jamejamonline
صفحه نخست عمومی کد خبر: ۲۸۶۵۷۲   ۱۸ مهر ۱۳۸۸  |  ۱۹:۰۰

قاب خوانندگان

جذابیت در «تردید»

پرداختن به دو مقوله واقعیت نمایش شاید از جذابیت‌های یک فیلم سینمایی باشد. این موقعیت باعث می‌شود تا بیننده در مسیری کاملا فعال، نگاه بصری خود را دنبال کند. از این رو چنین آثاری به طور مرتب در مسیر نمایش قرار می‌گیرند و بانی آن می‌شوند که بیننده در حرکت داستان نگاه ایستا نداشته باشد. اثری که این روزها با چنین فلسفه‌ای روی پرده اکران است، ساخته واروژ کریم‌مسیحی می‌باشد و نام این اثر تردید است. اثری که علاوه بر مولفه‌ بالا، که یک امتیاز خاص برای آن محسوب می‌شود، یک اقتباس خاص ادبی را نیز همراه خود دارد؛ اقتباسی که بومی و ایرانی شده و توانسته حلاوت خاصی را در نگاه بیننده ایجاد کند.

سیاوشی که در این فیلم مطرح می‌شود، در موقعیتی مشابه هملت جای می‌گیرد. چنین تاکیداتی با گفتن چند جمله کلیدی که بازگشتی به اقتباسی بودن داستان دارد، سبب شده تا مخاطب به دنبال مسیری خاص در طول داستان گردد و البته این اتفاق آرام آرام می‌افتد.

در پدید آمدن این امر نمی‌توان به نگاه فلسفی حاکم در طول ماجرا توجه نکرد و آن مقوله نمایش و واقعیت است. صرف نمای نمایشی برای چنین آثاری که قادرند در حوزه اقتباسی هم گام بردارند، نخواهد توانست هدف‌های کلی را پوشش دهد. اما کریم مسیحی با مخلوط کردن همه این امور، به راحتی توانسته چنین فضایی را به وجود آورد.

در بستر مفهومی که در چنین داستانی‌ می‌‌توان آن را رصد کرد، مساله قدیمی جبر و اختیارات که با روشی ویژه در طول ماجرا به آن پرداخته می‌شود، این که آدمی چقدر در سرنوشت خود تاثیرگذار است، همواره سوال‌‌های متعددی ایجاد کرده است. با این وجود در قصه «تردید» تاکید به سیاوش و این که او چه میزان قادر خواهد بود بر سرنوشت خود اثرگذار باشد.

برای بیننده از همان ابتدا سوال می‌شود و با تعلیق‌های متعدد و البته در برخی مواقع اغراق‌آمیز، بر این سوال تاکید هم می‌شود، در تبیین تناقض خاصی که در این فیلم در مورد سیاوش مطرح می‌شود، باید توجه داشت که این امر مختوم به روش خاص نخواهد شد، بلکه معرفی در همان حوزه متناقض است.

سیاوش در دوسویی خاص قرار گرفته که هر سو تعریف و داستان خودش را دارد. او به مادرش نگاه می‌کند و به خودکشی پدرش (تداعی‌کننده قصه هملت)‌ گرچه در نگاه خارجی به داستان طعنه‌ای خاص به سیاوش بوده اما سوی دیگر ماجرا جذابیتش بیشتر است و آن تردیدی است که دختری به او داد.

مهتاب، دختری است که به سیاوش عشق می‌ورزد و این تردید گاه در بخش‌هایی از فیلم به عنوان عاشق افراطی مطرح می‌شود، اما علاوه بر این موارد شخصیت‌پردازی این اثر یکی دیگر از برتری‌های آن است.

سیاوش و مهتاب هر کدام توانسته‌اند باری از قصه را بر دوش بکشند و در نهایت داستان را در مسیری ویژه و آنچه مدنظر کارگردان است قرار دهند، با این وجود و صرف‌نظر از آن که تا چه میزان این اتفاق افتاده،

باید به بازی بهرام رادان و ترانه علیدوستی اشاره کرد؛ بازی‌هایی که هر یک در بروز این شخصیت‌ها نقش بسزایی داشته و توانسته‌اند در انتقال مفهوم موثر باشند. کریم مسیحی با ساخت این اثر ثابت کرد که پرده آخر، تنها اثر قابل قبول او نیست و او می‌تواند آثار قابل توجه و تامل‌برانگیز دیگری را نیز تولید کند.

شیما علی‌عسگری

ارسال نظر
* نظر:
نام:
ایمیل:

یادداشت

بیشتر
شنبه ساعت 4 اتفاق افتاد

شنبه ساعت 4 اتفاق افتاد

ساعت چهار بار نواخت.../به مادرم گفتم: «دیگر تمام شد»/گفتم: «همیشه پیش از آن‌که فکر کنی اتفاق می‌افتد/باید برای روزنامه تسلیتی بفرستیم...»

محتوای موفق را در اوج تمام کنیم

محتوای موفق را در اوج تمام کنیم

موفق‌ترین محتواها را باید در اوج تمام کرد و نباید این‌طور باشد که آن‌قدر یک برنامه را ادامه دهند که بیننده یا شنونده، زده شود.

گفتگو

بیشتر

پیشنهاد سردبیر

بیشتر
وضعیت قرمز گیشه

سینما سال جدید را هم با بحران شروع کرده و ظاهرا مردم هنوز رغبتی به فیلم دیدن ندارند

وضعیت قرمز گیشه

پیشخوان

بیشتر