دیگر برای مخاطبان ایرانی مشخص است که وقتی پای اسماعیل میرفخرایی در میان است، باید شاهد یک برنامه علمیاز گروه دانش باشند. چهره و صدای او همواره خاطره برنامه دانش را برای مخاطبان تداعی میکند و جالب اینکه با وجود خشک و تخصصی بودن برنامههای علمی که طبیعتا باید مخاطبان کمی داشته باشند، جذابیت اجرای میرفخرایی و علاقهای که خودش به این مباحث دارد در جذب مخاطبان بیشتر و عامتر کردن برنامههای دانش محور تاثیر گذاشته است و این نشان میدهد که شیوه اجرای یک برنامه علمی، چقدر در مخاطب پذیری آن موثر است و علمی بودن این برنامهها، باید به رسانهای بودن یا رسانهای شدن آن نیز توجه کنیم. در واقع باید میان یک برنامه علمی تلویزیونی و یک میزگرد دانشگاهی و فرهنگی تمایز قائل شویم. معیار اصلی این تفاوت نیز مخاطبان هستند؛ آن هم مخاطبان متعدد و متنوع تلویزیونی که سطح سواد و دانش آنها با هم فرق میکند و درک یکسانی از سوژه برنامه ندارند. بنابراین برنامهسازان تلویزیونی باید اول به طیفهای متفاوت مخاطبان توجه کنند و میزان و قابلیت درک آنها را در نظر بگیرند.
مساله دیگر توجه به سویه رسانهای آنها است. برنامههای علمی که غالبا از شبکه 4 سیما پخش میشوند، به مخاطبان خاص و نخبگان و فرهیختگان جامعه تعلق دارند و تهیهکننده نمیتواند سطح علمی برنامه را در حد یک مخاطبان عام پایین بیاورد و اساسا این برنامهها برای مخاطبان عام تولید نشدهاند. شاید بتوان این نظر را تا حدودی پذیرفت، ولی حتی اگر این برنامه برای مخاطبان تخصصی ساخته شوند رسانهای بودن آنها را نمیتوان نادیده گرفت. اسماعیل میرفخرایی و عبدالرضا رشیدی، 2 نفر از مجریانی هستند که به این مساله دقت میکنند و اساسا بخش عمدهای از جذابیت برنامه به نحوه اجرای آنها برمیگردد. براساس نظر سنجی انجام شده از افراد تحصیلکرده (فوق دیپلم و بالاتر) که توسط مرکز تحقیقات، مطالعات و سنجش برنامهای صداوسیما انجام شده، 69 درصد بینندگان یک روز درهفته، 20درصد دو روز در هفته و 11درصد 3 روز در هفته بیننده این برنامه بودهاند بیشتر بینندگان (62درصد) برنامه پرتو را «خیلی زیاد» و «زیاد» متنوع و جذاب دانستهاند و بیش ازدو سوم بینندگان نیز این برنامه را در تامین نیازهای اطلاعاتی خود در حد خیلی زیاد وزیاد موفق دانستهاند. در مجموع، 78درصد بینندگان از این برنامه ابراز رضایت کردهاند. بدیهی است یکی از دلایل مهم این جذابیت که آماری 62 درصدی داشته است به کیفیت اجرای برنامهها باز میگردد. در کنار این مساله باید به انتخاب خود سوژهها و موضوعات بحث نیز توجه داشت. معمولا 3 دسته از موضوعات از جاذبه بیشتری برخوردارند یکی کشفیات تازه یا اتفاق عجیب و نادری که در یک حوزه علم رخ داده و پرسشهای زیادی درباره آن وجود دارد. دوم، موضوعاتی که فراگیری و عمومیت بیشتری دارند، مثل برنامههای پزشکی و سلامت که در عین تخصصی بودن، به عنوان یک مساله انسانی وسعت و دامنه بالایی دارند. مباحث روانشناسی و تربیتی نیز مخاطبان زیادی دارند و برنامه را در عین علمی بودن، خانوادگی هم میکنند. شاید پرطرفدارترین برنامههای علمی و گفتگو محور، برنامههای هستند که مسائل خانوادگی و روانشناسی را پی میگیرند. سومین موضوع جذاب برای برنامههای علمی، به طرح مباحث روز برمیگردد. یکی از کارهای خوبی که در برنامه پرتو صورت میگیرد، پوشش خبری و تحلیلی کنفرانسها و همایشهای علمی و هنری است که در کشور و اغلب در پایتخت اتفاق میافتد. این برنامهها نیز به دلیل به روز بودن موضوع از پویایی خوبی برخوردار است، ضمن اینکه کارکرد اطلاع رسانی درباره آن کنفرانس و همایش را هم داراست. برنامههای علمیرا بر اساس موضوع نیز به 2 گروه عمده میتوان تقسیم کرد؛ یکی برنامههایی که یک موضوع واحد یا رشته علمیخاص را محور کار خود قرار میدهند و به شکل تخصصی به طرح موضوع میپردازند. نمونه اخیر آن را میتوان در برنامه «ارتباط ایرانی» دید که در آن اسماعیل میرفخرایی با مهمان برنامه دکتر محسنیان راد، یک کتاب را که در باره تحولات ارتباطات در ایران است مورد نقد و بررسی قرار میدهند و به بهانه این کتاب، نگاهی علمیو تاریخی به سیر پیشرفت ارتباطی در ایران میاندازند. «برنامه آسمان شب» هم که از شبکه 4 پخش میشود اختصاصا به نجوم و ستارهشناسی میپردازد. گروه دوم برنامههایی علمی هستند که صرفا ماهیتی عملی دارند و بنا به اقتضای برنامه یکی از موضوعات و سوژههای علمی و فرهنگی را در برنامه خود بررسی میکنند و نمونه بارز آن همین برنامه پرتو است که موضوعات متعدد و متفاوت علمیو پژوهشی را با یک روش اجرایی پوشش میدهد و به دلیل همین تنوع سوژه و به روز بودن برنامه، پویایی و نشاط بیشتری دارد و جای خود را در میان مخاطبان بویژه فرهیختگان جامعه باز کرده است. برنامههای علمی اگر تولید رسانهای جذابی داشته باشد 2 کارکرد بسیار با ارزش خواهد داشت که علاوه بر اطلاعرسانی واجد اهمیت است. یکی اینکه میتواند به آشتی و نزدیکی بیشتر نخبگان و فرهیختگان جامعه با تلویزیون بینجامد دوم اینکه به ارتقای سطح فکری و دانش مخاطبان عام نیز کمک میکند و به نوعی مخاطب عام را به مخاطب خاص، تبدیل کند.
سید رضا صائمی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم