با حجت‌الاسلام والمسلمین محمد محمدیان ، رئیس نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه‌ها

احزاب در دانشگاه‌ها به دنبال سیاهی ‌لشکرند

دانشگاه همواره یکی از کانون‌های شکل‌گیری تغییرات و تحولات اجتماعی بوده و در حال حاضر نیز چنین است. از همین رو بیشتر گروه‌ها و احزاب سیاسی در راستای رسیدن به اهداف و برنامه‌های خود، نیم‌نگاهی به دانشگاه‌ها داشته و تلاش کرده‌اند با تاثیرگذاری بر افکار این بخش از نخبگان اجتماعی، مسیر پیش روی خود را هموار کنند.
کد خبر: ۲۸۴۵۹۰

این مراودات سیاسی در گذشته وجود داشته و در آینده نیز گریزی از آن نیست، اما نکته قابل توجه این است که احزاب سیاسی نباید دانشگاه را همچون حیاط خلوت خود بدانند و هرچه خواستند به صورت یکطرفه در این محل مطرح کنند.

حجت‌الاسلام والمسلمین محمد محمدیان، رئیس نهاد نمایندگی مقام معظم‌رهبری در دانشگاه‌ها معتقد است دانشجویان برای این که در تعاملات سیاسی متضرر نشوند باید تشکل‌های خاص خودشان را با ادبیاتی که در خور فضای دانشگاه است، ایجاد کنند و آنهایی را نیز که وجود دارند، تقویت کنند.

مشروح این گفتگو را می‌خوانید:

پس از انتخابات و به وجود آمدن اغتشاشات، شاهد بودیم کانون این حوادث در برخی مناطق شهر و بخصوص در اطراف دانشگاه‌ها بود و باز هم شاهد آسیب‌دیدن دانشجویان در این ماجرا بودیم. ریشه چنین مساله‌ای را در چه می‌بینید؟

چنین بحث‌هایی در بخش دانشگاهی خودش را بیشتر نشان می‌دهد چون طبیعت دانشگاه است. فضای دانشگاه نسبت به دیگر جاها، بیشتر مناسب گفتمان است و روحیه جوانان بخصوص جوانان تحصیلکرده، نسبت به دیگران در مورد مسائل سیاسی حساس‌تر است. از آنجا که جوانان ما معمولا گرفتار مسائل نفسانی نیستند و مسائل شهوانی برای آنها اصل نیست، لذا آزادانه می‌اندیشند و به بحث‌های سیاسی و اجتماعی حساسیت بیشتری نشان می‌‌دهند. طبیعت دانشگاه این است که در کشور ما دانشجویان همیشه حساسیت بیشتری نسبت به مسائل سیاسی و اجتماعی نشان می‌دهند و این بحث جدیدی نیست و در حوادث اخیر نیز ما در این بخش حساسیت بیشتری را شاهد بودیم؛ البته دیگران هم که در فضاهای متعارف جامعه نمی‌توانند مخاطب زیادی پیدا کنند تنها امیدشان این است که بیایند و در دانشگاه به دنبال مخاطب بگردند. اینها دست به دست هم می‌دهد و حساسیت دانشگاه را نسبت به مسائل اجتماعی و سیاسی بیشتر می‌کند.

در حال حاضر و با توجه به بازگشایی دانشگاه‌ها به نظر می‌رسد برخی گروه‌های سیاسی قصد دارند بحث‌های پس از انتخابات را در دانشگاه‌ها پیگیری کنند. از نظر شما پشت پرده این مسائل چه چیزی است؟

این که افرادی قصد دارند اغتشاش را ادامه دهند و کاری کنند که ناآرامی‌ها در جامعه به پایان نرسد، واقعیتی است که وجود دارد و عده‌ای حتما به دنبال چنین مساله‌ای هستند. این که اینها به سراغ دانشگاه بیایند هم به نظر من خیلی غیرطبیعی نیست و دلیل آن هم همان است که در پاسخ به سوال قبلی عرض کردم. علاوه بر این باید گفت احزاب سیاسی ما بیشتر برای پیدا کردن پیاده نظام خود به سراغ دانشگاه‌ها می‌روند، زیرا در جامعه معمولا سطح استقبال از احزاب بسیار پایین است و اینها نمی‌توانند آن پشتوانه موردنیاز اعضا را کاملا تامین کنند، بنابراین به سراغ دانشگاه‌ها می‌آیند و متاسفانه به دنبال رشد دانشجوی ما نیستند بلکه به دنبال گوش می‌گردند. آنها به دنبال ایجاد شعور بالای سیاسی در دانشگاه‌ها نیستند. اگر آنها به دنبال این بودند که دانشجوی ما به یک بلوغ سیاسی برسد و خودش انتخاب کند که خوب بود، اما متاسفانه بیشتر به دنبال کسانی هستند که خواسته‌های آنها را محقق کنند.

از طرفی باید این حقیقت را پذیرفت که در میان 3 میلیون دانشجو، بالاخره 300 نفر پیدا می‌شود که به هر دلیلی از نظام خوشش نمی‌آید و دیدگاه‌های مخالفی با نظام داشته باشد.

این قبیل دانشجویان که نمی‌توانند از نظر علمی رشد کنند به دنبال این هستند که بتوانند به خاطر مخالفت با نظام نظر دانشگاه‌های خارجی را جلب کنند. باید توجه داشت که 300نفر از یک مجموعه 3 میلیون نفری را به هیچ وجه نمی‌توان به عنوان نماد دانشگاه در نظر گرفت. ما باید توجه داشته باشیم که به هر حال 500 نفر، 1000 نفر و حتی 10 هزار نفر در میان 3میلیون دانشجو هیچ‌وقت قادر نیست این بدنه عظیم را نمایندگی کند. بالاخره ما یک عده مخالف هم در دانشگاه داریم. البته تحلیل این که چرا با نظام مخالفند نیاز به یک بحث جداگانه دارد. به هر حال این عده مخالف نظامند و حتی ممکن است حاضر باشند با نظام مبارزه کنند.

باید به این نکته توجه داشت ما گاهی در جامعه تجمع‌های چند ده هزار نفری داریم که انعکاسی نمی‌یابند، ولی از آنجا که رسانه‌ها بر دانشگاه‌ها تمرکز می‌کنند اگر 20 دانشجو در یک جا جمع شوند و شعار دهند، این مساله در سطح تمام رسانه‌های بین‌المللی انعکاس می‌یابد که این هم به دلیل اهدافی است که دنبال می‌شود. وقتی که ما صحبت از دانشگاه می‌کنیم منظورمان بدنه عمومی آن است.

دانشجویان چگونه می‌توانند در میان جریان‌های مختلفی که همگی آنها هم دم از پیروی راه امام (ره)‌ و اصول انقلاب می‌زنند، مسیر صحیح را پیداکنند؟

به اعتقاد من بسیاری از دانشجویان ما اصول نظام را می‌دانند و منشأ مشکلات پدید آمده را هم می‌دانند؛ اما عده‌ای هم هستند که برایشان مشکل فکری پیش می‌آید و ممکن است انتخاب برای آنها سخت باشد. اینجا باید به بحث محکمات و متشابهات بپردازیم. ما برخی اصول و یک‌سری فروع داریم. اگر بخواهیم در فروع متوقف باشیم، به خاطر این که افق‌های فروع کوچک و محدود هستند، نخواهیم توانست به نقشه‌ای جامع دست یابیم. ما باید به اصول نظام و جایگاهی که جمهوری اسلامی ایران در حال حاضر در عرصه بین‌‌المللی دارد، توجه کنیم. بالاخره این نظام دشمنان خیلی روشنی دارد که با صراحت می‌گویند ما به دنبال تغییر و براندازی نظام هستیم. آنها برای این مساله در کشورشان بودجه تصویب می‌کنند.

وقتی نظامی چنین دشمنانی دارد باید ببینیم کدام جریان در راستای خواست دشمنان حرکت می‌کند و دشمن از افعال کدام جریان احساس خوشحالی می‌کند.

به وجود آمدن اختلاف میان جریان‌های سیاسی طبیعی است و در یک خانواده هم میان دو برادر ممکن است اختلاف به وجود بیاید.

وقتی با یک دشمن مشترک روبه‌رو هستیم باید اختلافات را کنار بگذاریم و ابتدا تکلیف خودمان را با دشمن روشن کنیم. امروز جریان‌های باصراحت، چه در آمریکا و چه در اروپا اعلام می‌کنند این نظام را نمی‌پسندند و طبیعی است که نپسندند. ما باید آن روزی احساس خطر کنیم که آنها ما را بپسندند، چون ما از نظر مبانی با آنها اختلاف داریم. وقتی آنها از یک حرکتی حمایت می‌کنند و کاملا برای آن فضای رسانه‌ای ایجاد می‌کنند، از آن دفاع می‌کنند. این برای ما یک اصل است. بسیاری از دشمنان ما هستند که سابقه دشمنی آنها فراتر از عمر انقلاب اسلامی است و برخی از آنها 200 سال است که تا توانسته‌اند ایران را تحقیر کرده‌اند. انگلستان 200‌سال ملت ایران را تحقیر کرده است و بسیاری از مشکلات و عقب‌ماندگی‌های ما به خاطر سیاست‌های تفرقه‌انگیز انگلستان در کشور ما بوده است. این‌ها که باید به خاطر یک عملکرد 200 ساله خود پاسخگو باشند، می‌آیند و از جریانی حمایت می‌کنند. قطعا آنها به این جریان هم اعتقاد ندارند، اما فکر می‌کنند این جریان می‌تواند به آنها کمک کند و این نکته‌ای است که ما باید کاملا مراقب آن باشیم.

آمریکا می‌آید و در مجلسش بودجه تصویب می‌کند تا نظام جمهوری اسلامی ایران را ساقط کند. حال او دارد از برخی شخصیت‌های داخل نظام حمایت می‌کند. ما می‌دانیم آمریکا هرگز این‌ها را هم قبول ندارد، اما باید دید چه منافعی باعث شده است که در این برهه تاریخ بیاید و پشت سر چنین افرادی قرار گیرد. ما باید این اصول را همیشه مد نظر داشته باشیم. بالاخره این نظام یک حرف جدیدی را در دنیا مطرح کرده است و ملت ایران به عنوان پیشگام تحول بزرگ در دنیا قرار گرفته و طبیعی است نظام سلطه در مقابل این حرکت ایستادگی خواهد کرد.

ما باید ببینیم که آنها در اختلافات داخلی ما از چه قسمتی حمایت می‌کنند و این می‌تواند برای ما ملاک بسیار خوبی باشد. این مساله را امام(ره)‌ به ما آموخت که هر زمان دشمن از شما تعریف کرد و از حرکت شما خوشحال شد، در درستی اعمال خود شک کنید. این یک اصل است. ما روایتی از امیرالمومنین علی(ع)‌ داریم که اگر کسی با لگد دشمن از خواب بیدار شود، اسارت حق اوست. ما نمی‌توانیم خودمان را در مقابل دشمنان به بی‌توجهی بزنیم و با مشغول شدن به اختلافات داخلی غافل باشیم که دشمن مشترک ما چه استفاده‌هایی دارد می‌کند.

این‌ها اصولی هستند که می‌توانند ما را در انتخاب مسیر صحیح کمک کنند، اصل مهم دیگری که باید متوجه آن باشیم حفظ ستون خیمه انقلاب است.

طبیعت دانشگاه این است که در کشور ما دانشجویان همیشه حساسیت بیشتری نسبت به مسائل سیاسی و اجتماعی نشان می‌دهند

این انقلاب ستونی دارد که اگر آن بشکند، دیگر بقیه خیمه نمی‌تواند سرپا بایستد. در این 30 سال همه اذعان کردند که ستون خیمه، رهبری بوده است. در زمان امام که همین طور بود و در 20 سال گذشته نیز به همین شکل و چون در این مدت این ستون سر پا بود و محکم ایستادگی کرد، هرچه توفان آمد نتوانست این خیمه را از جا برکند.

اگر از این ستون خیمه فاصله بگیریم یا آن را ضعیف بکنیم، دیگر ارکان خیمه نیز دوام نخواهد آورد و چیزی از آن باقی نخواهد ماند.

برخی از افرادی که در جریان این حوادث مورد تشویق و حمایت رسانه‌‌های غربی قرار گرفتند، کسانی هستند که سوابق درخشانی در سال‌های گذشته دارند و در حال حاضر نیز صحبت از پیروی راه امام(ره)‌ می‌کنند.

درباره امام خمینی(ره)‌ بحث زیاد می‌شود و تقریبا همه به گونه‌ای از امام(ره)‌ حرف می‌زنند. واقعیت این است که راه امام اصلا راه مبهم و پیچیده‌ای نیست، بلکه بسیار راه روشنی است و اصول آن هم مشخص است. امام به ما یاد دادند میزان، حال فعلی افراد است و سابقه افراد اصلا نباید باعث شود که ما امروز نتوانیم درخصوص وضع فعلی افراد قضاوت صحیحی داشته باشیم.

این سخن صریح امام (ره) است. گرچه سابقه نیز ارزشمند است، اما این ارزشمندی تا زمانی است که فعل هم با آن سابقه ارتباط داشته و در ادامه سابقه باشد. این از اصول روشن امام‌(ره) است. امام خمینی شخصیتی مثل آقای منتظری را که قائم‌مقام رهبری بود چون نسبت به اصول انقلاب و نظام خدشه وارد کرد، کنار گذاشت. سابقه آقای منتظری که برای هیچ‌کس مبهم نبود، اما چون وضع فعلی او، وضعی بود که دیگر نمی‌شد او را در چارچوب نظام حفظ کرد، امام با شجاعت تمام ایشان را کنار گذاشت.

راه امام خیلی روشن است. راه امام ایستادگی در برابر نظام سلطه و استکبار است. مگر می‌شود در راه امام تردید کرد. مگر درخصوص ایستادگی در برابر ظلم جهانی تردید داریم. کسانی که امروز حتی ما را دعوت می‌کنند که سلطه آمریکا را بپذیریم و در نظم نوین جهانی هضم شویم، آیا در خط امام حرکت می‌کنند؟

امام خمینی دفاع از مظلومین، چه در داخل و چه در خارج را جزو اصول خودش می‌دانست. کسی که کمترین آشنایی با امام (ره) داشته باشد، می‌داند مبارزه با کسانی‌که ملت‌ها را تحت سلطه خود درمی‌آورند جزو اصول امام است. کسانی‌که در حال حاضر نظام را به خاطر دفاع از غزه، لبنان، عراق و افغانستان ملامت می‌‌کنند، چگونه از پیروی خط امام دم می‌زنند. امام می‌گفت انتخاب مردم اصل است و رای ملت ملاک است. آیا کسانی‌که در این انتخابات آمدند و رای مردم را اینچنین مخدوش کردند و 24 میلیون رای را نادیده گرفتند، می‌توانند بگویند که در راه امام گام برمی‌دارند.

این انتخابات با همان سازوکاری انجام گرفت که در دوره‌های قبل انجام می‌شد. آقای موسوی در دوره نخست‌وزیری خود با همین ملاک‌ها، انتخابات برگزار می‌کرد، البته ایشان هیچ‌وقت خودش در معرض انتخاب مردم قرار نگرفته بود تا این مساله را تجربه کند، اما چندین‌بار انتخابات برگزار کرده بود. آقای هاشمی رفسنجانی در دوره هشت‌ساله خودش چندین‌بار با همین قوانین انتخابات برگزار کرده بود. آقای خاتمی نیز با همین نوع انتخابات رئیس‌جمهور شد و چندین‌بار انتخابات برگزار کرده بود، چطور یکدفعه همه این ضوابط و قوانین را کنار گذاشتند و به انتخاب مردم بی‌اعتنایی کردند. بله در تهران رای آقای موسوی بیشتر از رای آقای احمدی‌نژاد بود، اما مگر همه کشور در تهران خلاصه می‌شود؟ مگر می‌شود با نتیجه یک منطقه خاص درخصوص کل کشور قضاوت کرد و مگر می‌توان به خاطر یک انتخابات تمام ساختارهای نظام را در هم ریخت. اگر امام (ره) الان بود، آیا اجازه می‌داد این‌گونه انتخابات بزرگی را عده‌ای به خاطر این‌که رای نیاوردند خراب کنند؟ قطعا امام اجازه نمی‌داد. مگر ایشان نمی‌گفت که حفظ نظام از نماز واجب‌تر است. خط امام که می‌گوییم همین‌هاست. ایشان با صراحت حفظ نظام را واجب‌تر از نماز عنوان کرده است. بالاخره امام یک فقیه است و قطعا چنین سخنی مبنای فقهی دارد. امام خمینی مجتهدی بود که دقیق حرف می‌زد و همه صحبت‌هایش با استدلال همراه بود.

آیا اگر اغتشاشات قرار بود چند روز دیگر ادامه یابد و با آن شکل جان و مال و امنیت مردم به خطر بیفتد، این مساله با حفاظت از نظام همخوانی داشت؟ آنها که اصل نظام را با خطر مواجه می‌کنند مطمئنا با خط امام سازگاری ندارند.

امام خمینی (ره) می‌گفت؛ پشتیبان ولایت‌فقیه باشید تا به کشور شما آسیبی نرسد.

ایشان به دلیل این‌که موسس نظام بود، آنچنان جایگاهی داشت که در زمان حیاتش هیچ‌کس اصلا جرات نمی‌کرد درخصوص ولایت فقیه حرفی بزند. بنا بر این بدیهی است که امام این صحبت را برای بعد از خودش کرده است.

حال چطور می‌شود درخصوص ولی‌فقیه هر حرفی را گفت و سپس دم از پیروی از امام زد.

از دیگر اصول مورد تاکید امام خمینی مخالفت با اشرافی‌گری بود. امام می‌گفت من یک تار موی شما کوخ‌نشینان را به همه کاخ‌نشینان نمی‌دهم. آن وقت کسانی می‌آیند که خودشان کاخ نشینند و در بهترین نعمت‌ها غرقند، از خط امام هم صحبت می‌کنند. مگر می‌توان این مسائل را پذیرفت؟ خط امام بسیار روشن است. راه امام راه پرپیچ و خم و پرابهام و متشابهی نیست لذا این تابلو جلوی چشم ماست و می‌توانیم آن را ببینیم. البته برخی هستند که اصلا راه امام را قبول ندارند که ما با آنها کاری نداریم. اما آنهایی‌ که دم از راه امام می‌زنند، باید خود را با این تابلوها بسنجند.

ما البته نمی‌خواهیم همه چیز را سیاه و سفید ببینیم، زیرا درجه نزدیکی جریانات سیاسی به راه امام متفاوت است. این جریانات اگر در داخل نظام باشند و نزدیکی آنها به راه امام نمره قبولی بگیرد پذیرفته شده هستند و کسانی که اندک نزدیکی هم به خط امام دارند به همان اندازه برای ما محترمند.

اما گاهی تعارض‌هایی وجود دارد. برخی در زبان، سنگ امام را بر سینه می‌زنند و در عمل دقیقا برخلاف اهداف امام حرکت می‌کنند.

طبیعی است که وقتی در جامعه بصیرت وجود داشته باشد چنین مسائلی را نمی‌پذیرد. به نظر من بسیاری از دانشجویان ما این بصیرت را دارند و کسانی که امروز از زبان دانشجویان برخی مسائل را مطرح می‌کنند از بدنه دانشگاه اطلاعی ندارند. بدنه دانشجویی ما چنین مسائل و ادعاهایی را نمی‌پذیرد گرچه عرض کردم عده اندکی هم وجود دارند که مخالفند.

راهکار جناب‌عالی برای برون‌رفت جامعه از فضای بعد از انتخابات چیست و چه باید بکنیم تا برخی اعتمادها که در جریان انتخابات خدشه‌دار شد به حالت اول بازگردد.

من معتقدم در دانشگاه‌ها بهترین فرصت برای ایجاد فضای گفتگو را داریم و باید این فضا را ایجاد کنیم. اما باید در این فضا حتما 3 ملاک را مراعات کنیم. یکی این که گفتگوها واقعا با منطق و استدلال باشند و فارغ از تهمت‌زنی و ایجاد جو غیرواقعی صورت گیرند. ملاک دوم، اخلاق محوری است. یعنی باید واقعا ادب را مراعات کرد و به مخالف خود هم احترام گذاشت. اخلاق جزو ارکان دین ماست و ما معتقدیم بدون اخلاق، جامعه ما خیلی سریع با مشکلات بزرگ‌تر مواجه می‌شود، بنابراین باید اخلاق را مراعات کرد. سومین ملاک این است که همه باید به فصل‌الخطابی به نام قانون پایبند باشند والا گفتگوها به نتیجه نمی‌رسد. اگر با این سه محور، گفتگو را شروع کنیم و به جای این که بخواهیم در کف خیابان قدرت‌نمایی کنیم بیاییم و در فضایی علمی و صمیمی، صحبت‌های یکدیگر را گوش بکنیم و تحمل شنیدن حرف‌های مخالف را داشته باشیم، بسیاری از مشکلات ما حل می‌شود. اگر ما با این 3 ملاک گفتگوها را شروع کنیم، حتما موثر خواهد بود. شما ببینید آن چند مناظره‌ای که پیش از انتخابات انجام شد، ورای آن آسیب‌هایی که داشت، اما اصل آنها بسیار کار خوبی بود. مردم در این مناظره‌ها به طور غیرمستقیم از مسائل آگاه شدند و این برای جامعه، طلیعه روشنی است.

البته لازم نیست این مناظره‌ها حتما در سطح رئیس‌جمهور باشد، بلکه ما باید در سطوح پایین‌تر تمرین کنیم و یاد بگیریم به جای این که با همدیگر شاخ و شانه بکشیم، با حرف زدن و استدلال کردن مطالب خود را بیان کنیم. اگر دیدیم طرف مقابل ما برای حرف‌های خود استدلال قوی دارد، آن را بپذیریم. اگر دیدیم حرفمان حرف ضعیفی است اعتراف کنیم که حرف ما حرف ضعیفی بود و اجازه دهیم مردم انتخاب کنند. سعی نکنیم به جای مردم انتخاب کنیم. مردم واقعا شعور انتخاب را دارند و ما نباید شعور آنها را پایین بگیریم. باید به مردم اجازه داد که همه چیز را گوش بدهند و در نهایت خودشان انتخاب کنند. قطعا به نفع نظام ما و جامعه ماست که ما این فرصت را برای جامعه فراهم کنیم، لذا اگر یادتان باشد رهبر معظم انقلاب هم در همان خطبه بعد از انتخابات گفتند که این مناظره‌ها ادامه پیدا کند. من فکر می‌کنم این مساله راهکار بسیار خوبی است که از این التهابات بعد از انتخابات کاسته شود. به اعتقاد من اغلب کسانی که حتی به آقای احمدی‌نژاد هم رای ندادند دوستدار نظامند و این طور نیست که ما بیاییم و خط بکشیم و بگوییم اینها دوستدار نظامند و اینها مخالف نظامند. همه آن 40 میلیونی که به پای صندوق‌های رای آمدند، همگی دوستدار نظام هستند و تشخیص‌شان این بوده است که به آقای احمدی‌نژاد یا آقای موسوی یا هر کدام دیگر از کاندیداها رای بدهند. حالا این که عده‌ای سعی کردند جامعه را سیاه و سفید بکنند، قرمز و آبی بکنند و بعد در مقابل یکدیگر قرار دهند به نظر ما یک جریان سالمی نیست. اگرچه نمی‌خواهم بگویم همه اینها وابسته به خارج بودند؛ اما مطمئنا این جریان در راستای اهداف بیگانگان حرکت کرد. این که ما جامعه را سیاه و سفید کنیم و فضای دوقطبی بدین شکل را به وجود بیاوریم، آسیب‌هایی دارد که قابل جمع کردن نیست و دلسوزان نظام باید بشدت مواظب باشند که جامعه سیاه و سفید نشود. ما در جامعه رنگ‌های مختلفی داریم و همه آنها هم محترمند، مگر آنهایی که بخواهند با نظام مبارزه کنند.

دانشجویان برای این‌که در تعامل با احزاب متضرر نشوند بهتر است خودشان به فعالیت‌هایشان سر و سامان دهند

هیچ نظامی چه حق، چه باطل، چه علوی و چه غیرعلوی در برابر برانداز و کسی که بخواهد نظام را از بین ببرد، سکوت و مدارا نمی‌کند و باید در برابر این گونه جریان‌ها ایستاد؛ اما مردم ما که مردم‌برانداز نیستند. این 40 میلیونی که به پای صندوق آمدند، عموما با اعتقاد به نظام آمدند و همگی دلسوزان نظام هستند. حال در هر نظامی، درصدی هم با نظام مخالفند و از فرصت‌ها سوءاستفاده می‌کنند. ما باید بیاییم و فضا را از آن حالت دوقطبی سیاه و سفیدی دربیاوریم و با خروج از التهابات به فضای گفتگو رو بیاوریم. ما باید با پذیرفتن اصول مشترک، قانون اساسی را به عنوان فصل‌الخطاب قرار دهیم و با پایبندی به این مسائل شروع کنیم به گفتگو کردن و بعد اجازه دهیم مردم انتخاب کنند. اگر این اتفاق بیفتد همه مسائل حل می‌شود.

در این مسیر که اشاره کردید مسوولیت اصلی به عهده چه کسانی است؟

خواص باید بیشتر در این عرصه وارد شوند و وظیفه تاریخی خودشان را ایفا کنند. ما امروز در جامعه‌مان بیش از همیشه به وحدت نیاز داریم؛ اما این وحدت، مجوز می‌خواهد.

صرف شعار دادن در مورد وحدت کافی نیست؛ زیرا این مساله بدون محور اتفاق نمی‌افتد. شما هر چقدر تلاش کنید دانه‌های تسبیح را در مشت خود بگیرید، بالاخره خواهد ریخت. این دانه‌ها نیاز به یک بند دارند تا قابل استفاده باشند. این محور وحدت در جامعه چیزی نیست جز قانون اساسی، خط امام و رهبری. با این محور باید همه را دور هم جمع کنیم. رهبری نظام متعلق به هیچ جریان خاصی در جامعه نیست. شما اگر به دیدگاه‌های رهبری و موضعگیری‌های ایشان توجه کنید متوجه می‌شوید که ایشان متعلق به همه مردم است.

رهبر معظم انقلاب در خطبه‌های نماز جمعه پس از انتخابات گفتند همه 40 میلیون رای‌دهنده ماجورند. این یک حرکت تبلیغاتی نیست و واقعا دیدگاه‌های ایشان همین است.

ایشان عین اعتقاد خودش را گفتند و اعلام کردند که همه 40 میلیون رای‌دهنده، جزو این کشورند و دلسوز نظامند و همگی در این انتخابات ماجور هستند. بنابراین ما باید این محور وحدت را حفظ کنیم و اختلافات خودمان را در فضایی مطرح کنیم که دشمن سوءاستفاده نکند. حتما ما در میان یکدیگر اختلاف سلایقی داریم و حتی بالاتر از آن، اختلاف نظر هم داریم و شاید دیدگاه‌های بنیانی ما هم با یکدیگر تفاوت داشته باشد. اینها هیچ اشکالی ندارد؛ اما باید این اختلافات را در جایی مدیریت کنیم. اگر ما اختلافاتمان را مدیریت نکنیم، دشمن مدیریت خواهد کرد و این یک نکته اصلی است که ما بیاییم و اختلافاتمان را خودمان مدیریت کنیم. اختلافات در شرایطی مدیریت می‌شود که آن سه اصلی که قبلا عرض کردم،‌ مورد توجه قرار گیرد؛ والا اختلافات می‌تواند گسترش یابد و آتشش همه ما را در درون خود بسوزاند.

یکی از کانون‌‌هایی که همواره مورد توجه خاص احزاب و گروه‌های سیاسی قرار داشته و دارد دانشگاه‌هاست. دانشجویان چه باید بکنند تا در تعاملات سیاسی متضرر نشوند و ابزار دست سیاسیون قرار نگیرند؟

احزاب سیاسی در کشور ما واقعا هنوز به بلوغ نرسیده‌اند و بیشتر این احزاب دولت‌ساخته‌اند. بدین شکل که هر دولتی در زمان خود، یک حزب را ساخته و این حزب با توجه به رانت‌هایی که در آن دولت وجود داشته فعالیت کرده است، به همین دلیل است که احزاب ما به بلوغ نرسیده‌اند و خیلی کم داریم احزابی را که جایگاه حزبی به معنی واقعی داشته باشند. به همین دلیل است که احزاب به دنبال سیاهی‌لشکر هستند و سراغ دانشگاه‌ها می‌روند. بعضی از این احزاب به قول معروف در یک ماشین جا می‌گیرند و واقعا احزابی چون مشارکت و کارگزاران حتی نمی‌توانند 100 نفر از طرفداران خود را سازماندهی کنند. ما واقعا هنوز حزبی که بتواند سخنگوی بخشی از اجتماع باشد، نداریم. بنابراین باید به این نکته توجه کنیم که ادعاهای چنین احزابی باید در حد توان خودشان باشد و اینها نمی‌توانند از قول مردم حرف بزنند. البته می‌توانند در حد خودشان دیدگاه‌هایشان را مطرح کنند. دانشگاه متعلق به همه مردم است و در این حد نیست که حیاط خلوت احزاب قرار بگیرد و آنها بخواهند وارد آن شوند. البته هر فرد دانشگاهی می‌تواند برود و در احزاب فعالیت کند، اما دانشگاه حیاط خلوت احزاب نیست؛ زیرا دانشگاه اصلا برای هدف دیگری ساخته شده است. دانشگاه اهداف بلندی دارد و قرار است خلاءهای اصلی نظام را در مباحث پیشرفت، مسائل علمی و فناوری حل کند لذا ما نمی‌توانیم بپذیریم که احزاب براحتی وارد دانشگاه‌ها بشوند و هرچه خواستند به صورت یکطرفه در این حیاط ‌خلوت مطرح کنند و برای خود سیاهی‌لشکر پیدا کنند.

اما برای این‌که دانشجویان در تعاملات سیاسی متضرر نشوند باید تشکل‌های خاص خودشان را با ادبیات خودشان ایجاد کنند و آنهایی را که دارند نیز تقویت کنند.

به اعتقاد ما این برای دانشگاه خیلی مفیدتر است که با ادبیات دانشگاهی و با همان ساز و کارهای بسیار خوبی که در دانشگاه وجود دارد، به فعالیت بپردازد. در هر دانشگاهی اگر 5 دانشجو با یکدیگر جمع شوند می‌توانند تشکلی را ایجاد کنند و در چارچوب ضوابطی که اتفاقا بسیار روشن و آسان است به فعالیت بپردازند. بنابراین دانشجویان برای این‌که در تعامل با احزاب متضرر نشوند بهتر است خودشان به فعالیت‌هایشان سر و سامان دهند البته باید به این نکته هم توجه داشته باشند که فعالیت‌های سیاسی و فرهنگی به فعالیت علمی که اصل کار دانشجویان است صدمه‌ای نزند، زیرا اصل دانشگاه، انجام فعالیت‌های علمی است، اما ما معتقد نیستیم دانشگاه فقط باید در مسائل علمی خلاصه شود، زیرا بالاخره دانشگاه‌ها قرار است نیرو تربیت کنند، نیرویی که صرفا مسائل علمی را بداند اما مسائل اجتماعی را متوجه نشود، درخصوص مسائل سیاسی، تحلیلی نداشته باشد و بنیان‌های معرفتی محکمی نداشته باشد، مورد استفاده جامعه نخواهد بود و حداقل این است که جامعه نمی‌تواند از چنین دانشجویی استفاده مطلوب داشته باشد.

ما معتقدیم در دانشگاه در کنار مسائل علمی باید ابعاد دیگر دانشجویان نیز رشد کند. آنها باید درخصوص مسائل سیاسی و اجتماعی تحلیل داشته باشند و در این مسائل نقش ایفا کنند.

لذا دانشگاه حتما باید سیاسی باشد و حتما باید مباحث فرهنگی، اعتقادی به عنوان پایه کار مورد توجه قرار گیرند و در کنار اینها مسائل علمی نیز به عنوان هدف اصلی دانشگاه باید پیگیری شود البته ما از احزاب سیاسی هم می‌خواهیم که نخواهند دانشگاه را حیاط ‌خلوت خود قرار دهند و اگر آنها هم بخواهند چنین کاری کنند، مسوولان دانشگاه موظف هستند مانع این مساله شوند و نباید اجازه دهند که احزاب سیاسی بخواهند در دانشگاه به صورت مستقیم، ایفای نقش کنند.

حسین نیک‌پور

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها