در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
قیصر با آنکه فرصت زیادی هم نداشت، اما با شنیدن این جمله زمان زیادی را در همان حیاط و محوطه باز حوزه ایستاد و گرم گفتگو با من و حسین شد.
یک بار هم سال 83 و در جریان برپایی کنگره شعر و قصه جوان بندرعباس دوستان لطفی داشتند و قرار شد بزرگداشتی برای من برپا شود و بسیاری از شاعران در این مراسم حضور داشتند از جمله قیصر امینپور که من هیچ وقت لطف او و حضورش در این مراسم را فراموش نمیکنم بویژه آن که این اواخر خب همه میدانستیم که حال چندان مناسبی نداشت و بندرت به مراسمی میرفت و به همین دلیل آن سال و هنگامی که او را در بندرعباس دیدم علاوه بر شوق درونی واقعا شرم وجودی هم داشتم.
این متانت ، عشق و علاقهای که قیصر به شاعران داشت بویژه شاعران جوان نکتهای مهم است و من بارها شاهد چنین برخوردهایی از قیصر بودم که سرشار از فروتنی بود.
خاطره دیگری در همین رابطه از او در ذهن دارم؛ یک بار فکر میکنم در دفتر شعر جوان بود و وضعیت جسمیاش هم واقعا بحرانی بود، اما در همان وضعیت نشسته بود و پاسخنامه و شعرهای یک شاعر جوان، شهرستانی و گمنام را مینوشت به او گفتم حالا خستهای پاسخ را بگذار برای زمانی دیگر، اما گفت نه من باید 10 صفحه مینوشتم یک صفحه دیگر باقی مانده است و باید تمامش کنم و نامه را برایش پست کنم؛ جالب اینکه میتوانست نامه را بدهد برایش پست کنند ولی تاکید داشت خودش هم نامه را پست کند که هم مطمئن شود که ارسال شده و هم زودتر به دست آن شاعر جوان برسد.
این نوع برخورد به نظر من خیلی فراتر از شعر و شاعری است و روح والا و انسانی قیصر را نشان میدهد و بیدلیل هم نبود که در تشییع پیکرش چنین جمعیت گسترده و باشکوهی آمده بودند و بیتردید آن همه جمعیت تنها برای شعرش نیامده بودند بلکه روح بزرگ و اخلاق انساندوستانه و فروتنی قیصر نکتهای مهم است که در خاطر همه آنها که با او برخورد داشتند ماندگار خواهد شد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: