بلوار پردیس بعد از گذشتن از کنار روستای تاریخی تابران و بقعه معروف به هارونیه، سر در آستان آرامگاه شاعری بزرگ میساید که حیات زبان فارسی و فرهنگ ایرانی مدیون اوست.
آرامگاه فردوسی، بیرون دروازه و باروی بزرگ شهر کهن قرار دارد که از مخالفت متعصبان و تنگنظران با دفن پیکر او در قبرستان عمومی حکایت دارد. گویا اینجا باغ خانوادگی فردوسی بوده است.
پی افکندم از نظم کاخی بلند
که از باد و باران نیابد گزند
اگر کاخ بلندی که فردوسی از شعر فارسی برافراشت و امروزه پس از هزار سال همچنان استوار و محکم است، اما آرامگاه او حال و روز چندان خوشی ندارد. محوطهای که فردوسی در آن آرمیده است، در بین خانههای ساکنان امروزی تابران که به اشتباه شهر توس نامیده میشود، در تنگنا گرفتار آمده است و مجموعه فرهنگیاش چندان کارایی و رونقی ندارد.
اولین بنای آرامگاه فردوسی در سال 1313 توسط آندره گدار با الهام از آرامگاه کوروش طراحی و ساخته شد که بعدها در سال 1348 از سوی مهندس هوشنگ سیحون بازسازی و گسترش یافت و باغ اطراف آن به همراه موزه کنارش ایجاد شد.
خبر خوشی که این روزها به گوش میرسد، این است که پس از 40 سال، مسوولان امور تصمیم گرفتهاند فضای بیشتری را برای نفسکشیدن این آرامگاه اختصاص دهند.
سیاوش صابری، مدیر پایگاه میراث فرهنگی توس در همین ارتباط به ایسنا گفته است: برای نخستین و آخرین بار، محوطه آرامگاه فردوسی به بیش از 2 برابر سطوح پیشین افزایش مییابد و در حال حاضر مشغول تهیه طرح تفضیلی آن هستیم.
مساله مهم در این خبر این است که آرامگاه فردوسی به عنوان اثری منفرد و تک در نظر گرفته شده و توضیحی درباره محور تاریخی و فرهنگی منطقه توس داده نشده است. این در حالی است که محل درس امام محمد غزالی (بقعه هارونیه)، روستای تابران، آرامگاه فردوسی و روستای پاژ (زادگاه شاعر) را باید به عنوان یک مجموعه منسجم و پیوسته دید و هر طرحی را با توجه به گستره آن تدوین کرد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم