در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
وارد استودیو که شدم، سمت راست، دکور سفید و نارنجیرنگ برنامه 90 خودنمایی میکند و سمت چپ، محوطه دکوری با رنگهای گرم که یادآور سردر سالن تئاتر است، به چشم میخورد. مسعود شامحمدلو و رضا بابک روی پلههای ورودی سالن تئاتر نشستهاند و دیالوگها را با هم تمرین میکنند.
پریسا گودرزی از گروه کارگردانی، دیالوگها را به 2بازیگر اصلی یادآوری میکند و راکوردها را حفظ میکند. چند مرد جوان، با ظاهری آراسته در اطراف صحنه هستند و گویا قرار است نقشهای فرعی نمایش را بازی کنند. چند نفرشان روی زمین نشسته و یک نفر ایستاده است.
مسعود سرمدی، مدیر صحنه تلهتئاتر است که مدام با اتاق فرمان در تماس است و تغییرات کارگردان هنری یا تلویزیونی را -که از اتاق فرمان صحنه را میبیند- به بازیگران منتقل میکند. به گفته سرمدی، امروز آخرین روز ضبط این نمایش است و همه سعی دارند با انرژی زیاد کار را به اتمام برسانند.
ضبط با 3 دوربین انجام میشود. رضا فراهانی، هادی حسینی پویا و محمدرضا کاظمی تصویربرداران این تلهتئاتر هستند که از زوایای مختلف این نمایش را به ثبت میرسانند.
از اتاق فرمان میگویند که بازیگران تمرین با دوربین را شروع کنند.
بهرام شامحمدلو، کنار پلهها ایستاده و با اندوه به نقطهای روی زمین نگاه میکند و خطاب به رضا بابک میگوید: «این نمایش دیگه اجرا نمیشه.»
بابک که روی پلهها نشسته با تعجب به او نگاه میکند. در حالی که سعی دارد به سمت شامحمدلو برود میگوید:
چطور دیگه اجرا نمیشه؟
شامحمدلو: ندیدی چطور منو از اینجا پرت کردند بیرون؟
دیگه اجرا نمیشه.
هر دو به هم نگاه میکنند و روی پلهها مینشینند و خیره به زمین با اندوه تکرار میکنند: «وحشتناکه وحشتناک...» بازی متوقف میشود.
داوود رشیدی با آرامش از در وارد میشود و به سمت بازیگران میرود و آهسته نکاتی را به آنها میگوید.
به سمت رژی برگشته و دوباره تمرین شروع میشود. این صحنه بارها و بارها تکرار میشود تا به مرحله ضبط برسد. هر بار رشیدی به آرامی به صحنه میآید و درباره تغییر و نوع بازیها صحبت میکند.
به نظر میرسد به دلیل حساسیت او در ضبط تلهتئاتر است که آثاری چون نمایش تلویزیونی «هنر» آنقدر ماندگار شده که بارها از تلویزیون پخش شده و هنوز هم تماشاگر دارد.
مسعود فروتن، کارگردان تلویزیونی نمایش هم، پیش از ضبط به رشیدی و بازیگران صحنه میپیوندد و با هم صحبت میکنند.
2 بازیگر اصلی «آخرین گودو»، آنقدر در تمرکز برای حفظ دیالوگها و حفظ حالات خود هستند که آمادگی صحبت کردن ندارند و بابک به صراحت میخواهد او را از مصاحبه معاف کنیم. به دنبال رشیدی به اتاق فرمان میروم و در فرصتی کوتاه از او میخواهم توضیحاتی درباره این تلهتئاتر در اختیار ما قرار دهد:
«این یک تئاتر تلویزیونی دوگانه است. 2 اثر تکپردهای به نامهای آخرین گودو که در حال حاضر مشغول ضبط هستیم و شایعه، براساس متنی از «ژان میشل ریبا» که در حدود 90 دقیقه تولید و پخش خواهد شد.
امروز آخرین روز ضبط آخرین گودو با بازی بهرام شامحمدلو و رضا بابک و چند بازیگر مرد است. این نمایش در واقع نمایش در انتظار گودو را یادآوری میکند که اثر نمایشنامهنویس شهیر بکت است و ترجمه متن آن را خودم انجام دادهام.»
او در مورد موضوع تلهتئاتر میگوید: «این نمایش تلویزیونی، ماجرای بسته شدن یک تئاتر در پاریس را به تصویر میکشد که در آن گودو با بازی رضا بابک و بکت با نقشآفرینی شامحمدلو در مقابل هم قرار میگیرند و گودو از بکت برای این که در نمایشنامه در انتظار گودو او را به روی صحنه نمیآورد، گلایه میکند.»
او در ادامه خاطرنشان میکند که فضای نمایش در کنار در ورودی تماشاخانه اتفاق میافتد و فضایی تاریک و خاموش دارد و در بخشهایی گودو با بکت به حالت پرخاش و گلایه با هم صحبت میکنند و ماجراهایی بین این 2 نفر روی میدهد.
رشیدی از انتخاب بازیگران اظهار رضایت میکند و میگوید: «از همان ابتدا که متن را ترجمه میکردم، بابک و شامحمدلو برای این نقشها مورد نظرم بودند. آنها آنقدر خوب در کنار هم بازی میکنند که جای هیچ حرفی باقی نمیماند. بازیگران این نمایش هر دو از افراد تحصیلکرده و باتجربه هستند و برای بازی در این نمایش کاملا مناسب بودهاند.»
منصوره بسمل
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: