در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
بارانی از اندوه، جان شیفته جهان را به خود مشغول کرده است، درختان ایستادهتر از همیشه تن به باران دادهاند، باران بند بند انگشتان درختان را میشمارد و تا سیاهی دل آسفالت جریان مییابد، ابرها اندوه میبارند، خیابانها به راه افتادهاند.
کدام صیاد آرامش دیریاب ماهیها را به آشوب کشانیده و دم بازی کدام کوسه ماهی، زلالی دریا را آشفته کرده است؟
در سوگ کدام خورشید است که گلها سر برهنه از خاک تا افلاک قد میکشند؟
ما در داغ کدام آسمان، کدام ماه، کدام ستارگان میباریم که پرندگان از هر کجا که آسمان را شروع میکنند بر شانههای ما فرود میآیند؟ شانههایی که بیچتر، زیر بارانیترینی که میشناسم راه میروند و شروهخوانی میکنند.
شانههایی که تنها صدای بال فرشتگان بر آن باریده بود.
در کدام اوج ایستادهایم که پرندگان از دستان آسمانی ما دانه برمیچینند و با ربنای ما آسمان را گسترش میدهند.
دیروز، در زلالترین صبح پاییزی دستهایی از تبار تیره تبر، و از نژاد عریان عربده، باغ را به قربانگاه بردند، و درختانی از تبار طوبی را به خنجر کین مهمان کردند.
امروز اندوه میباریم و زلال میشویم، بیچتر در بارانهای مداوم پاییزی راه میرویم و از صدای هیچ رگباری، نهیب هیچ ابر سترونی هراسی به دل نداریم.
امروز بغض فروخوردهامان را در آسمان میپاشیم تا فردای مزارعمان خورشیدیتر باشد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: