در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
این خبر چند روز مانده به دیدار وو بنگائو، رئیس مجمعهای خلق چین و کنت مرنده، همتای کنیایی او با هدف رایزنی پیرامون راههای توسعه روابط دوکشور اعلام شد.
چند روز بعد از این دیدار ون جیابائو، نخستوزیر چین روز 8 نوامبر (17 آبان) راهی بندر تفریحی شرمالشیخ مصر در سواحل دریای سرخ شد تا در مراسم افتتاحیه چهارمین نشست وزارتی مجمع همکاریهای چین آفریقا شرکت کند.
دیدار مقامات عالیرتبه چینی و همتایان آفریقاییشان طی سالهای اخیر به امری متعارف تبدیل شده است. همین مساله باعث شده غرب نسبت به اهداف و نیات پکن در قبال آفریقا دچار بدگمانی شده و با حساسیت خاصی روابط دو طرف را دنبال کند.
وقتی چین سال 2006 میلادی را «سال آفریقا» نامگذاری کرد و در نشست سالانه چین آفریقا میزبان 45 کشور آفریقایی بود و برای سران 17 کشور قاره سیاه فرش قرمز پهن کرد خیلیها گمان داشتند هدف پکن دستیابی به منابع معدنی و نفت این قاره برای به تحرک واداشتن موتور اقتصادی چین است اما به ظاهر علاقه چین به قاره آفریقا دلایلی فراتر از نیاز چین به انرژی دارد.
چین طرحها و جاهطلبیهای بزرگی برای آفریقا دارد. اگرچه دنیا همچنان به آفریقا به مثابه قارهای عقبمانده و بیاهمیت مینگرد لیکن چین با نگاه به آینده به دنبال یافتن جای پایی در این قاره و تسلط بر بازارهای مصرفی در حال گسترش آن است.
دیدگاه غربیها نسبت به آفریقا همچنان بیشباهت به رمان «سرزمین تاریکی» ژوزف کنراد نیست که در آن قاره سیاه سرزمینی وحشی، بدوی و عاری از تمدن واقعی توصیف شده است. در زمان کنراد خاستگاه توجه غربیها به آفریقا منابعی بود که روی زمین یا زیر آن قرار داشتن. در آن زمان مهمترین منبع درآمد آفریقا تجارت عاج بود و امروز نفت و منابع معدنی است.
با این حال چینیها در آفریقا به دنبال اهدافی هستند که ممکن است برای غربیها دور از ذهن یا حتی مضحک باشد. شرکتهای خصوصی و دولتی چین معتقدند بازارهای مصرفی آفریقا به معدن طلایی بکر میماند و دلیل تعامل بیسابقه پکن با دولتهای آفریقایی حصول اطمینان از این مساله است که وقتی مسابقه خرید در آفریقا شروع میشود شرکتهای چینی در بهترین موقعیت برای فتح بازارهای این قاره قرار دارند.
هرچند در نمودارهای اقتصادی از هند به عنوان بزرگترین بازار مصرف بالقوه در سالهای آتی یاد میشود لیکن آمارهای آفریقا چنانچه به این قاره به مثابه هویتی واحد نگریسته شود وضعیت مشابهی را به دست میدهد. به عنوان مثال قاره آفریقا طی یکدهه گذشته نرخ رشدی معادل هند (6 تا 7 درصد در سال) را به ثبت رسانده است. درآمد سرانه آفریقا نزدیک به درآمد سرانه در هند است و جمعیت این قاره در کمتر از یک دهه با جمعیت چین برابری خواهد کرد.
راندون ماهاجان، نویسنده کتاب «ظهور آفریقا» به وجود طبقهای ممتاز در قاره سیاه با 50 تا 150 میلیون نفرجمعیت که از قدرت خریدی معادل طبقه متوسط جوامع غربی برخوردار هستند، اشاره کرده است. مهمتر از آن بین 350 تا 500 میلیون تن در آفریقا را خانوارهایی برخوردار از شغل با ثبات و توان خریدی معادل نیروی کار چین و هند تشکیل میدهند.
این طبقه امیدوار به آینده کوکاکولا مینوشد، گوشیهای موبایل خود را با ورود مدلهای جدید به بازار عوض میکند و با جمع کردن سرمایههای خود به خرید خودرو و موتورسیکلت رغبت نشان میدهد.
توجه غرب چون همیشه معطوف فقیرترین اقشار قاره سیاه است که همیشه با فقر دست و پنجه نرم میکند در حالی که چین نگاه خود را به نیمه دیگر دوخته که اگر چه امروز فقط توان خرید تیشرتها، کفش و دوچرخههای ساخت چین را دارد اما در آینده قابلیت خرید محصولات گرانتری را هم خواهد داشت.
وزارت تجارت چین از طریق بانکها و موسسات توسعه صادرات به دنبال اعطای وامهای کم بهره، مشوقهای صادراتی و سایر اشکال حمایتهای دولتی به شرکتهای دولتی و خصوصی برای یافتن بازارهای بالقوه در قاره سیاه است. دولت همگام با تلاش برای تعریف طرحهای مشترک با شرکتهای آفریقایی همهتوان خود را به کار گرفته تا گشایش بازارهای آفریقایی به روی محصولات چین را تضمین کند.
پکن در واقع با همکاری خود با آفریقا 2 هدف را با یک تیر میزند. زمامداران چین در برابر پرداخت وامهای کم بهره و اعطای سایر کمکها به کشورهای آفریقایی انتظار برخورداری توام با اولویت از منابع انرژی این قاره و حمایت آفریقاییها در نهادهای بینالمللی چون سازمان ملل و همچنین دسترسی سهل و آسان شرکتهای چین به بازارهای مصرفی قاره سیاه را دارند.
با این حال طرح بزرگ پکن برای قاره سیاه ضعفهای خاص خود را هم دارد. به عنوان مثال هجوم کالاهای ارزانقیمت چینی به بازارهای آفریقایی به قیمت از دست رفتن فرصتهای شغلی در این قاره تمام شده و در نهایت به شکلگیری مقاومت در بین جوامع آفریقایی منجر خواهد شد.
مساله فساد مالی را هم نباید فراموش کرد. نهادهای سیاسی در آفریقا ضعیف هستند و فساد مالی در دستگاههای دولتی شایع است و همین مساله میتواند به تلهای برای شرکتهای چین تبدیل شده و تلاشهای آنان را بر باد دهد.
علاقهمندی تقریبا نوظهور چینیها به قاره سیاه حساسیت غربیهای را برانگیخته و توجه آنان را نسبت به این واقعیت برانگیخته که پکن برای بهرهبرداری حداکثر از بازارهای مصرفی قاره سیاه در غیاب توجه کافی غربیها خیز برداشته است.
مترجم: رضا سادات
منبع: فارین پالیسی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: