عدهای هم البته به نوع دیگری از آب گلآلود ماهی گرفتهاند و قطعه زمینی که در روزگارینزدیک جزیی از مسیر صعود کوهنوردان بوده است را با یک اتاقک آهنی تصرف و تابلوی فروش به آن چسباندهاند.
این عکسها میگویند متجاوزان به حریم کوهستان آنقدر جسور شدهاند که جلوی چشم همه مسوولان درست در ارتفاعات پایتخت حتی به محدوده جاده خاکی کوه هم رحم نمیکنند و بیهیچ نگرانی دل کوه را میتراشند تا گلیمشان را درازتر از قبل کنند و اگر بساط کاسبی دارند با ترفندی ساده گسترشش دهند تا یکبار دیگر این طبیعت و حریم آن باشد که مورد درازدستی قرار میگیرد.
فقط کافی است در جایی از این مملکت کوهی از زمین سر برآورده باشد و تعدادی درخت سایه بر آن انداخته باشد و نهری از کنارش گذشته باشد تا پای متجاوزان به طبیعت به آن باز و داستان نابودی میراث طبیعی از نو نوشته شود.
در این میان البته چشم امید خیلیها به سازمان حفاظت محیط زیست، اداره منابع طبیعی و نهادهای دیگر است تا بلکه جلوی رشد قارچگونه این ساختمانها را بگیرند، اما انگار با وجود تاکید زیاد شهردار تهران برلزوم تخریب ساخت و سازهای غیرمجاز و برخورد با اینگونه ساخت و سازهای جدید هنوز سرعت تولید این سازهها بیشتر از سرعت تخریب آنهاست.
وقتی این اوضاع را با عباس محمدی، مدیر انجمن دیدهبان کوهستان در میان میگذاریم همه این مطالب را تایید میکند و میگوید، در یکی دو دهه گذشته بویژه در چهار ، پنج سال اخیر روند ساخت و سازها در عرصههای طبیعی و نقاط غیرمجاز آنچنان شدت گرفته که تنها میتوان نتیجه گرفت پولهای نفتی سرریز شده به کشور خیلیها را به این سمت کشانده است تا به جای دنبال کردن پروسههای تولیدی به سمت ساخت و ساز بیایند و از این رهگذر سودی به جیب بزنند.
او البته این روند را تنها مختص مردم عادی نمیداند، چراکه با شهامت اعلام میکند روحیه ساخت و ساز در حریم منابع طبیعی در قشر دولتی هم نفوذ کرده و کار به جایی رسیده است که حریم طبیعت و البته قانون براحتی زیر پا گذاشته میشود.
قانون ساخت و ساز در ارتفاعات
پیش از انقلاب، قانونی به تصویب رسید که میگفت ساخت و ساز در حریم کوهستان در ارتفاع بالای 1400 متر غیرمجاز است، اما پس از انقلاب مسوولان این ارتفاع را بنا بر وضعیت منطقه تا 1600 و 1800 متر هم ارتقا دادند، با این حال محمدی میگوید، امروز وضع به گونهای شده است که خیلی بالاتر از این ارتفاع هم ساخت و ساز انجام میشود.
او وقتی از ارتفاعات دربند، پسقلعه، شیرپلا، شمشک، پلنگچال و کوچه باغهای درکه و ساخت و سازهای غیرمجاز در آن میگوید، این سوال را هم مطرح میکند که چطور میشود اگر در محدوده شهر، شهروندی چند سانتیمتر به حریم پیادهرو و خیابان تجاوز کند، قانون بلافاصله در موردش اعمال میشود، ولی ساخت و سازهایی که همه شاهدش هستند و پنهانکردنی نیست درست در مقابل چشم همه ضابطان قانونی انجام می شود.
سکوت سازمان محیط زیست
مدیر انجمن دیدهبان کوهستان وقتی این را میگوید، سکوت سازمان حفاظت محیطزیست را هم در حد یک معما معرفی میکند و چنین نتیجه میگیرد که به دلیل نبود هماهنگی میان مسوولان و وجود اختلافنظر میان آنها، کسانی که فکر تصاحب منابع ملی را در سر دارند، جسور شدهاند.
یافتن مسوولانی در تهران که این موضوع را تایید کنند کار بسیار سختی بود چون جبلی، معاون محیط طبیعی اداره کل محیطزیست استان تهران با مقدمهچینیای نامفهوم خبرنگار ما را به محیط زیست شهر تهران ارجاع میدهد و خسرو دانشجو، سخنگوی شورای شهر تهران نیز با بیان این که 2 سال پیش مناطق غیرمجاز برای ساخت و ساز علامتگذاری شده و حالا باید رفت و دید که چه اتفاقی افتاده است، در پاسخ اصرارهای خبرنگار ما گفت، نمیتواند چیزی بگوید که صرفا خوشایند خبرنگار باشد.
با این حال حسن بیادی، دیگر عضو شورای شهر تهران حرفهایی را مطرح کرد که موضوع گزارش را تایید میکرد. او در حالی که با کمی احتیاط سخن میگفت، اظهار کرد: «من اعتقاد دارم که هم در ارتفاعات و هم در غیر ارتفاعات افرادی خلاف میسازند.
در نقاط بالای ارتفاع 1800 متر نباید ساختوساز کرد، ولی پهنهبندیهایی وجود دارد که حتی ساخت و ساز در زیر ارتفاع 1800 متر را هم غیرمجاز میداند، اما متاسفانه در بعضی نقاط شمال و شمالغرب تهران این ساخت و سازها در حال انجام است.
شهرداری منطقه یک خبر ندارد
البته ممکن است، بعضی ساخت و سازها از نظر من و شما تخلف باشد، ولی در واقع اینطور نیست.
این اظهارات بیادی، بخشی از گفتههای اعضای فدراسیون کوهنوردی و مشاهدات فعالان محیطزیست را تایید میکنم اما وقتی خواستیم، شهرداری منطقه یک تهران نیز چیزی در این باره بگوید، پس از روزها تلاش، شهردار منطقه اعلام کرد این موضوع ربطی به او ندارد و در حیطهای نیست که او در برابرش موضع بگیرد.
مدیر روابط عمومی شهرداری منطقه نیز این ساخت و سازها را از پایه و اساس انکار کرد تا همچنان این سوالها باقی بماند که ساختمانهایی که کوهنوردان در مسیر صعود خود در نقاط مختلف شمال تهران میبینند از کجا آمده است؟ و مهمتر این که بالاخره محدوده شهر تهران قرار است تا کجا پیش برود؟!
تهدیدی به وسعت ایران
اما این تنها حکایت پایتخت و طبیعتش نیست. مدتهاست که خبر میرسد روستای گردشگرپذیر «زیارت» در انتهای پارک ناهارخوران آنجا که گفته میشود زیباییهایش دست کمی از ماسوله ندارد زمینهایش به دست کسانی که میگویند صاحبش هستند و سند دارند، چوب حراج میخورد و ساختمانهای بدقواره آن حوزه آبخیزداری گرگان را تهدید میکند. تماسهای پیدرپی ما با مسوولان استان گلستان، حرفهای ضد و نقیضی را درپی داشت؛ حرفهایی که گاه آنقدر در تضاد بودند که حیرت تنها نتیجهاش بود.
عبدالرضا چراغعلی، عضو شورای شهر گرگان و عضو هیاتمدیره نظام مهندسی استان، آنقدر حرفهایش شفاف و بیپرده بود که شکی باقی نمیگذاشت که با وجود برگزاری جلسات متعدد، دستورهای موکد و صدور نامههای تند از سوی مدیران، باز هم متخلفان نگران نشدهاند و تجاوز به عرصه منابع ملی را دنبال کردهاند.
او میگوید کسانی که زمینهای این منطقه را میفروشند، سندهایی در دست دارند که بواسطه آن سندها اداره منابع طبیعی کاری به کارشان ندارد و وضع به جایی رسیده که اکثر قریب به اتفاق مدیران استان هم خود در این منطقه زمین خریدهاند و در آن ویلا ساختهاند اما در شرایطی که چراغعلی معتقد است، ادله طبیعی و جغرافیایی نشان میدهد ادعای مالکیت اراضی درست نیست و مسوولان تنها تظاهر به مقابله با ساخت و سازهای غیرمجاز میکنند ، خواجه مدیرکل منابع طبیعی استان گلستان قاطعانه به «جامجم» میگوید، هیچ ساخت و سازی در عرصه منابع طبیعی انجام نمیشود و آن 900 هکتار از اراضی حوزه روستای زیارت که خرید و فروش میشود همه جزو املاک شخصی است.
او البته کمی انصاف به خرج میدهد و میگوید، حتی باوجود چنین سندهای مالکیتی او شخصا با ساخت و ساز در این منطقه مخالف است ولی توضیح نمیدهد چرا زمینهایی که سند زراعی دارند، حالا بیهیچ مانعی تغییر کاربری میدهند و به منطقه مسکونی تبدیل میشوند.
مدیرکل منابع طبیعی استان گلستان میگوید این مالکیتها مربوط به گذشته است اما یادآور میشود که با برخی متخلفان برخورد قضایی شده و برخی ساخت و سازها قلع و قمع شده است.
او بر این نکته که دادستانی و شورای حفاظت از منابع طبیعی و بیتالمال پیگیر موضوعاند، تاکید میکند و برای بهبود وضعیت کنونی چشم به راه روزی میماند که دستگاههای متولی برای حفظ محیط زیست بیشتر هماهنگ شوند.
مریم خباز
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم