بدیهی است در اردوی لیکرز سوای کوبی برایانت، بهترین گلزن 10 سال اخیر این تیم، توجهها معطوف به فیل جکسون باشد. وی 65 ساله شده و در 76 سال اخیر، انواع و اقسام بیماریهای کهولت سن را تجربه کرده، اما هنوز آن قامت استوار و آن وزن قابل توجه را نگه داشته و همچنان «فیل جکسون» است. پیروزی در فینال سال گذشته سبب شد جکسون دهمین قهرمانی خود را نیز در این پیکارها در مقام مربی دشت کند که این رکوردی جدید برای مربیان در این لیگ است. او پیشتر، این رکورد را با 9 مورد قهرمانی به طور مشترک با رد ائرباخ، مربی مشهور سابق سلتیکز در اختیار داشت؛ اما حالا از آن نام مشهور هم گذر کرده و یکه و تنها شده است.
حذف فاکتورهای مزاحم
آینده جکسون چیست؟ کسی نمیداند. فقط این مساله مشخص است که 3 هفته پیش، تعطیلات تابستانی او که در ایالت مونتانای آمریکا جریان داشت، تمام شد و وی به لسآنجلس برگشت تا کمپ نهایی تدارکاتی تمرینی لیکرز را طراحی و اجرا کند. حواشی و مسائلی که معمولا در این موقع از سال، از تمرکز بازیکنان و اعضای باشگاه بر اهداف تیم میکاهد، زیاد است و جکسون وظیفه خود را حذف این فاکتورها میداند. مشکلات در لیکرز و بهتر بگوییم عوامل حواسپرتی در اردوی این تیم طی هفتههای اخیر، اصلا کم نبوده است. از یک سو اوایل تابستان امسال ران ارتست به لیکرز منتقل شد که در اختیار داشتن چنین مهاجمی، عالی است؛ اما شخصیت ناآرام وی برای نگران شدن هر مربی و حتی جکسون سرد و گرم چشیده، کفایت میکند. لامار اودوم، دیگر مهاجم لیکرز بتازگی ازدواج کرده و طبعا در تمرینات او نیز خلل افتاده است. کورت رمبیس که سالها دستیار و مورد اعتماد جکسون بوده، اخیرا از لسآنجلس رفته و استادش را تنها گذاشته و بدتر از تمامی آنها، توجه همیشگی تمام تیمهای دیگر و رسانهها به برایانت است که لحظهای هم کلیدیترین بازیکن لیکرز را تنها نمیگذارند یا میخواهند او را صید کنند یا با وی معاملههای تجاری و شغلی انجام دهند و از نامش سود جویند.
چارهای نیست
جکسون آخرین سال قرارداد اخیرش با لیکرز را سپری میکند، اما کسی از او نمیپذیرد که از حالا باب مذاکرات با سران باشگاه با نیت تمدید آن را بگشاید. او باید مثل پدری دلسوز باشد که ابتدا زندگی فرزندانش را رتق و فتق میکند و سپس به خود میاندیشد.
جکسون در آستانه ماه دوم پاییز میگوید: چارهای نیست. وقتی چندی پیش گفتم بچههایم به رغم بزرگسال شدن عقل درست و حسابی ندارند و کسی باید باشد تا آنها را مدیریت کند نپذیرفتند، اما حالا همانها میگویند که باید این بچهها را دائم راهنمایی کنم. این کار را طبق معمول برای فصل جدید شروع کردهام.
به رغم کارهای فنی فوقالعاده و سیلاب گلهای کویی برایانت که باعث شد وی در 2008 مرد سالN.B.A و فصل پیش آقای گل این لیگ شود، ماندگارترین تصویر در اردوی این تیم در سالهای اخیر، تصویر مربی بوده که در کنار خط حتی حضورش برای آرام و موثر واقع شدن شاگردان او کفایت کرده است. کمتر کسی میتوانست پس از 3 قهرمانی متوالی لیکرز در سالهای 2000 تا 2002 و سپس نایبقهرمانی 2004 و جدا شدن شکیل اونیل زوج ناآرام کوبی و کوچ او به میامی هیت تیمی را که به نظر میرسید به پایان یک سیکل خاص از حیاتش رسیده باشد احیا کند، اما جکسون این کار را انجام داد. مهمتر اینکه او بعد از یک فصل (2005) استراحت و تحویل گرفتن ترکیبی که فقط سایهای از لیکرز قدرتمند قبلی در تابستان سال 2006 بود، این کار را با سیستمهای معمول خود و «سر فرصت» انجام داد. مگر او همانی نبود که با هوشمندی عجیبی 6 قهرمانی شیکاگو بولز در دهه 1990 را پی ریخت؟
ماه دردسرها
جکسون کمپ نهایی تدارکاتی تیمهای حاضر در لیگ بسکتبال آمریکا را که معمولا مهرماه برپا میشود، همیشه بدرستی معدن مشکلات و این زمان را «ماه دردسرها» خوانده است، وی اینبار نیز میگوید: «همیشه غصهام میشود. توقعات و ناآمادگیها در این موقع از سال زیاد است و باید یک مشت آدم زیادهخواه را وادار به بازگشت به فرم سابقشان کنید؛ آدمهایی که یکی دو ماه از محیطهای مسابقهای به کلی دور بوده و بشدت تنبل شدهاند.
باید موبایلهاشان را جمع و از نشستن دائمیشان پای اینترنت جلوگیری کنم. آهای کارکن، پاس بده، پرتاب کن، مگر توی مغزشان فرو میرود؟» اگر ران آرتست انفجاری با عقد قرارداد 33 میلیون دلاری 5 سالهای به استیپلز سنتر آمده تا زوج جدید کوبی باشد، به جبران آن ترهور آریزا از این مکان که محل انجام بازیهای خانگی لیکرز است، رفته و عضو هوستون راکتز شده تا جای خالی آرتست را در آنجا پر کند و البته غیبت یک ساله یائومینگ چینی را که همچنان مصدوم و حاشیهنشین است، جبران کند.
فیل جکسون با نگاه حرفهای خود میگوید: «روی کاغذ و در ظاهر با آمدن آرتست ما بهتر و قویتری شدهایم، اما در این موارد هیچ اطمینان و هیچ حکم قاطعی وجود ندارد و ممکن هم هست که کار برعکس شده باشد. مهم نیست که اسم و رسم آمدهها و رفتهها چیست، آنچه اهمیت دارد هماهنگ شدن نفرات با یکدیگر است. آنها باید با یکدیگر کنار بیایند و یکدست شوند.
هیچگاه تضمینی در این خصوص از قبل وجود ندارد. یک مربی باید بنشیند و دقیقا بررسی کند که آیا بازی شاگردانش صاحب عنصر کلیدی وحدت و ترکیب آنان دارای حداکثر تعاون و اتحاد رفتاری شده است یا خیر و سپس امید ببندد که در طول فصل بازیکنان به آرامی به یکدیگر بیشتر پیوند بخورند و طوری کنار هم کار کنند که هیچیک آن را باری بر دوش خود تلقی نکند.»
آغاز دورهای تازه
برآوردهای فنی جکسون درباره آرتست و شاگردان قبلیاش به قوت خود بافی است: «در مقام قیاس، آرتست ذاتا از آریزا بازیکنی تهاجمیتر است، ولی آریزا زمانی نزد ما آمد و مشغول بازی شد که ما بازیکنی از قماش وی میخواستیم. او یک سد محکم در برابر رقبای ما و تهاجمات آنها هم بود. البته آرتست هم ویژگیهای دفاعی را در بازیاش دارد که باید برای آن برنامهریزی شود و این کاری است که چند هفته است در دستور کارم دارم. به خود او تذکر دادهام حواسش کاملا روی کارش و تیم متمرکز باشد و من کسی نیستم که حاشیههای زیاد و مطرح شدن بیش از حد او یا سایرین را به دلایل اجتماعی در رسانهها بپذیرم و هیچ نگویم. برای او دورهای تازه و متفاوت با گذشته شروع شده و هر چه سریعتر این را بفهمد، به نفع همگان خواهد بود.»
جکسون مثل یک پدر بر زندگی اودوم هم نظارت داشته است و میگوید ملاحظه ازدواج او را کرده، اما با همان دیدگاه به محض این که وی را در کمپ تمرینی نهایی لیکرز فاقد نظم و تمرکز ببیند، از ترکیب ذخیرهها هم بیرون خواهد گذاشت و کسانی که طی این سالهای طولانی با جکسون کار کردهاند، میدانند که وی این کار را خواهد کرد و کسی که پیشینه رام کردن موجود سرکشی مثل دنیس رادمن در شیکاگو را داشته باشد، امثال اودوم را در مشتش دارد.
سادهانگاری ممنوع
بازیهای «پیشفصل» و مسابقات دوستانه 30 تیم حاضر در N.B.A نیز از 5 مهرماه شروع شد و لیکرز هم به نوبه خود به میدان آمده اما جکسون صرفنظر از نتایج این بازیها و حتی فراتر از مساله آماده بودن یا نبودن نفراتش به این چشم داشته که آیا بازیکنان در قالبهای گروهی لازم فرو رفته و فضای لازم را در خود هضم کردهاند یا نه. مردی که مایکل جوردن را در بولز بدل به بازیکن حاکم لیگ و احتمالا برجستهترین بسکتبالیست تاریخ کرد، میگوید: «به شاگردانم گفتهام اگر دائما اسم و وصف آنها را به دلایل غیرورزشی در رسانهها و یا دائما در حال ارسال پیام روی خطوط اینترنت ببینم، وای به حالشان، نام بازی ما بسکتبال و محیط ما، یک فضای صددرصد حرفهای و وظایفمان نیز رسیدن به آمادگی کامل در لیگی است که حتی وقتی در آن در اوج قرار دارید، مثل آب خوردن خواهید باخت. من اصلا نمیخواهم شاگردانم در تمامی 24 ساعت به بسکتبال فکر کنند، اما اگر 10 ساعت از هر روز را در لیکرز میگذرانند، اجازه نمیدهم حتی یک دقیقه از آن صرف مسخرهبازی و سادهانگاشتن کارها شود و شما قهرمان نمیشوید، مگر اینکه ذاتا قهرمان باشید. من باید این خصلت و باور را توی مغز آرتست فرو کنم و فکر میکنم اقداماتم در این خصوص روی دیگر شاگردانم نیز کاملا موفقیتآمیز بوده است و اطمینان لازم را از این بابت در خود حس میکنم.»
آنها ما را میکشند
جکسون کسی را جانشین مستقیم کورت رمبیس، دستیارش که سرمربی مینهسوتا شده، نکرده است. به تصمیم وی 2 کمکمربی دیگر تیمش وظایف رمبیس و بخصوص تدوین روشهای دفاعی تیم را بهعهده گرفته و به وی و بازیکنان انتقال خواهند داد. مهمتر از آن ترکیب ثابت لیکرز و بهتر بگوییم معقولترین آرایشی است که این تیم میتواند برای فصل پیشرو پیاده کند و از دیدگاه جکسون این ترکیب از آرتست، پائوگاسول، اندرو باینام، اودوم و البته برایانت شکل میگیرد.
باینام جوان از آسیبدیدگی طولانی فصل پیشاش رهایی یافته و گاسول اسپانیایی همانی است که میتواند در روز خوبش هر دفاعی را ساقط کند و کوبی! مگر او تعریف و توصیف هم میخواهد؟ چهره پدرانه لیکرز (جکسون) حرف آخر را میگوید: «فیلم بازی پنجم و آخرمان با اورلاندو مجیک را در فینال سال پیش برای بازیکنان گذاشتم، بازی را 86 - 99 برده بودیم. گفتم چه میبینید؟ گفتند چقدر خوب حرکات حریف را مهار و محدود کرده و دووایتهاوارد (ستاره تیم مجیک) را کماثر ساخته بودیم، گفتم خیر، ببینید چقدر دوندگیمان کم بوده است. با این میزان دوندگی این فصل ما را خواهند کشت. آیا میفهمید؟.»
مترجم :وصال روحانی
منبع: Los Angles Times / اکتبر 2009
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم