شغل، علایق و موضوعات صحبت با هم دارند.
از لحاظ علائق و انگیزهها، میان 2 جنس تفاوت به چشم میخورد که احتمالاً بخش زیادی از آن ناشی از عوامل فرهنگی و اجتماعی باشد. دوستان مونث بیشتر بر حرف زدن و سهیم شدن عاطفی تکیه میکنند، حال آنکه دوستان مذکر روی فعالیتها و انجام کارهای مشترک تأکید میورزند. گذشته از این، نحوه صحبت کردن 2 جنس با هم تفاوت دارد. مردان صمیمی عمدتاً درباره مسائل روز و بیرونی حرف میزنند، در حالی که زنان بیشتر مسائل و احساسات شخصی را مطرح میکنند.
عشق از زیباترین مفاهیم زندگی است که همه آدمیان با این واژه آشنایند. تفاوتهای جنسی در این زمینه هم وجود دارد. براساس تحقیقات، عشق برای زنان یک ارزش است. به طور کلی جنس زن به عشق و ارتباط و زیبایی بها میدهد، به حمایت و کمک و پرورش دیگران میپردازد و کمال را در سهیم بودن و روابط داشتن میداند.
براساس یک تحقیق، علایق زیباشناختی، اجتماعی و مذهبی در زنان بیشتر است. آنها به زیبایی و هنر، معاشرت با مردم و تجربههای عرفانی گرایش شدیدتری دارند، در حالی که مردان به امور سیاسی و تئوریک علاقهمندند و به قدرت یا نفوذ بر مردم و پیگیری حقیقت با عقل گرایش دارند.
به نظر میرسد که زنان و مردان همواره از شیوههای ارتباطی یکسانی استفاده نمیکنند و به همین خاطر گرفتار مشکلات ارتباطی میشوند. مردان بیشتر از اظهارات قاطع، آمرانه و قدرت نمایانه استفاده میکنند و اطلاعات فردی خود را ارائه میکنند. هدف آنها از گفتگو حفظ پایگاه شخصی است، در حالی که زنان بیشتر از کلمات آزمایشی و تاییدجو استفاده میکنند. زنان حمایت عاطفی ارائه میدهند و هدف آنها از گفتگو برقراری و حفظ ارتباط است. زنان بیشتر از الگوی آهنگی، تعجب، بشاشت و ادب استفاده میکنند و میزان پایبندی آنها به درستی کلمات بیشتر است. مردان بیشتر از زنان صحبت شخص مقابل را قطع میکنند. زنان به اندازه مردان حرف هم جنسهای خود را قطع میکنند، اما به ندرت حرف مردان را قطع میکنند. همینطور با کمال تعجب، مردان بیشتر از زنان در گروه صحبت میکنند. زنان نسبت به پیامهای غیرکلامی حساستر هستند و پیامهای صمیمانهتری را منتقل میکنند.
با بررسی این تفاوتها و بسیاری تفاوت دیگر که مجال پرداختن به آنها نیست، این سوال پیش میآید که آیا این 2 جنس میتوانند همدیگر را درک کنند و با این همه تفاوتی که دارند در نهایت به یک درک متقابل برسند یا نه.
درک متقابل، امکانپذیر یا غیرممکن
باید گفت که این تفاوتها فقط باعث ایجاد اختلاف نمیشوند و فوایدی هم دارند. عدل میگوید که از فواید تفاوت، ایجاد جذابیت است و از طرف دیگر، این تفاوتها تکمیل کننده هماند. بخشهای به کار گرفته نشده هر جنس توسط جنس مخالف به کار گرفته میشود، اما اختلاف و فاصله زیاد هم معمولا موجب عدم درک صحیح میشود.
عدل ادامه میدهد که درک متقابل، مستلزم شناخت عمومی از جنس مقابل، شناخت خاص از فرد مورد نظر و عدم تفاوتهای فاحش میان 2 نفر و داشتن آگاهی برای کنار آمدن با آن ویژگیهاست. پذیرش، مهمترین عنصر در ارتباط بین 2 جنس است. ضمن شناخت جنس مخالف، باید قضاوت را کنار گذاشت و آنچه را طبیعت جنس مخالف است پذیرفت. در این صورت است که 2جنس میتوانند باوجود اختلافات و تفاوتهایشان، سازگارانه در کنار هم زندگی کنند.
وقتی شما با مطالعه و مشاهده خصوصیات جنس مخالفتان را بشناسید، تا حدودی میتوانید احساسات و رفتارهای او را تحلیل کنید و دچار سوء تفاهم نشوید. از طرفی میفهمید که چگونه باید رفتار کنید تا او را راضی نگه دارید و از طرف دیگر با توضیح خصوصیات جنس خود به او و تشویق همسرتان به مطالعه این خصوصیات او را نیز به سمت درک بیشتر سوق میدهید. برای درک متقابل باید هر 2 جنس کمی از رفتارهای مردانه یا زنانهای را که همسرشان از آنها آزار میبیند، تغییر دهند تا با هم همخوانتر و سازگارتر شوند. عدل تاکید میکند که باید زبان و نحوه گویش و رفتار جنس مخالف را خوب شناخت و به همان زبان با او صحبت کرد تا طرف مقابل هم پیام را دریابد.
با این اوصاف، درک متقابل بین زن و مرد امکانپذیر است، چون در وجود همه ما ویژگیهای مردانه و زنانه وجود دارد اما شدت آن متفاوت است. میتوانیم تمام این خصوصیات را درک کنیم، اما باید آنها را با مطالعه بشناسیم و درباره آنها با هم گفتگو کنیم. نباید درگیر احساسات زنانه یا تعصبات مردانه شویم و باید بدون پیشداوری و قضاوت بد بینانه آنها را تفسیر کنیم.
برای رسیدن به درک بهتر، چند سوال را از همسرتان بپرسید. اول اینکه هنگام ناراحتی، غم و عصبانی شدن دوست داری با تو چگونه رفتار شود؟ دوم اینکه چه چیز میتواند تو را خوشحال کند و نشان دهنده این باشد که کسی تو را دوست دارد؟ سوم اینکه دوست داری چه نوع زندگیای داشته باشی و از چه شرایطی لذت میبری؟ و در آخر، اطلاعات پیش پا افتادهای مانند رنگ و غذا و گل و حیوان و فعالیت مورد علاقه همسرتان را از او بپرسید. با دانستن جواب این سوالات، میتوانید سنجیده و درست عمل کنید و به نتیجه دلخواهتان برسید. این سوالات کوتاهترین راه برای شناخت همسرتان است که گرچه کامل نیست اما تا حدودی میتواند به شما کمک کند.
نقش فرهنگ و خانواده
شناخت جنس خود و مخالف، از همان ابتدای زندگی آغاز میشود و همان موقع نیز عوامل زیادی روی این شناخت تاثیر دارند. در این میان، انگار بعضی از باورها ریشهای قدیمی در انسان دارد، مثلا جنس نر معمولا خود را برتر میداند و خود را محق میداند که امتیازات بیشتری داشته باشد. عدل میگوید که این مساله ریشه تاریخی دارد. انسان اولیه در شرایطی زندگی میکرده که مردان وظیفه تهیه مایحتاج زندگی را داشتهاند و امنیت را در زندگی فراهم میآوردهاند. از طرفی، قدرتهای عقلانی ضعیفتر بوده و تمام تاکید بر قوای جسمانی بوده است، بنابراین مردان خود را برتر میدانستند. متاسفانه این روحیه همچنان در مردان امروزی هست. سوق دادن بچهها به نوعی رفتار یا یک فعالیت خاص به خاطر جنسیتشان و نهی از پرداختن به بعضی فعالیتهای دیگر و محدود کردن آنها میتواند به این باور غلط که من نمیتوانم دامن بزند.
هرچه میگذرد، منطق و عقل بیشتر در جوامع حاکم میشود و انسانها بیشتر در مییابند که باید از قابلیتها و تواناییهای خود استفاده کنند. چه بسا دختران و پسرانی که برای جنسیت خود از فعالیت علمی، هنری و یا ورزشی به خاطر جنسیتشان منع میشوند و یا حد اقل تشویق نمیشوند و چه بسیار استعدادهایی که در پس این نقشپذیری جنسی بروز پیدا نمیکند و چه زیادند همسرانی که میتوانند با عشق و محبت زندگی کنند، اما به خاطر فرهنگ اشتباه جنسیتی و ناآگاهی دچار مشکل میشوند.
اما راه تصحیح این فرهنگهای جنسیتی، و قبل از اینکه مسوولان بخواهند از راه کارهای کلان استفاده کنند که زمانبر است خانوادهها هستند. پدران و مادرانی که دوست ندارند فرزندانشان با این تبعیضها بزرگ شوند، میتوانند بر فرزندان خود تاثیر زیادی بگذارند. عدل در این باره میگوید. پدر و مادر میتوان در ارتباط با فرزندان غیر همجنسشان، زمینه شناخت جنس مقابل را فراهم آورند. تعریف کردن داستانهایی با این مضامین و امکان برقراری روابط سالم و در حریم خانواده بین2جنس، این امکان را ایجاد میکند. وقتی خانواده به فرزندش یاد بدهد که جنس مخالف را به درستی بشناسد، او نیز کمتر تحت تاثیر احساسات دچار اشتباه میشود و میتواند از ابتدای زندگی با دید درستی با بقیه تعامل داشته باشد.»
با وجود تمام تفاوتهای بین زن و مرد، دیدید که میتوان از آنها به نفع زندگی استفاده کرد. پس مطالعه کنید، گفتگو کنید، همدیگر را درک کنید و لذت ببرید.
حدیث السادات میرزایی
گواردیولا چگونه برترین مربی تاریخ شد؟
خرید و فروش غیرقانونی انواع حیوانات و پرندگان کمیاب ادامه دارد