مرد شاکی در اظهاراتش به بازپرس مشفق گفت: پسرم فرد معتادی است و بهخاطر صدور چک بلامحل به مردم دستگیر و روانه زندان شده بود، چندی قبل هم پس از آزادی با استفاده از موقعیت اجتماعیام، به منازل دوستان و اقوام میرفت و به بهانه این که من نیاز مالی دارم، از آنها پول قرض میگرفت و متواری میشد.
ابتدا از ارتکاب جرایم وی بیخبر بودم تا این که پس از دریافت احضاریههای کتبی از مراجع قضایی و انتظامی وقتی به مرکز پلیس رفتم، متوجه شدم که پسرم از شاکیان مبالغی از یک میلیون تا 10 میلیون تومان دریافت کرده و بیآن که پول آنها را بپردازد، دیگر به خانهاش بازنگشته و فرار کرده است و همسرش از وی اطلاعی ندارد. با شنیدن حرفهای شاکیان بشدت شوکه شده و گمان نمیبردم، پسرم به خاطر تامین هزینه اعتیادش، اینچنین با آبروی خانوادگیام بازی کند و مرا در دام خود گرفتار کند. اما ماجرا به همین موضوع ختم نمیشد.
پسرم با مدارک جعلی به یکی از بانکهای تهران مراجعه و با دریافت دسته چک، با افراد بسیاری معامله و چکهای بلامحل برای آنها صادر کرده و اموال و کالاهایی از آنها دریافت و ناپدید شده است.
شاکی اضافه کرد: به این ترتیب، جستجو برای یافتن پسر کلاهبردارم را آغاز کردم، ولی بینتیجه بود تا این که از هفته گذشته او پس از تماسهای متعدد، مرا تهدید به قتل اعضای خانواده کرد و گفت که اگر در چند مرحله مبلغ، 2 میلیون تومانی به وی نپردازم، نقشه شوم خود را عملی میکند، حتی 2 شب به طور متوالی در خیابان مرا سایه به سایه تعقیب میکرد و با چاقویی که همراه داشت قصد جان مرا کرده بود. به دنبال این جنایت دستور قضایی برای دستگیری متهم صادر شد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم