به دنبال شکایت این مرد، پروندهای تشکیل و به اداره یازده آگاهی تهران ارسال شد.
مرد شاکی در اظهاراتش به دادیار سلیمانی گفت: خواهرزنم گاهی، به خانهمان میآمد و پسرم را با خود به گردش و پارک میبرد. روز حادثه هم وی به خانهمان در خیابان فرشته آمد و در غیابم، امین را برای تفریح به پارک محلهمان برد و قرار شد یک ساعت بعد او را به منزلمان بازگرداند، اما خبری از آنها نشد. وقتی با غیبت طولانی آنها روبهرو شدم، به اتفاق همسرم به خانه وی رفتیم، ولی اعضای خانوادهاش گفتند چندساعتی است، معصومه خانه را ترک کرده و از او بیاطلاع هستند.
با شنیدن این حرفها ابتدا تصور کردیم اتفاقی برای آنها افتاده است. بنابر این جستجو برای یافتن آنها را ادامه دادیم، اما بینتیجه بود. به ناچار به خانه بازگشتیم که تماسهای تلفنی چند زن با من شروع شد.
هر یک از آنها بیان میکردند، پسرم و خالهاش را به گروگان گرفتهاند و باید در قبال آزادی آنها، 300 میلیون تومان پول بپردازم و در غیر اینصورت، آنها را به قتل خواهند رساند.
ردپای خاله در آدمربایی
به دنبال این شکایت، دستور قضایی برای پیگیری و تحقیق در این زمینه در شعبه 11 آگاهی تهران صادر شد.
در ادامه کارآگاهان پس از بررسی صحبتهای زنان تماسگیرنده با خانواده شاکی، متوجه شدند که صدای یکی از آنها با خاله کودک گمشده مطابقت دارد.
با مشخص شدن این موضوع، پسر این زن دستگیر و به مرکز پلیس انتقال یافت و در اظهاراتش به پلیس بیان کرد، از قصد آدمربایی مادرم بیاطلاع بودم و پس از دستگیری از موضوع آگاه شدم. مادرم در تماس تلفنی با من فقط جویای احوال خانواده بود. نمیدانم چرا اقدام به گروگانگیری کرده است، خاله و شوهرش همیشه من و خانوادهام را حمایت مالی میکردند.
به دنبال اظهارات این پسر، دادیار سلیمانی رئیس شعبه دوم دادسرای جنایی تهران دستور قضایی مبنی بر چاپ تصویر کودک ربوده شده و خاله کودکربا را در روزنامهها صادر کرد تا مخفیگاه وی از سوی مردم شناسایی شود.
کودک ربوده شده در کلانتری پیدا شد
2 روز بعد از چاپ تصویر، زن کودکربا وقتی فهمید پلیس در تعقیب اوست، به یکی از کلانتریهای شهرستان تنکابن مراجعه کرد و با جا گذاشتن کودک در کلانتری، متواری شد.
ماموران کلانتری شهرستان تنکابن وقتی متوجه شدند کودک بدون زن جوان در راهروی کلانتری جا مانده است، به تحقیق از او پرداختند.
اظهارات کودک ربوده شده
امین کودک ربوده شده در اظهاراتش به پلیس گفت: روز هفتم مهرماه امسال خاله معصومه به خانهمان آمد و مرا برای تفریح به پارک برد و بعد به خانهای در تنکابن آورد و گفت؛ پس از چند روز به خانه باز میگردیم.
در این مدت فقط خاله با خانوادهام حرف میزد و نمیگذاشت من با آنها صحبت کنم، دلم برای آنها تنگ شده است و میخواهم نزد آنها بازگردم. ماموران با توجه به اظهارات کودک 6 ساله و فرار خاله وی از کلانتری که ادعا کرده بود، کودک گمشده و او را در بازار پیدا کرده است، به او مشکوک شدندو به گمان اینکه خاله کودک او را ربوده باشد، به استعلام از اداره یازدهم آگاهی تهران پرداختند. بنا بر این معلوم شد گفتههای کودک صحت دارد و خاله وی روز حادثه پس از ربودن وی، قصد اخاذی 300 میلیون تومانی از خانوادهاش را داشته است.
با مشخص شدن این موضوع، خانواده کودک ربوده شده با عزیمت به شهرستان تنکابن امین را از مرکز پلیس تحویل گرفتند.
با بازگشت امین نزد خانوادهاش، کارآگاهان اداره یازدهم تحقیقات از او را آغاز کردند تا مخفیگاه خاله وی کودکربا شناسایی و این زن فراری، دستگیر شود.